|
نویسنده : نسرین لهراسبی نسب
- برنامه ريزی و مقدمات
احتمالاً دكتر پرويز ذوالعين سفر كرده
ترين جهانگرد ايرانی است. او موفق شده بود به 190 كشور
جهان سفر كند. آدم متمولی نبود. كارمند دولت بود و جز
آن هم يک استاد معتبر دانشگاه با تاليفات متعددی در
زمينه ی حقوق بين الملل. يعنی يک جهانگرد حرفه ای يا
فردی كه حرفه اش لزوماً ايجاب می كرد زياد در سفر
باشد، نيز نبود. پس چگونه توانسته بود به 190 كشور سفر
كند؟ چند سالی پيش از مرگش مجله ی جهانگردان گفت و
گويی با او انجام داد، تقريباً برای دريافتن پاسخ همين
سؤال. يک بخش به ياد ماندنی از آن گفت و گوی جذاب آن
جاست كه خبرنگار از شادروان دكتر ذوالعين می پرسد: شما
چگونه برنامه ريزی می كرديد كه توانستيد به 190 كشور
جهان سفر كنيد؟ دكتر ذوالعين اين گونه پاسخ می دهد كه:
اگر می خواستم برنامه ريزی كنم 190 كشور كه هيچ به 10
كشور هم نمی توانستم سفر كنم. سفر را سهل و آسان گرفتن
و خود را درگير قيود زائد و بعضاً ذهنی آن نكردن باعث
شد كه بتوانم تقريباً همه ی جهان را ببينم.
ايشان به عنوان شاهد مثالی بر اين رويه
ی خود می گويد: يک بار می خواستم به كرمان بروم. دو سه
روزی پرس و جو كردم درباره ی اين شهر. نقشه ی استان را
خريدم و چندتايی هم مقاله درباره ی آن خواندم. يک روز
عصر بار و بنه ام را جمع كردم و به ترمينال جنوب رفتم
برای سفر به کرمان . قبل از این که وارد محوطه ی
بیرونی ترمینال بشوم، در يكی از همان خيابان های شلوغ
اطراف ترمينال متوجه شدم كه شاگرد اتوبوسی سرش را از
پنجره بيرون آورده و داد می زند اهواز فوری ......
اهواز فوری ...... پريدم بالا و به اهواز رفتم. چقدر
هم سفر خوشی بود!
آنچه كه نقل شد، تاكيدی است بر اين
نكته كه سفر قبل از آنكه فنی آموختنی باشد، يک ويژگی
شخصيتی است. در روانشناسی سفر نيز گفته می شود اين كه
ما چگونه سفر می كنيم تابعی است از شخصيت، تربيت و
تحصيلات ما. همچنان كه می بينيم توانايی اقتصادی يا
ميزان بهره مندی از ابزارها و تجهيزات خاص در مرتبه
های بالای اين دسته بندی قرار نگرفته است. حتا می شود
گفت سفر اساساً يک جور هنر است. يعنی لذت بردن از آن
بيشتر از آن كه يک امر آموختنی باشد، موضوعی ذوقی،
حسی، عاطفی و درونی است. همچنان كه انتظار نمی رود همه
ی آدم ها از يک قطعه موسيقی فاخر و ارزشمند لذت ببرند،
نبايد انتظار داشت همه ی آدم ها لذت يک شب كمپينگ را
در كنار يک درياچه ی آرام و در زير آسمان پرستاره ی يک
شب كويری بدانند. و همان طور كه «فرانتس ليست» برجسته
ترين پيانيست تاريخ بود اما در همه ی عمر در حسرت اين
باقی ماند كه يک پيانو در خانه داشته باشد، می توان
تصور كرد آدمی حقوق بگير با درآمد ماهانه ی ناچيز را
كه هر ماه دست كم يک سفر جذاب به جايی ديدنی را تجربه
كند. همچنان كه دكتر ذوالعين به گفته ی خودش به عنوان
يک مسافر هرگز از بخش فرست كلاس هواپيماها استفاده
نكرد اما به 190 كشور جهان رفت.
