|
نوشته
ی : دکتر ناصر كرمی
آذربايجان شرقی
سرزمين
تاريخ و سهند، ارسباران و ستارخان، قالی و شهريار
اكنون برای سفر جایی است پرگذر و آسان. آذربايجان شرقی
هم جاده های خوبی دارد، هم خط آهن پر تردد و هم
فرودگاهی با پروازهای نسبتاً منظم. تبريز در تاريخ
معاصر مكان وقوع بسياری حوادث تاريخی و زادگاه شخصيت
های نامدار سياسی و فرهنگی بوده و همين كافی است كه
كنجكاوی انسان را برانگيزد برای سفر تا گوشه ی شمال
غرب ايران.
گذر
همگان:
تبريز به
قدری جای ديدنی دارد كه بتواند دست كم سه چهار روز
مسافر را سرگرم كند. مسافری كه كنجكاوی های فرهنگی
افزون تری داشته باشد تا يک هفته هم می تواند در تبريز
پرسه بزند و از اين خانه و عمارت تاريخی به آن موزه يا
محله ی ديدنی برود. ارسباران و سهند نيز جذابيت خود را
دارند. دره ی ليقوان، تالاب قوری گل و چندين تالاب
زيبای ديگر، مساجدی مثل جامع و كبود و عليشاه، چندين
كليسای زيبا كه مشهورترين آنها كليسای سنت استپانوس در
16 كيلومتری غرب جلفا است و آثار تاريخی مراغه و اسكو
و ... از ديگر جاذبه های آذربايجان شرقی هستند.
سفارش
ويژه:
روح آذربايجان كوچه پس كوچه های تبريز است. قدم بزنيد
توی كوچه های بخش های قديمی شهر، فارغ البال و بی هيچ
شتابی . يک به يک در قهوه خانه های كوچک لختی بياساييد
و فنجانی چای بنوشيد. به دنبال قهوه خانه های مشهورتر
بگرديد كه در آنها هنوز می توان صدای ساز عاشيق ها را
شنيد و شعرخوانی پيرمردان ترک زبانی را كه با صدای
دورگه و خشدار حيدر بابا می خوانند.
توصیه
ی مسافر:
آذربايجان سرزمين سردسيری است و زمان مناسب تر برای
سفر به آن مابين ارديبهشت تا مهر است. اما در نوروز هم
آنقدر سرد نيست كه گشتن در هوای آزاد آن آزارنده باشد.
لباس گرم كافی به همراه داشته باشيد و از خاطر نبريد
كه از نظر احتمال تغيير ناگهانی هوا در فروردين،
آذربايجان دست كمی از گيلان و مازندران ندارد.

آذربايجان غربی
ملتقای
مذاهب بزرگ، برای بسياری از مردمان جهان سرزمينی مقدس
است. زرتشتيان از آن جهت كه آن را يكی از مناطقی می
دانند كه شايد زادگاه اشو زرتشت باشد. پروتستان ها به
آن واسطه كه نخستين سرزمينی بود كه در آن پناه گرفتند
و از گزند دشمنان در امان ماندند و ارمنيان به خاطر
كليسای طاطاووس كه گفته می شود شايد قديمی ترين كليسای
جهان، و يا اينكه دست كم اولين كليسای ارمنيان است.
گذر
همگان:
درياچه ی
اروميه نامدارترين جاذبه ی اين خطه است. دريغ است كه
نبود يك برنامه ی جامع برای جذب سرمايه گذاری های
گردشگری مانع از آن شده كه اينجا شهرتی هم سنگ اقران
خارجی خود داشته باشد، اما از خاطر نبايد برد كه
درياچه ی اروميه به هر حال يكی از 59 ذخيره گاه مهم
زيستكره است و نه فقط برای ايرانيان، برای هر آدمی در
جهان حيف است كه اينجا را دست كم يا بار نبيند. شماری
چشمه های آب گرم و معدنی، غارهای بورنيک كوچک و بزرگ و
غار سهولان، غار كوفتو، منطقه ی حفاظت شده ی مراكان،
چندين كليسای تاريخی و تخت سليمان از ديگر جاذبه های
آذربايجان غربی هستند.
سفارش
ويژه:
يک شب زندگی در ميان عشاير ماكو را فراموش نكنيد. به
خاطر داشته باشيد كه يک شب زندگی، نه يک شب ديدار،
يعنی از سيمای يک ناظر خارجی بيرون بیایید و سعی كنيد
از نزديک حال و هوای يک زندگی بسيار متفاوت را تجربه
كنيد. آنها مردمی مهربان و ميهمان نواز هستند و به
راحتی شما را در جمع خود می پذيرند. اگر قدری بار و
بنه ی سبک تر و مركب رهوارتر داريد، تا چشمه ی ثريا هم
برويد. جايي در منتهااليه شمال غرب ايران، آنقدر دور
كه در بعضی از نقشه هایی كه مكرراً هم تجديد چاپ می
شوند، آن را در داخل مرز ايران قيد نكرده اند! هيبت
آرارات از محل چشمه ی ثريا بسيار ديدنی است.
توصيه
ی مسافر:
اگر با خودرو شخصی می رويد، درياچه را دور بزنيد و از
مسير قبلی برنگرديد. مثلاً اگر از تهران راه افتاده
ايد و به تبريز و خوی و ماكو و سپس اروميه و مهاباد
رفته ايد، در برگشتن بهتر اين است كه سری هم به سنندج
بزنيد و از مسير همدان به تهران برگرديد.