پس، فن اول اين است كه برای مسافر خوبی
بودن، بايد لذت از سفر را ياد گرفت. بايد به سفر نه آن
چنان كه معمول است، تفريحی پرهزينه و گاه مشقت بار،
بلكه به عنوان هنری كاملاً قابل دستيابی و لذت بخش
نگاه كرد. وقتی آموختيد بی هيچ برنامه ريزی قبلی، بدون
هيچ نيازی به مقدمات طولانی و بدون هيچ پروايی از
مخاطرات معمول به جاهایی دور از محل سكونت سفر کنید،
آن وقت می توانيد خود را يک جهانگرد، يک مسافر، يک
سالک، كسی كه در سفر دست به سير و سلوک می زند،
بدانيد. ياد بگيريد كه دل به دريا بزنيد و بدون هيچ
برنامه ريزی قبلی به سفر برويد.
2- ابزار سفر
در اين كه برای نوازنده ی خوبی بودن
ذوق و استعداد و هنر نوازندگی شرطی خيلی مهمتر از ساز
ارزان يا گران داشتن است هيچ شكی نيست. اما در عين حال
كسی ترديد ندارد كه ماهرترين نوازندگان با يک ساز خوب
و با كيفيت می توانند بهتر هنرشان را عرضه كنند. پس،
آنچه كه در زير گفته خواهد شد ناقض نكات پيش گفته در
بخش پيشين اين نوشتار نيست. اگر چه برای هر سفری
لزوماً نيازی به همه ی اين ابزارها نيست.
كتاب های راهنمای سفر:
تا دلتان بخواهد برای سفر به خارج از
كشور، به شرطی كه دست كم به يک زبان خارجی مسلط باشيد،
راهنماهای سفر عالی و خوب وجود دارد. اما برای سفر در
ايران، شرمنده ايم. آنچه كه وجود دارد اغلب گزارش های
جغرافيايی پر از اطلاعات غلطی است مزين به چندتايی عكس
و به ندرت هم چندتايی نقشه و شماره تلفن.
نقشه:
نقشه های توريستی لايه های اطلاعاتی
محدودی دارند. عمدتاً شامل راه ها، فواصل شهرها، محل
استقرار خدمات گردشگری و همچنين جاذبه ها و نيز مشخصات
توپوگرافيک مناطق هستند. اگر نقشه خوانی بلد نيستيد،
نقشه هايی را تهيه كنيد كه بسيار ساده و بيشتر شبيه
كروكی هستند، تا نقشه .
جی پی اس:
اين سه حرف مخفف يک عبارت انگليسی
هستند كه معنای «سيستم موقعيت ياب جهانی» را می دهد.
به خصوص برای طبيعت گردی و تورهای ماجراجويانه به يک
جی پی اس احتياج داريد. قيمت آن بين 100 تا 500
هزارتومان است. يك نمونه با نرم افزار قابل ارتقاء خوب
را می توان با 200 هزار تومان تهيه كرد. لوازم مهندسی
فروش ها در ميدان انقلاب همه جورش را دارند.
ويز ا:
بديهی است كه از اين كشور تا آن كشور
شرايط اخذ ويزا خيلی فرق می كند. خيلی از دفاتر خدمات
مسافرتی با هزينه ای اندک خدمات اخذ ويزا را انجام می
دهند. اغلب كار را به آن ها بسپاريد خيلی به نفعتان
است.
بيمه ی سفر:
در ايران هنوز بيمه ی سفر مناسب وجود
ندارد. آنچه كه به عنوان بيمه ی سفر معرفی شده به واقع
يک جور بيمه ی عمر مسافر است. يعنی بيمه گذار متعهد می
شود اگر در طول سفر جان به جان آفرين داديد، مبلغی به
خانواده ی شما بپردازد! اما برای سفر در خارج از كشور
بيمه های بين المللی پرهزينه اما بسيار خوبی وجود
دارد. بيمه هايی كه متعهد می شوند حتا اگر شما در قلب
بيابان تاكلاماكان دچار حادثه شديد، براي انتقال سريع
شما به نزديک ترين بيمارستان آمبولانس هوايی بفرستند.
انتظار داريم بيمه گزاران ايرانی نيز برای سفر در
ايران بيمه هايی
اين گونه طراحی و راه اندازی كنند.