اردبيل
مردم
ايران طبيعت گردی را با گيلان و مازندران می شناسند،
در حالی كه دو همسايه ی شرقی و غربی اين دو استان،
يعنی گلستان و اردبيل برای توسعه ی اكوتوريسم اگر از
اين دو استان مستعدتر نباشند، ظرفيت كمتری هم ندارند.
به ويژه اردبيل كه جز بيابان، همه ی آنچه را كه می
تواند يک مقصد ممتاز اكوتوريسم باشد، دارد. به طور
معمول مهمترين مؤلفه های شكل دهنده ی يك چشم انداز
اكوتوريستی كوه، جنگل، دريا و جلوه های ويژه ی مردم
شناختی هستند، كه اردبيل همه را دارد.
گذر
همگان:
حيف است
كه يک ايرانی هرگز تالش را نديده باشد. همان قدر حيف
است كه دست كم يک بار آدمی تا دشت مغان نرفته باشد. با
اين همه، آثار تاريخی اردبيل مثل مسجد شيخ صفی مجموعه
ی امكانات آب گرم سرعين و آثار طبيعی همچون درياچه های
نئور و شورابيل و جنگل فندقلو و كوهستان ارسباران برای
مردم ايران شناخته شده تر است.
سفارش
ويژه:
گيوی را ببينيد. يك ماسوله ی كوچک است نزديک خلخال، كه
بسيار ديدنی و جذاب است. جز آن، گشت و گذار در
مرغزارهای سرسبز و مه آلود جاده ی اردبيل به پارس آباد
را هم فراموش نكنيد. و اگر بخت ياری كرد چند ساعتی را
هم با عشاير ايلسون بگذرانيد. تجربه ای ديرياب و به
يادماندنی است. هوا در نوروز قدری سرد است. سرعين هم
خيلی شلوغ می شود. انتظار نداشته باشيد در آن شلوغی و
ازدحام استاندارد بهداشتی مناسبی قابل ارائه باشد. سفر
به سرعين را موكول كنيد به ايام خلوت تر و هوای گرم
تر. مگر اينكه براي درمان مفاصل دردمندتان خيلي عجله
داشته باشيد. مغان برای آنان كه به دنبال سرزمين هاي
خلوت و بكر می گردند جای ايده آلی است. نگران سرمای آن
نباشيد. به هر حال يكی از بهترين جاهايی كه برای ايام
نوروز می توان پيشنهاد كرد دشت مغان و مناطق پيرامون
آن، از حاشيه ی جنوب غربی خزر تا ارسباران است. اگر از
جنوب و سمت غربی به استان اردبيل رفته ايد، برگشتن
مسير گيلان، از يكی از گردنه های حيران و الماس را
انتخاب كنيد.
توصيه
ی مسافر:
هوا در نوروز قدری سرد است. سرعين هم خيلی شلوغ می
شود. مغان اما خلوت تر است و برای ايام نوروز مقصدی
مناسب تر برای سفر.

اصفهان
روزگاری
«فلورانس» آسيا بود. هنوز هم هست؟ تا وقتی داريد در
ميدان نقش جهان قدم می زنيد، يا چشم انداز زاينده رود
و سی و سه پل پيش روی شما است، آری، هنوز هم هست. اما
از عمارات تاريخی كه دور می شويد، ناگهان فضا رنگ می
بازد و اصفهان شهری می شود مثل همه ی شهرهای ديگر، نه
آنجا كه «آندره مالرو» آن را فخر مشرق زمين ناميده بود
و گفته می شد همان شهر رويايی هزار و يک شب است.
گذر
همگان:
آثار
تاريخي و فرهنگی اصفهان مشهورتر از آن هستند كه نياز
به معرفی داشته باشند. اين عمارات، از جمله مجموعه ی
آثار ميدان نقش جهان، كاخ چهلستون، كليسای وانک، بازار
سنتی، منارجنبان، سی و سه پل، پل خواجو و ... آنچنان
پرشمار و زيبا هستند كه می توانند تا يک هفته هم مسافر
را به خود مشغول كنند.
سفارش
ويژه:
كاشان و روستاهای ييلاقی مشهورش می توانند مكملی برای
يک برنامه ی بازديد از استان اصفهان باشند. جز آن بايد
به چهارمحال و بختياری هم اشاره كرد. با دو ساعت
رانندگی می توان از اصفهان به شهركرد رفت و يكی دو روز
را هم در اين سرزمين بكر و زيبا گذارند. يک بلد محلی
می تواند در اين استان شما را به ديدار جاهای كمتر
ديده شده و جذاب تر ببرد. اگر وقت داشته باشيد در
منتهااليه جنوب غرب استان، سميرم و مناطق روستايی و
عشايری پيرامون آن هم ديدنی هستند. حوزه ی زاينده رود
را هم فراموش نكنيد. از ارتفاعات زاگرس تا گاوخونی در
حاشيه ی كوير، اين رود از بسياری روستاها و چشم
اندازهای بی نظير طبيعی می گذرد. به تازگی در مناطقی
از اطراف زاينده رود امكاناتی برای جذب و اسكان
ايرانگردان ايجاد شده است. می شود يكی دو روزی را در
اصفهان به سر برد، بعد به حوزه ی زاينده رود رفت و يا
اصلا در مناطق اطراف اين حوزه كه هم ارزان تر و هم
خلوت تر هستند ساكن شد و در ابتدا و انتهای سفر يک دو
روز را به گشت زدن در شهر اصفهان گذراند.
توصيه
ی مسافر:
اصفهان مقصدی شناخته شده و بسيار پرگذر است. قاعدتاً
نبايد در ايام پر تراكم سفر به اين استان رفت. به خصوص
سه چهار روز اول نوروز و نيز تعطيلاتی كه ما بين آنها
نيز بين التعطيلين! قرار می گيرد. برای نوروز، اصفهان
را توصيه نمی كنيم. به جاهای خلوت تر برويد.

ايلام
غرب
مهجور و دور دست، نه تلاطم تاريخی كردستان و لرستان را
داشته است كه با مرور وقايع بزرگ به خاطر بياورندش و
نه تنعم و هياهوی نفت را كه با آن بشناسندش. ايستاده
است آنجا در دامنه ی قلاويز، تكيه به زاگرس دارد و رو
به جلگه های فرات و كارون. چشم دوخته است به بيابان
های دور دست در حالی كه كمتر نشان دارد از روزگاران
سرسبزی و خرمی زاگرس. يكی از كوچک ترين استان های
ايران اگر چه نام يكی از قديم ترين اقوام ايران زمين
را برخود دارد اما در مسيرهای كم گذر پشتكوه گويی از
خاطره ها رفته است.
گذر
همگان:
ييلاقات
زاگرسی ايلام مشهور هستند. آبدانان و شيروان و چرداول
و همه ی راهگذرهايی كه از سمت لرستان به اين استان می
آيند بهاران بسيار زيبايی دارند. از ايلام گرمسيری
دهلران هم چند جای ديدنی دارد، كه از جمله می توان به
آب گرم آن اشاره كرد. در سال های اخير آثار و نشانه
های جنگ تحميلی نيز از جمله جاذبه های پربيننده ی
استان ايلام بوده است.
سفارش
ويژه:
سفر به ايلام می تواند بخشی از برنامه ی ديدار از
لرستان يا ايلام باشد. می توان از لرستان به ايلام
رفت، ابتدا بخش شمالی و مرتفع آن را ديد. بعد پايين تر
آمد به سمت منطقه ی جنوبی و گرمسيری استان، از دهلران
می توان جاده ی انديمشک را پيش گرفت و به خوزستان رفت.
مسافران بسياری به خوزستان و لرستان می روند. اگر فقط
درصد معدودی از آنها در اين مسير قدری راه خود را كج
كنند و به ايلام هم سری بزنند، سهمی خواهند داشت در
رونق پشتكوه و تشويق مردمان آن كه بوم زاد خود را دوست
داشته باشند و قصد جلای از آن نكنند.
توصيه
ی مسافر:
در جاده های پرگذر تردد كنيد. با مردم محلی صميمی تر
بشويد و انتظار هتل های پرستاره را نداشته باشيد.
اينجا اصفهان و مشهد نيست.

بوشهر
نشسته بر
كرانه ی خليج فارس، بندر زيبای قديمی در سال های اخير
رقابت را به رقيب ديگرش، بندرعباس، تا حدودی باخته
است. رونق قشم، بندرعباس را به مقصدی پرگذرتر برای
سياحان پهناب بزرگ جنوب تبديل كرده است، و گرنه سده
های بسيار، بوشهر به تنهايی چشم و چراغ ساحل شمالی
خليج فارس بوده است.
گذر
همگان:
بوشهر
چند تايی ساختمان ديدنی دارد. مثل خانه ی قديمی قاضی ،
خانه ی ریيس علی دلواری و خانه ی ملک . چندتايي هم برج
و بارو و قلعه های قديمی مثل قلعه ی هلندی ها، برج
قلعه ی خورموج و قلعه ی زائر خضرخان. شماری از آب
انبارها، معابد و مساجد استان هم ديدنی هستند. با اين
همه، خليج فارس مهمترين جاذبه ی بوشهر است. می توان در
اينجا زندگی دريايی را لمس كرد. شايد بشود يک لنج
قديمی را اجاره كرد و شبی را با آن در دريا گذراند.
شايد هم بشود يكی دو روزی را به يكی از جزيره های
نزديک بوشهر رفت.
سفارش
ويژه:
روستاها و نخلستان های بوشهر در طراحی برنامه های تور
گردانی فراموش شده اند. انگار كسی به خاطر ندارد كه
همه ی مردمان ايران در سال های گذشته چه صفايی داشته
اند با دو بيتي های فائز و شروه خوانی های بخشو و سوگ
سرودهای آتشی كه همگی تعلق دارند به بخش غير ساحلی
بوشهر. حيف است كه همه ی فرصت سفر به بوشهر صرف پرسه
زدن در ساحل بشود، حتماً بايد شبی را هم در نخلستان
گذراند.
توصيه
ی مسافر:
نوروز، بوشهر خيلی شلوغ می شود. حسن ماجرا اما اين است
كه هوا بسيار مطبوع و بهاری است و در بخش قابل توجهی
از ساحل هم امكانات كمپينگ و چادرزنی برای خانواده ها
ايجاد شده است. با يك چادر سی هزار تومانی يک خانواده
ی چهار نفره می توانند به راحتی نوروز را در بوشهر
بگذرانند.