اقامتگاه:
فعلاً نمی خواهيم به چادر و كمپينگ
اشاره كنيم و در اين جا منظور مكانی مسقف است كه
بتوانيد در آن بيتوته كنيد. اگر پول اقامت در هتل های
ستاره دار را داشته باشيد كه چه عالی، در غير اين صورت
بهترين گزينه اقامتگاه های خانوادگی است. در داخل كشور
مثل شمال با قدری پرس و جو می توان فردی روستايی پيدا
كرد كه بخشی از خانه اش را برای مدت محدودی به شما
اجاره دهد. اقامتگاه های خانوادگی اين حسن را هم دارند
كه شما را در فضا و حال و هوای زندگی مردم بومی قرار
می دهند. با عضويت در يكی از باشگاه های «تبادل خانه
در تعطيلات» كه تعدادشان روز به روز هم دارد بيشتر می
شود، می توانيد به مكانی رايگان و راحت برای اقامت در
هر كشور دور دست دسترسی پيدا كنيد. البته می دانيد كه
مابه ازای آن اين است كه صاحب همان خانه چند روزی خانه
ی شما را در ايران در اختيار خواهد گرفت! دبيرخانه ی
كنفرانس توريسم اسلامی به تازگی باشگاهی را به همين
منظور برای تبادل جا بين كشورهای اسلامی راه اندازی
كرده است. ايستگاه های راه آهن و فرودگاه در بعضی
شهرهای بزرگ مثل توكيو و شانگهای چيزی دارند به اسم
هتل كپسولی. سالنی است مثل سربازخانه، يعنی تا سقف در
هر طرف ديوارهای آن تخت چيده اند. با اين تفاوت كه همه
طرف تخت ها ديواره های كشويی و قابل قفل شدن دارند و
وقتی از داخل اين ديواره ها را قفل می كنيد ديگر نه
كسی می تواند به خودتان آسيبی برساند و نه وسايل تان
را بدزدد. بد نيست بدانيد كپسول های هتل كپسولی بسيار
بهداشتی، تميز و ايمن هستند و بسيار هم محبوب
جهانگردان حرفه ای .
پول در سفر:
هيچ چيز بدتر از اين نيست كه برخی مردم
محلی شما را آدمی كه پولی انبوه به همراه دارد تصور
كنند. اساساً در سفر ظاهر شما اگر چه تميز و مرتب، اما
بهتر است قدری فقيرانه و ساده به نظر برسد. چه در
ايران و چه در خارج از كشور بديهی است كه اندوخته ی
مسافر بايد فقط كارت اعتباری او باشد و بس.
ساک، چمدان و كوله پشتی:
يک اصل طلايی می گويد ساک خوب، ساكی
است كه بتواند ده برابر وزن خود را حمل كند. ساک يا
چمدانی كه مثلا پنج كيلو وزن دارد و بيشتر از 20
كيلوبار را نمی توان در آن جای داد، ابزار بسيار
نامناسبی است. ساک بايد حتی الامكان سبک و محكم و
جادار باشد. تجربه می گويد ساک ها يا كوله های پر از
جيب كارايی بيشتری دارند. كوله بايد حالت ذوزنقه داشته
باشد و ضلع بزرگتر آن روی شانه های تان قرار بگيرد.
حتی الامكان اين ضلع نبايد از عرض شانه های شما بزرگتر
باشد. وسايلی كه حتماً بايد در ساک يا كوله قرار دهيد
عبارت است از: كيسه خواب (هر چه سبک تر بهتر، اگر جنس
آن از پر واقعی باشد، با حجم خيلی كم می تواند به شما
كمک كند در ايستگاه راه آهنی كه دمای آن تا 10 درجه
زير صفر است شب را روی يک سكوی سنگی در انتظار قطار
بمانيد.) چراغ قوه، دوربين، حافظه برای ذخيره سازی و
مرور فايل های عكس و متن، خودكار، كيسه ی پلاستيكی،
چاقوی سوييسی (از آن جهت كه به تنهايی كار چندين ابزار
ديگر را هم می كند.) عينک آفتابی و همچنين اگر نيازمند
عينک طبی هستيد حتماً عينک يدک هم همراه داشته باشيد،
فندک، لوازم حمام و البته حجم قابل توجهی از پوشاک
مورد نياز بسته به مقصد و شيوه ی سفر شما.