تهران
تهران پر
هياهو از منظر گردشگری شهری ناشناخته است. واقعيت
غريبی است، از آن جهت كه حدود 50 موزه ی اين شهر را
بيش از 99 درصد شهروندان نه ديده اند و نه حتا اصلاً
می دانند كه جايشان كجاست! جاذبه های اكوتوريستی
پايتخت ايران شناخته شده تر است. توچال و ديگر دامنه
های البرز مركزی همچون يک مجموعه ی عظيم تفريحی و
ورزشی در سرحدات شمالی شهر گسترده شده اند و شماری از
پارک های ملی و مناطق حفاظت شده ی بسيار مشهور نيز در
شمال شرق و شرق تهران گسترده شده اند.
در تركيب
تعداد مقاصد، تعداد بازار متقاضی سفر و شمار دفاتر
تورگردان، ترديدی نيست كه تهران مهمترين شهر توريستی
ايران است. البته فراموش نكنيد كه مهمترين شهر توريستی
لزوماً نبايد يک شهر تاريخی باشد.
گذر
همگان:
هلال
شمال – شرق تهران مهمترين جاذبه های اين شهر را در خود
جا داده است. هر دو سوی دامنه های توچال و دره های
رودبار قصران در اين ميان پر رونق ترين مقاصد به شمار
می روند.
بيشترين
جاذبه های گردشگری انسان – ساخت كشور نيز در محدوده ی
شهر تهران واقعند و به اين مجموعه بايد زيستگاه های
جانوری شرق شهر را نيز افزود كه البته راه را بر سر
ورود مردم به آنها بسته اند.
سفارش
ويژه:
اگر هر
هفته بخواهيد از يک موزه در تهران ديدن كنيد، يک سال
تمام طول می كشد تا همه ی موزه های اين شهر را ببينيد!
اما زيباترين جاذبه ی تهران مجموعه ی مناطق حفاظت شده
ی جاجرود است كه به واسطه ی برخورداری از شهرت قديمی
ترين منطقه ی حفاظت شده جهان ديدار از آن آرزوی بسياری
از طبيعت گردان دنيا است. به تازگی كارهايی هم برای
احيای بافت قديمی شهر انجام شده است. از جمله می توان
به بازآرايی سردر باغ ملی و ميدان مشق و ... اشاره
كرد. نوروز كه خيابانهای بخش مركزی شهر خلوت است، فرصت
خوبی است برای ديدار از بافت قديمی شهر و به يادآوردن
صفای روزگاران از دست رفته ی شهر. اگر همت كنند و شهرک
سينمايی غزالی را در نوروز به روی مردم بگشايند آنجا
هم ديدنی است.
توصيه
ی مسافر:
تهران شهری شاد، ديدنی و پرهيجان است. اما شادی و
هيجان اين شهر نياز به كشف شدن دارد. نابلدها فقط با
دود و دم و ازدحام اين شهر سرو كار دارند.
چهارمحال و بختياري
ايستاده
بر بلندی زاگرس، چهارمحال و بختياری انزوايی ديرينه
سال دارد. همين اواخر بود كه چند راه غربی گشوده شد به
سمت خوزستان و راه اصفهان هم تا يک سده پيشتر راه
گذاری دشوار و خطرناک بود. دو سمت شمال و جنوب هم خط
الرأس های زاگرس مرتفع هستند كه در اين بخش از اين
سلسله جبال عظيم جا به جا پرتگاه هايی غير قابل عبور
دارد.
گذر
همگان:
از ايذه
به شهركرد، از شهركرد به اصفهان و بالعكس. اين مسيری
طلايی است كه در سال های اخير مسافران ياد گرفته اند.
از اصفهان به شهركرد، از شهركرد به ياسوج و از آنجا به
اردكان و متعاقباً شيراز هم يک مسير ديدنی ديگر است.
يعنی مسافری كه به اصفهان و شيراز می رود، يا لرستان و
خوزستان، با انتخاب چهارمحال و بختياري به عنوان پيچ
تند سفر (U-TURN)
هم فرصت ديدار از سرزمينی بكر و دور از دسترس را به
دست می آورد و هم راهي به آن درازی را كه رفته از نو
برنمی گردد و مسيری ديگر را بر می گزيند.
سفارش
ويژه:
هيچ عارضه ی طبيعی و اثر تاريخی نمی تواند زيباتر و
ديدنی تر از خود انسان باشد. سفر به چهارمحال و
بختياری فرصتی است برای ديدار با جان زنده و كارمايه ی
آنچه كه مدنيت ايران زمين است. به جای از اين عمارت به
آن عمارت رفتن و جاده های طولانی را در نورديدن، بهتر
آن است كه در بلندای زاگرس مسافر به ديدار مردم بومی
برود و لمس كند روح انسانی لطيفی را كه هجوم تجدد كمتر
آسيب ديده است، و البته به شدت در معرض چنين آسيبی
قرار دارد. يک شب، حتا فقط يک شب در سياه چادر عشاير و
يا كلبه های خشت و گل روستاييان اينجا تجربه ای است
بسيار پربها و از ياد نرفتنی.
توصيه
ی مسافر:
مسافران فارس، اصفهان و خوزستان ديدار از چهارمحال و
بختياری را هم در برنامه ی خود بگنجانند ولو در حد يک
راهگذری ما بين اين چند استان بسيار پرگذر.

خراسان جنوبی
گفته می
شود كه «بيرجند» در لغت به معنای «شهر توفان» است. اما
قاعدتاً منظور نامگذاران نه توفان از نوع كولاک و
بوران معمول، و بلكه فقط شنبادهای خيلي شديد بوده است.
از نظر غربت و انزوا، اينجا از سيستان و بلوچستان هم
ناشناخته تر است و شايد در ايران فقط استان ايلام را
مابه ازا داشته باشد.
گذر
همگان:
بيرجند
منطقه ای تاريخی است. چند جای ديدنی آن عبارتند از
آرامگاه ابن حسام خسفی، آرامگاه ابوحامد، ارگ كلاه
فرنگی، باغ شوكت آباد، زيارتگاه باش آباد، غار چنشت و
موزه ی بيرجند.
سفارش
ويژه:
سفر به اين استان خود يک سفارش ويژه است. اما برای
آنها كه قدری ماجراجوتر هستند، مسير نهبندان به زابل
را پيشنهاد می كنم. يعنی سفر از جنوب شرق اين استان به
سيستان. همه چيز همانقدر شگفت انگيز خواهد بود كه
انگار به قاره ای ديگر سفر كرده باشيد. اما برای سفر
در اين مسير، حتماً تعداد خودروها متعدد و تركيب گروه
عمدتاً جوانسالانه باشد. اگر قصد قدری ماجراجويی
افزونتر و خروج از جاده های اصلی را داريد،
GSP
و موبايل ماهواره ای همراه داشته باشيد.
توصيه
ی مسافر :
از روستاهای اطراف خريد كنيد و با مردمان آن مهربان
باشيد. به انزوای شان فكر كنيد و نيازشان به غرور
افزون تر.