اطلاعات حقوقی:
در سفرهای داخلی البته شماره تلفن 110
هميشه شما را مرتبط می كند با نزديک ترين پاسگاه نيروی
انتظامی . مطمئن ترين ابزار ايمنی در نقاط دور دست
استخدام يک فرد بومی و قابل اعتماد، به عنوان راهنما و
نگهبان است. اما در سفرهای خارجی وقتی به نقاط بيرون
شهر می رويد مراقب باشيد در هر لحظه هم امكان سريع
ترين دسترسی به پليس را بدانيد و هم امكان تماس با
سفارت يا كنسولگری ايران را در مواقع لزوم. اگر دچار
سانحه شدید يا مورد سرقت قرار گرفتيد موضوع را علاوه
بر پليس به کنسولگری ایران هم اطلاع دهید . اگر به هر
دلیل پلیس محلی شما را بازداشت كرد اطلاع داشته باشيد
كه تماس فوری قبل از هر گونه بازجويی با كنسول ايران
حق قانونی شما است.
بار و بنه ی سفر:
روی ساک هايتان آدرس مقصد را بنويسيد.
اگر يک خط تلفن اعتباری كشور ميزبان را تهيه كرده ايد
شماره ی اين تلفن را هم روی ساک خود بنويسيد. به خصوص
ساكی كه آن را در سفرهای هوايی به بخش توشه و بار
هواپيما تحويل می دهيد. اشتباه برخی مسافران اين است
كه به جای مقصد، آدرس مبدا را می نويسند، كه در اين
صورت برای يابنده چاره ای باقی نمی ماند جز فرستادن
ساک شما به زادگاهتان ! هرگز در فرودگاه تقاضای مسافری
ديگر را برای حمل ساک يا چمدانش نپذيريد، حتا اگر با
احتمال خيلی كم آدم را به عنوان قاچاقچی مواد مخدر
شناسايی كنند دردسر بدی خواهد بود!
پوشاک:
بديهی است كه نوع و مقدار آن بستگی
دارد به مقصد سفر شما. اما به طور كلی لباس در سفر
بايد سبک، راحت، كم حجم و حتی الامكان بی نياز از اتو
باشد. اگر به مناطق سردسير می رويد اطلاع داشته باشيد
كه به جای پالتوهای حجيم امروزه لباس های گرم بسيار كم
حجمی قابل تهيه است. تقريباً مشابه لباس های چسبان و
سبكی كه اسكی بازها می پوشند.
خوردنی و نوشيدنی:
حتا متمول ترين مسافران هم گاه ناچار
می شوند برای خود غذا ببرند. بسياری از رستوران ها (به
ويژه رستوران های بين راهی در ايران) از نظر بهداشتی
قابل اعتماد نيستند و غذاهای محلی در بسياری از
كشورهای جهان (به ويژه در شرق آسيا) ممكن است اصلاً با
ذائقه ی شما سازگار نباشد. يک اجاق كوچک سفری (آن ها
كه با انواع سوخت، به ويژه الكل جامد، كار می كنند) و
يک ماهی تابه گود دردار كه به عنوان قابلمه هم قابل
استفاده باشد می تواند برای شما نقش يک آشپزخانه سيار
را ايفا كند.
مراقب باشيد هر غذا يا نوشيدنی ناشناسی
را مصرف نكنيد. هيچ چيز بدتر از اين نيست كه در طول
سفر مسافر دچار سوء هاضمه شديد و اختلالات گوارشی شود.
در كشور بزرگی مثل چين تقريباً اغلب غذاها شما را دچار
چنين مسائلی خواهند كرد!
وسيله ی نقليه:
ذيل اين موضوع البته می توان كتاب های
بسيار نوشت. اما در اين رساله چند نكته ی مهم قابل
اشاره هستند: به طور معمول در زندگی انتظار از يک
وسيله ی نقليه ی خوب، ايمنی، سرعت، راحت بودن و قيمت
مناسب است. در سفر نيز همه ی اين مؤلفه ها اهميت
دارند، اما يک مؤلفه ی مهم ديگر امكانی است كه وسيله ی
نقليه برای ارتباط با محيط و مردم محلی فراهم می كند.
جهانگردان حرفه ای از اين نظر وسايل نقليه ی زمينی را
به هواپيما و عمومی ها را به خودروهای شخصی ترجيح می
دهند. سفر با قطار، اتوبوس يا اتومبيل اين امكان را
ايجاد می كند كه به خوبی مناظر و طبيعت اطراف را
ببينيد. در قطار و اتوبوس همچنين با شيوه ی زندگی مردم
بومی هم آشنا می شويد.