خراسان رضوی
قلب
خراسان بزرگ ميراث دار تاريخی با شكوه است. مسافر
ايرانی شايد چندان متوجه حال و هوای شهرهايی همچون
نيشابور و سبزوار با ديگر شهرهای ايران نشود، به ويژه
آنكه در اين شهرها اكنون كمتر نشانی هست از يک معماری
بومی، اما برای جهانگردان خارجی اين دو شهرهايی هستند
كه يادآور خيام و جاده ی ابریشم هستند و روزگاری كه هر
چيز راز آميز و جادويی منتسب بود به شرق دور دست. و
البته بايد اشاره كرد به بارگاه حضرت رضا (ع) كه جاذب
ترين كانون گردشگری كشور است.
گذر
همگان:
مشهد با
آستان ثامن الائمه جای خود دارد، سبزوار و نيشابور نيز
از جمله شهرهای مشهور ايران به شمار می روند. معمولاً
گردشگران خراسان هم همين محور را بر می گزينند، يعنی
ورود از سبزوار، گذر از نيشابور و اتراق در مشهد، به
ندرت ممكن است كسی در سفر به خراسان رضوی سودای ديدار
از قوچان و درگز در شمال، سرخس، تربت جام و تايباد در
شرق يا قائن، گناباد و فردوس را در جنوب داشته باشد.
سفارش
ويژه:
هر چه به لبه های مرزی استان نزديكتر بشويد از حال و
هوای متفاوتی برخوردار خواهيد شد. فراموش نكنيد كه يک
سفر خوب يعنی سفری كه امكان بيشترين تغيير حال و هوا
را برای مسافر ايجاد می كند. اگر اهل شعر و ادب هستيد
كوچه باغ های نيشابور را فراموش نكنيد. شهر البته
اكنون چندان نشانی از روح خيامی خود ندارد اما مسافر
حرفه ای می تواند در كوچه پسكوچه های شهر نشانه هايی
از اين روح رو به زوال را پيدا كند. به اهل ادب،
سبزوار و كليدر و روستاهای اطراف آن را هم توصيه می
كنم. باورتان می شود كه هنوز در كليدر و روستاهای
پيرامون آن چندتايی از قهرمانان كتاب كليدر زنده هستند
و می توانند بخش هايی از اصل ماجرا را برای شما تعريف
كنند؟
توصيه
ی مسافر:
نوروز مشهد جای خيلی شلوغی است. به شهرستان های دورتر
از مركز استان برويد.

خراسان شمالی
استان
جديد شمال هنوز نتوانسته برای خود شهرتی در زمينه ی
گردشگری دست و پا كند. با اين همه، بجنورد و اسفراين و
جاجرم ولايات غريبی هستند كه ديدار از آنها كمک می كند
به تغيير حال و هوای مسافری كه از شهرهای دود زده ی
دور دست می آيد. نيمه ی غربی استان رنگ و بوی تركمنی
بيشتری دارد و به سمت شرق روح خراسان بزرگ بر همه چيز
غلبه می كند.
گذر
همگان:
بجنورد
چندتايی جای ديدنی دارد. از جمله آيينه خانه ی مفخم،
مقبره های بابا توكل و بابا امان و آب معدنی آبيش
قارواش. در اسفراين نيز می توان به ديدار غار قريه ی
نوشيروان و خرابه های شهر بلقيس رفت.
سفارش
ويژه:
مسافری كه راه به اين دوری را می رود تا خراسان شمالی
بايد انگيزه ی زيادی برای تغيير حال و هوا داشته باشد.
محيط های روستايی در اين باره بهترين فرصت را فراهم می
كنند. به آسودگی می توان در هر كدام از روستاها اتاق
يا خانه ای را چند شبی كرايه كرد و مدتی را در حال و
هوای زندگی يک روستايی دور دست گذراند. اگر مسائل ويزا
حل شده باشد، سی كيلومتر آن طرف تر می توان حتا با
خودروی شخصی سفری هم داشت به عشق آباد پايتخت
تركمنستان.
توصيه
ی مسافر:
اين استان كمبود هتل دارد. حتماً اگر قصد اقامت در هتل
را داريد از قبل رزرو كنيد.

خوزستان
نامش نفت
را به خاطر مي آورد و اكنون ياد دلاور مردان ايران را
و جنگ را و نخل ها را و هر چيزی را كه گرم است و راز
آميز و احترام برانگيز، اندكی دور و قدری دست نيافتنی
. در سپهر گردشگری جهان بی شباهت به كل سرزمين مادری
نيست: بسيار كنجكاوی بر می انگيزد، اما كمتر برای سفر
در دسترس است. تا آخر اسفند كه هيچ تعطيلی در كار نيست
برای رفتن به جنوب و هنوز فروردين به آخر نرسيده گرماي
سوزان آغاز مي شود. و اينگونه است كه در سراسر سال
كمتر از يک ماه فرصت باقی می ماند برای ديدار از جلگه
ی دير سال عيلاميان و پارسوماش و زادگاه مهجور كورش.
گذر
همگان:
در كنار
بازديد از مناطق ديدنی دفاع مقدس، اهواز را بايد حتماً
ديد. تا آبادان خاطره انگيز هم می شود رفت. اما ديدنی
تر، مجموعه ی جذاب شمال خوزستان است: شوش با كاخ های
آپادانا و ماندانا و شهرشاهی و صنعت گرانش. همچنين
آرامگاه دانيال نبی و قلعه ای كه زيباست اما به غلط
نماد شهر شده است. آن سوتر چغازنبيل است و هفت تپه و
بعد دزفول، شهر آجر. و بعد شوشتر. مجموعه ی شرق و شمال
شرق استان هم ديدنی است، مسجد سليمان و انديكا و ايذه
و همه ی راه گذرهايی كه به چهارمحال و كهکيلويه و بوير
احمد مي روند.
سفارش
ويژه:
دور شويد از ستون فقرات استان: جاده ای كه مستقيم از
انديمشک به اهواز می رود و بعد می رسد به آبادان. در
دورترين فاصله از اين جاده كه همچون نصف النهاری
خوزستان را به دو بخش تقسيم می كند در لبه ی غربی
استان قريه های عرب نشين چهره ی ديگری از سرزمين ما را
می نمايانند و در لبه ی شرقی بختياری ها جلوه ی
روزگارانی هستند كه شتابناک از كف می رود. در مسجد
سليمان به دنبال نشانه های اولين روزهايی باشيد كه
ولوله ی نفت در ايران آغاز شد و اولين باری كه يک توپ
فوتبال بر زمين ايران غلتيد. در انديكا به ديدن قلعه ی
بردی برويد كه گفته می شود زادگاه كورش است و اگر قدری
ماجراجوتر هستيد يكی دو روز را در كرانه های درياچه ی
سد دز بگذرانيد. هرگز مسير آمده را برنگرديد. از
خوزستان به چهارمحال، كهگيلويه يا بوشهر برويد اگر از
مسير لرستان به خوزستان رفته ايد.
توصيه
ی مسافر:
نگران نباشيد. خوزستان سرزمينی معمور و آبادان است. هم
جا براي خوابيدن به اندازه كافی هست و هم جاده ای بس
پرگذر دارد و سه فرودگاه و البته خط آهنی بسيار قديمی،
كه به هر حال مسافر را به مقصد می رساند.