فراموش نكنيد كه قصد اصلی شما از سفر
تغيير حال و هوا و درک و تجربه ی زندگی های متفاوت
است. پس، از جمله جهانگردانی كه به آنها «هيلتون نورد»
می گويند نباشيد. يعنی جهانگردانی كه با هواپيما از
اين شهر به آن شهر می روند و فقط در هتل هاي بزرگ چند
ستاره بيتوته می كنند. به واقع سفر آنها چندان تفاوتی
با تماشای يک فيلم مستند درباره ی يک كشور از تلويزيون
ندارد. يک جهانگرد مجرب هرچه بيشتر امكان لمس محيط و
زندگی بومی را برای خود فراهم می كند.
همچنين از خاطر نبريد كه قيمت بليت
وسايلی همچون هواپيما، قطار و كشتی در فصول مختلف،
بسته به نحوه ی رزرو شما و نيز بر اساس نوع تور يا
تركيب استفاده از وسايل نقليه ی مختلف برای رسيدن به
يک مقصد، ممكن است تفاوت های بسيار داشته باشد. انواع
تخفيفاتی را كه می توان از يک سفر هوايی يا دريايی
گرفت از دفتر خدمات مسافرتی كه با آن آشنايی داريد،
بپرسيد. ممكن است بتوانيد بسيار ارزانتر از آنچه كه در
جدول معمول قيمت ها ذكر شده به يک مقصد دور دست برويد.
3- سفرهای غير معمول
به طور كلی سفرها را می توان به دو
گروه «داخل شهری» و «بيرون شهری» تقسيم كرد. منظور از
سفرهای غيرمعمول در اينجا سفرهای بيرون شهری است. به
اين گروه البته می توان سفر با وسايل نقليه ی غير
متعارف همچون پياده، دوچرخه، موتورسيكلت و غيره را نيز
افزود. عمده ی اين سفرها در گروه سفرهای اكوتوريستی
دسته بندی می شوند. اما دقيق تر اين است كه اين گروه
از مسافران را «صحراگرد» بناميم. می دانيم كه صحرا در
ادبيات فارسی نه به معنای بيابان و بلكه به معنای هر
جای بيرون از شهر است .
طبيعت گردی:
برای سفر در طبيعت البته شما بايد هم
آمادگی اقامت در كمپينگ را داشته باشيد، هم از ابراز
آن بهره مند باشيد و هم البته راه و چاه آن را بلد
باشيد. يادتان باشد كه مفت به كسی «طبيعت گرد» نمی
گويند. برای تسلط بر فنون طبيعت گردی چند باری با گشت
های اكوتوريستی به سفر برويد. خوشبختانه مراكز عرضه ی
وسايل طبيعت گردی همچون چادر، كيسه خواب، كوله پشتی،
اجاق گاز و ... رو به افزايش است و با هزينه ای كمتر
از دويست هزار تومان تقريباً می توان يک مجموعه ی كامل
از اين ابزار را فراهم كرده و سالهای طولانی از آنها
لذت برد. بهره جويی از پاكی و آرامش طبيعت بزرگترين
هدف از طبيعت گردی است، پس ياد بگيريد كه به جاهای كم
تردد و كمتر آلوده برويد.
تورهای ماجراجويانه:
سفر به مقاصد پرخطر، مثل قلب كوير يا
تونل های شناسايی شده ی غارها يا اصلاً سفر در مسيرهای
فاقد جاده در اين گروه دسته بندی می شود. هنوز تورهای
ماجراجويانه چندان در ايران عموميت نيافته است.
تورهای كاروان رو:
اين گونه سفرها نيز در ايران تاكنون
چندان عموميت نيافته اند. البته چند وقتی است كه سفر
در مسيرهای كوتاه با كاروان شتر در بيابان، يا در
مسيرهای طولانی با كاروان خودروهای دو ديفرانسيل قدری
باب شده است.
تورهای معيشتی:
اين عجيب است كه انسان مرفه شهرنشين
امروزی حاضر است پول بدهد تا چند وقتی در يک مزرعه در
سرزمينی دور دست از او بيگاری بكشند! جالب است كه
امروزه تورهای معيشتی ، يعنی سفرهايی كه با هدف لمس و
تجربه ی شيوه ی معيشت كاملاً متفاوت انجام می شوند از
جمله تورهای شيک و سطح بالايی محسوب می شوند كه اغلب
هم فقط مورد علاقه ی روشنفكران و فن سالاران هستند.