زنجان
شبيه
ترين جای ايران به مناطق كوهستانی مديترانه به قدر
استعداد خود هرگز مورد توجه جهانگردان نبوده است.
مسافران شمال غرب اغلب ترجيح داده اند راه خود را قدری
دورتر كنند و به تبريز بروند. در حالی كه زنجان آنقدر
عشوه و كرشمه دارد كه سه چهار روزی ايرانگرد را تشويق
به ماندن كند.
گذر
همگان:
مشهورترين جاذبه ی استان، قطعاً گنبد سلطانيه است. اين
عمارت روزگاری بلندترين بنای جهان بود (مابه ازای برج
كنونی تورنتو بوده است در چهارصد سال پيش) و هم اكنون
نيز در كنار كاتدرال فلورانس بزرگترين گنبد جهان است.
غار كتله خور نيز همسنگ گنبد سلطانيه شهرت دارد.
احتمالاً به عنوان يک غار آبی اين غار از غارعلی صدر
هم بزرگتر است. از ديگر جاذبه های استان زنجان می توان
به بنای رختشويخانه، آبشار شارشار و مسجد جامع زنجان
اشاره كرد.
سفارش
ويژه:
از كوره
راه ها استفاده كنيد، نه جاده های اصلی. زنجان در
منطقه ای واقع است كه انبوهی آثار بی نظير طبيعی و
تاريخی را در خود جای داده، با سفر از كوره راه ها به
هر سو، می توان شگفتی ها و جاذبه هايی را ديد كه شايد
حتا نامشان را نشنيده باشيد.
توصيه
ی مسافر:
هوا در نوروز هنوز قدری سرد است. كمپينگ طولانی اذيت
كننده خواهد بود. هتل را هم حتماً از قبل رزرو كنيد.

سمنان
بارانداز
بزرگ جاده ی ابريشم هنوز يكی از پرگذرترين معابر ايران
است. در نيمه ی شمالی كشور اين مهمترين راهی است كه از
غرب به شرق می رود و جاده های شاهرود به آزادشهر و
شهميرزاد به فولاد محله مهمترين جاده هايی هستند كه
مسافر را از كوير بزرگ مركزی به شمال سرسبز می رسانند.
گذر
همگان:
سمنان
مسجد جامع و بازار قشنگی دارد. گرمسار و ايوانكی به
خاطر سنگفرش باستانی كوير شهرت دارند. شهميرزاد يكي از
ييلاقات مشهور ايران است. تاريخانه و رختشويخانه هم،
مشهور و شناخته شده هستند. كوير پايين دست نيز به
واسطه ی يوزپلنگ های اكنون كم شمارش و نيز
كاروانسراهای خاطره انگيزش بسيار شهرت دارد.
سفارش
ويژه:
اگر می
خواهيد طبيعت ايران غافلگيرتان كند، كوه ابر و كوير
حاج عليقلی را حتماً ببينيد. با تأكيد مي گويم: حتماً
ببينيد. ديدار از مقبره های بايزيد بسطامی و شيخ
ابوالحسن خرقانی را هم فراموش نكنيد.
توصيه
ی مسافر:
می
توانيد در پاركهای سمنان، دامغان و شاهرود چادر بزنيد.
برای تهرانی ها مسير ايده آل اين است كه يک مسير حلقوی
دور البرز مركزی را انتخاب كنند: تهران به سمنان و بعد
شاهرود به آزادشهر و بعد گلستان و مازندران و سرانجام
دوباره برگشتن به تهران.

سيستان و بلوچستان
هامون و
تفتان و چاه بهار نماد سه بخش از استان پهناور سيستان
و بلوچستان هستند. هامون در سيستان واقع است. دو سه
سالی است كه باران بيشتر از خشكسالی های دهه ی هفتاد
باريده و آب هيرمند هم دوباره به اين سو سرازير شده
است به همين خاطر هامون هم رونقی دوباره يافته. تفتان
در حدود بخش مركزی استان (از جهت شمالی جنوبی، چون از
جهت شرقی غربی در حوالی مرز شرقی قرار دارد) تنها
آتشفشان نيمه فعال ايران است و در دامنه های آن می
توان ييلاقاتی را ديد كه در اين عرض پايين جغرافيايی
بسيار طرفه اند. چابهار جديداً رونق يافته ی جنوب شرق
كشور است. بندری كه شبه قاره ی هند را تداعی می كند و
ساحل زيبايش عرضه كننده ی زيبايی های اقيانوس هند است.
گذر
همگان:
شهر
سوخته، زابل و تالاب هامون، زاهدان، تفتان و ايرانشهر،
باهوكلات و چابهار مشهورترين جاذبه های استان هستند.
ما بين شمال و جنوب استان 700 كيلومتر فاصله هست،
بنابر اين ايرانگردان به طور معمول در هر سفر يا نيمه
ی جنوبی استان را می بينند يا نيمه ی شمالی آن را.
سفارش
ويژه:
گواتر را
هرگز فراموش نكنيد، اين خليج كوچک در كتاب «راه ياب
جامع طبيعت گردی در ايران» به عنوان يكی از صد و يازده
جاذبه ی ممتاز طبيعی كشور انتخاب شده است. همچنين برای
لمس روح بلوچستان به شهرهای كوچک برويد. شهرهايی مثل
سراوان و خاش. اعجاب اين شهرها فوق العاده است و حال و
هوای شان مسافر را در خود غرق می كند. تفتان را هم
فراموش نكنيد. چند تايی روستا در دامنه های اين قله ی
آتشفشانی هست كه ديدار از آنها حس حضور در يک قاره ی
ديگر را ايجاد می كند. شايد بتوانيد شبی را هم در يكی
از روستاهای پيرامون درياچه ی هامون بگذرانيد. صيد با
قايق های «توتن» آنها تجربه ای فرحبخش است. فراموش
نكنيد كه اينجا زادگاه رستم است و روزگاری انبار گندم
ايران بوده است. مشقتی را كه اقليم بر مردمان اين خطه
تحميل می كند به خاطر بياوريد و بگذاريد اين مردم
بدانند كه دوستشان داريد.
توصيه
مسافر:
آنقدر كه
هياهو می شود، سيستان و بلوچستان جای ناامنی نيست.
آسوده خاطر باشيد، اما به توصيه های ايمني هم توجه
كنيد.