سايكلو توريسم:
سفر با دوچرخه ممكن است هر آدمی را
وسوسه كند. دوچرخه سوار كاملاً در تماس با محيط قرار
دارد، عملاً تنهاست و اين به او فرصت مكاشفه می دهد و
ارزانتر از هر راه ديگر دست به سفر می زند. البته سفر
با دوچرخه در مسيرهای طولانی نيازمند آمادگی جسمانی
لازم است و كار هر كسی نيست.
روستاگردی:
در اينجا منظور افرادی نيست كه فی
المثل به تماشای جايی مثل ماسوله، ابيانه يا اورامانات
تخت می روند. بلكه منظور كسانی است كه برای گريز از
ازدحام و آلودگی محيط شهری و قدری تمدد اعصاب با يک
خانواده روستايی قرارداد بسته و هفته يا ماهی يک دو شب
را در منزل آنها به سر می برند. اين پديده بسيار رايج
در اروپا، در ايران هنوز چندان عموميت نيافته است.
تورهای نوستالژيا:
برای واژه ی نوستالژيا در زبان فارسی
معادل «ياد و دريغ» معرفی شده است. غم غربت و حسرت
گذشته معادل های تحت اللفظی اين كلمه اند. اما منظور
از تورهای نوستالژيا سفرهايی است كه برای برآوردن يک
خاطره ی قديمی يا ديدار از مكانی خاطره انگيز انجام می
شود.
تورهای راهيان نور كه همه ساله با حضور
انبوه خانواده ها و جوانان برای ديدار از يادمان های
جنگ تحميلی در مناطق مرزی غرب و جنوب كشور برپا می
شود، از جمله شناخته شده ترين تورهای نوستالژيا در
ايران است. در كشوری مثل آمريكا كه سابقه ی تاريخی
ندارد، تورهای نوستالژيا عمدتاً شامل گشت هايی است كه
برای ديدار از مكان های فيلم برداری فيلم های مشهور
تاريخ سينما برگزار می شود. برای مثال دره ی مشهور
گراندكانيون كه محل فيلم برداری آثار بزرگ سينمای
وسترن، همچون دليجان و دليجان آتش، و سه گانه ی
سرجيولئونه است سالانه 300 هزار جهانگرد خارجی را به
خود جلب می كند. اما در كشوری مثل ايران جذاب تر اين
است كه مكان های وقوع حوادث بزرگ تاريخی به عنوان
مقاصد تورهای نوستالژيا انتخاب شوند، همچنان كه تجربه
ی تورهای راهيان نور نشان داده است چقدر اين ايده می
تواند موفق باشد. شناسايی و معرفی دقيق مكان وقوع
حوادث تاريخی می تواند از اين نظر فضای گردشگری را در
ايران مضاعف سازد.
سفرهای معنويت گرا:
هدف از اين گونه سفرها نه تغيير حال و
هوا يا تفريح و تجارت، بلكه بازپروری معنوی است. اين
گونه مسافرت ها در ايران بسيار سابقه داشته و حتا می
توان گفت عمده ی جهانگردان در قرون گذشته به واقع به
قصد سير و سلوک معنوی دست به سفر می زدند. در قرآن
مجيد نيز در 33 آيه به صورت مستقيم يا تلويحی مسلمانان
دعوت به سفر به سرزمين های گوناگون به قصد ارتقای
معنوی وجود خويشتن شده اند كه اين نكته بيانگر اهميت
اثر معنوی سير و سفر در آموزه های دين مبين اسلام است.
مشهورترين نوع تورهای معنويت گرا
سفرهای زيارتی هستند. هيچ انسانی نيست كه در عمر خود
دست كم يک بار دست به زيارت نزده و آثار معنوی آن را
درک نكرده باشد. در روزگاران دور كه گروهی از مردم
تمكن سفر به سرزمين وحی، مشهد مقدس يا عتبات عاليات را
نداشتند به سمت اين مقاصد چند روزی يا حتا چند قدمی
راه می سپردند. در برخی مناطق روستايی و عشايری كشور
يكی از قسم های رايج، قسم به سمت يا مسير رسيدن به
كعبه، عتبات عاليات، مشهد و ديگر اماكن مقدس است و
بيشترين آمد و رفت های بين المللی مابين كشورهای
اسلامی را نيز همين سفرهای زيارتی تشكيل می دهد.
البته تورهای معنويت گرا منحصر به
سفرهای زيارتی نيست و می تواند شامل تورهايی كه به قصد
مكاشفه در طبيعت برگزار می شود يا تورهايی نيز باشد كه
به واقع بهانه هايی هستند برای بازآموزی روح و معنوی
از پيش طراحی شده . این گونه تورها هنوز در ایران
معمول نشده است اما از نظر فرهنگی بسيار در تاريخ كشور
ما سابقه دارد و به كرات در متون ادبی ايران اشاره شده
است كه برای يک بار شنيدن مجلس وعظ يا از نزديک ديدن
عرفای بزرگی مثل شيخ ابوالحسن خرقانی، با يزيد بسطامی،
ابوسعيد ابوالخير و ... جويندگان معرفت رنج صدها فرسنگ
و طی طريق را به جان می خريدند.
يكي از مشهورترين مسيرهای تورهای
معنويت گرا در دنيا جاده ی موسوم به سانتياگو
دكامپوستلا است كه از منتهااليه جنوب فرانسه آغاز شده
و پس از 30 كيلومتر وارد شمال شرق اسپانيا شده و پس از
طی كردن سراسر مرز شمالی، به منتهااليه شمال غرب اين
كشور در بندر لاكرونيا می رسد. اين همان مسيری است كه
قديس مشهور سن فرانسيس (بنا به روايت نيكوس
كازانتزاكيس فقير اسيزی) طی كرده است. در گذشته جابه
جا در اين مسير صومعه ها و ديرهايی وجود داشت كه محل
اعتكاف راهبان مسيحی بود. در قرن حاضر اين صومعه ها به
مكان های اقامتی و جاده ی موصوف، به يک مسير پرتردد و
توريستی تبديل شده است. در صومعه ها اغلب روانشناسانی
مستقر هستند كه به مسافران امكان معاينه ی روحی و
روانی را ارائه می دهند. مشتريان اين تور كسانی هستند
كه اين فرض را پذيرفته اند كه همان طور كه لازم است هر
سال يک بار چشم ها يا دندان های ما مورد معاينه و
آزمايش پزشک متخصص قرار بگيرند، روح ما نياز به معاينه
دارد و لازم است كه هر از چند گاهی مفاهيم بسيط معنوی
همچون حقيقت، عشق، ايمان، وفا، رستگاری و ... برای ما
باز تعريف شود. با وجود آموزه های صريح اسلام در اين
باره متاسفانه صنعت گردشگری در ايران نتوانسته است يک
برنامه ی مشابه را تدارک ببيند.
تور سفر با خودروهای جاده ای :
در زبان فارسی تاكنون معادل دقيقی برای
تورهای موسوم به اتواستوپ وضع نشده است. در اينجا
منظور جهانگردانی هستند كه سفر آنها با اتكا به بهره
گيری مجانی يا بسيار كم هزينه از خودروهای عبوری جاده
ها انجام می شود. در ايران اين پديده چندان معمول نيست
اما جالب است بدانيم كه بخش قابل توجهی از سفرهای
جوانان جهان، به خصوص جوانان دانشجو، به همين شكل
انجام می شود. توريست های اتواستوپ گاهی كوله بردوش،
هم ناميده می شوند. البته لزوماً هر كوله بر دوش،
توريست اتواستوپ نيست، اگر چه غالباً همين طور است.
ترديدی نيست كه اگر می خواهيم ايرانگردی را در ميان
جوانان ايرانی توسعه دهيم می بايست زمينه ی فرهنگی سفر
مجانی را با خودروهای جاده ای برای جوانان ايجاد كنيم.
اكنون شايد نگاه به اين موضوع قدری احتياط آميز باشد
اما ترديدی نيست كه درگذر زمان و با آموزش های سه
جانبه، مابين ايرانگردان، رانندگان و پليس راه، موضوع
آسان تر از آن خواهد شد كه اكنون به نظر می رسد.
فراموش نكنيم كه هر راننده ی بيابانی فضای خود را
همچون خا |