فارس
استان
تاريخ يكی از پرگذرترين مقاصد گردشگری به ويژه در ايام
نوروز است. از اسفند تا اواخر فروردين شيراز غلغله می
شود و ازدحام مسافران كمابيش تا پايان تابستان هم قابل
توجه است. مثل اصفهان اينجا هم شهرتی جهانی دارد، به
ويژه برای آنها كه علاقمند به ديدار از سرزمين های
باستانی هستند.
گذر
همگان:
مجموعه ی
آثار تاريخی استان در جهان مشهورند. از جمله تخت
جمشيد، پاسارگاد، نيشابور، نقش رجب و نقش رستم. حافظيه
و آرامگاه سعدی و خواجو نيز همانقدر شهرت دارند. جز
آنها می توان به دروازه ی قرآن، بازار وكيل، ارگ كريم
خانی، باغ ارم، نارنجستان قوام و كاخ سروستان اشاره
كرد.
سفارش
ويژه:
بخش
زاگرس استان، زيستگاه های عشاير قشقايی و گردشگاه های
طبيعی را فراموش نكنيد. اگر تجربه ی لمس زندگی كوچ
نشينان را از نزديک نداشته ايد، فارس بهترين مكان برای
اين كار است. سراغ مناطق اتراق قشقايی ها را بگيريد و
از زيبايی و راز آميزی زندگی ديرسال آنها حظ ببريد. از
بهار زيباي دامنه هاي دنا لذت ببريد. اگر از سمت شمال
(جاده اصفهان – آباده - شيراز) به فارس رفته ايد، از
مسير شيراز – اردكان – ياسوج – سميرم – اصفهان بر می
گرديد. يا از ياسوج به گچساران و خوزستان برويد و از
خوزستان به نيمه ی شمالی كشور بر گرديد.
توصيه
ی مسافر:
شيراز در
نوروز جای شلوغی است. به شهرهای كوچكتر استان برويد، و
اگر قدری حرفه ای تر هستيد روستاها را برای سكونت
انتخاب كنيد.

قزوين
استان
فندوق، زلزله و الموت از جمله پرگذرترين معابر ايران
است. اگر چه اغلب گذرندگان ترغيب نمی شوند حتا به
ساعتی توقف و شتابناک به شهرهای پرهياهوتر شمال غرب يا
جنوب شرق استان می روند.
گذر
همگان:
قزوين
چند تايی جای ديدنی دارد، اما هيچكدام از حيث شهرت به
قلعه ی الموت نمی رسند. اين قلعه ی رازآميز يادگار يكی
از دوران های بسيار پرآشوب تاريخ ايران است. در منطقه
ی الموت درياچه ی كوچک اوان و روستای همجوار آن نيز
همه ساله در تابستان هزاران جهانگرد را به خود جلب می
كند.
سفارش
ويژه:
الموت در
نوروز قدری سرد است و گرنه جايي رويايی بود براي سفر
در مسيرهاي بدون جاده (off
road)
و چادر زدن در طبيعت. هر كدام از راهگذارهای ما بين
قزوين و گيلان و مازندران ديدنی هستند. به ويژه
راهگذری كه از طالقان به رودبارک می رود. جايی بر فراز
ارتفاع چهار هزار متری اين مسير درياچه ای وجود دارد
كه كاملاً طبيعت آلاسكا را تداعی می كند. يكی از آيين
های زيبای مردم قزوين نوروز خوانی است كه از حدود نيمه
ی اسفند آغاز می شود و تا چند روزی بعد از عيد ادامه
دارد. در برخی مناطق روستايی و قهوه خانه های قزوين می
توان شاهد نوروز خوانی بود. اگر به تاريخ و آثار
تاريخی علاقه داريد يک كار مفرح اين است كه روستا به
روستا دنبال قلعه های قديمی بگرديد و مردمی كه داستان
ها و خاطرات مربوط به آنها را روايت كنند. از جمله می
توان به قلعه ی لمبسر، قلعه ی شميران، قلعه ی سنگرود،
قلعه ی شيركوه، قلعه ی ساسان، برج های خرقان، برج
باراجين و ... اشاره كرد.
توصيه
ی مسافر:
عجله
نكنيد برای گذشتن از قزوين، اين درخواستی دوستانه است
از همه ی چهل ميليون نفری كه سالانه از جاده های قزوين
می گذرند.
قم
قم بيشتر
به واسطه ی آرامگاه حضرت معصومه (س)، مسجد جمكران،
حوزه ی علميه و چند زيارتگاه پيرامون آن شناخته می
شود. اساساً چندان تصوری از قابليت های اكوتوريستی اين
استان وجود ندارد. در حالی كه به خاطر پارک ملی كوير،
درياچه ی نمک و ديگر عوارض خاص طبيعی در بيابان های
اين منطقه، قم علاوه بر زائران می تواند پذيرای هزاران
بيابانگرد از ايران و خارج از كشور نيز باشد.
گذر
همگان:
بارگاه
حضرت معصومه و مسجد جمكران برای همه ی مردم ايران
زيارتگاه هايی كاملا آشنا هستند. جز آنها بافت مركزی
قم نيز به عنوان يك شهر مذهبی بسيار جذاب است. در سال
های اخير حتا جهانگردان خارجی نيز علاقه ی بسياری به
ديدار از اين شهر داشته اند. روستای كهک نيز از جمله
مناطق ديدنی استان قم است.
سفارش
ويژه:
ديدار از
بيابان های اطراف قم را از جمله تجربيات خود قرار
دهيد. معمولاً برای ديدار از مرنجاب و قصر بهرام
شهرهای كاشان يا ورامين به عنوان مبداء سفر انتخاب می
شوند در حالی كه قم نيز می تواند مبداء سفر به چنين
مقاصد جذابی باشد، به خصوص جاده ای كه از بخش ميانی
اتوبان تهران – قم درياچه ی نمک را دور زده و به سياه
كوه می رود. خانه های قديمی قم اگر چه شهرت خانه های
كاشان را ندارند اما برخی از آنها همانقدر زيبا هستند.
از جمله می توان به خانه ی امام خمينی (ره)، خانه ی
ملاصدرا و خانه ی زند اشاره كرد. اگر خوش شانس باشيد
می توانيد در قم مراسم سردرختی راببينيد كه اوايل بهار
برای در امان ماندن درختان از گزند سرما انجام می شود
و البته می توان روزی دوبار شاهد مراسم لاله گردانی
بود كه مراسم جالبی است برای تعويض خادمين در حرم.
توصيه
ی مسافر:
ديدار از
بافت قديمی قم و سكونت در آن را تجربه كنيد.
كردستان
استان
كردستان در سال های اخير به تدريج ميان مناطق توريستی
كشور موقعيت بهتری پيدا كرده است. فضای بكر و بومی،
مردمانی بسيار ميهمان نواز و مهربان و آشنايی بيشتر
مردم ايران با جاذبه های اين استان عامل رونق گردشگری
در كردستان بوده است. مسافران كردستان بيش از آنكه به
دنبال تفرج در مراكز تفريحی يا ديدار از آثار تاريخی
باشند، در جست و جوی حال و هوای خاصی هستند كه فقط در
سفر به اين استان به دست مي آيد.
گذر
همگان:
بازار و
موزه ی سنندج جاهايی بسيار ديدنی هستند. مسجد جامع اين
شهر نيز شهرت دارد. جز اينها بايد به موزه ی تاريخ
طبيعی و پارک جنگلی آبيدر هم اشاره كرد. درياچه ی
زريوار نيز مشهور است اگر چه تازگيها آنقدر شلوغ و
آلوده شده كه شايد بهتر باشد از خير ديدار از آن
بگذريد.
سفارش
ويژه:
به
اورامانات برويد. در لغت به معنای سرزمين اهورايی است.
زيبايی منطقه به راستی همين را تداعی می كند. روستای
نگل را هم فراموش نكنيد. ديدار از ماسوله غرب،
اورامانات تخت را هم فراموش نكنيد. اگر می خواهيد روح
كردستان را آسان تر لمس كنيد به شهرها و روستاهای
حاشيه ی غربی استان برويد. در سنندج هم از قالب يک
جهانگرد محتاط بيرون بياييد. در كوچه پسكوچه ها قدم
بزنيد. روی هره ی مقابل درها بنشينيد و مردم را نظاره
كنيد. پيشنهادشان را برای صرف يک فنجان چای بپذيريد و
از مغازه های كوچكی كه سوغات می فروشند، خريد كنيد.
فراموش نكنيد در همه ی سرزمين ها زيباتر از عمارات و
كوه ها و دره ها مردمان هستند، مردمان.
توصيه
ی مسافر:
نوروز و
تابستان كردستان جای خلوت تری است. به جای شيراز و
اصفهان و مازندران يک بار هم سری به اين استان بزنيد.

كرمان
آنقدر كه
هميشه تصور می شود، كرمان جای دوری نيست. از هر جای
ايران كه راه بيفتيد، تقريباً يک روز راه است، يكي دو
ساعت بيشتر يا كمتر. اگر معماری بومی لطمه نديده بود،
كرمان می توانست شهر – موزه ای باشد مثل سويا يا
بروخه. جا به جا يا عمارت تاريخی هست يا خانه ای با
معماری بومی كه صفايی فروتنانه دارد و يادآوری می كند
كه همه ی اديان بزرگ در بيابان ها ظهور كرده اند و همه
ی عرفای بزرگ در حاشيه ی بيابان ها می زيسته اند.
گذر
همگان:
عمارات تاريخی و بازار كرمان چهار پنج روزی ايرانگرد
را سرگرم می كنند. بم البته هنوز از زخم زلزله كمر
راست نكرده است. ماهان همچنان دل انگيز ترين عشوه ی
بيابان است. با اين يادآوری در آستانه مقبره ی شاه
نعمت الله ولی كه : «من آن درويش را گويم كه از اين دل
كشد آهی/ بسی دزدان ره هستند كه می مانند به درويشان».
سفارش
ويژه: به شهر خيالی لوت برويد. از مسير جاده ی ماهان
به سمت سيرچ و از آنجا به سمت شهداد. شهر خيالی لوت
وهم انگيزترين پديده ی طبيعت ايران است. حيف است در
همه ی عمر دست كم يک بار شب اينجا را تجربه نكرده
باشيد. اگر تا آنجا رفتيد ده سلم و گندم بريان را
فراموش نكنيد.
توصية
مسافر:
نگران نباشيد. كرمان جای امنی است و مردم ميهمان نواز
و مهربانی دارد.

كرمانشاه
سرزمين
تاريخ غرب، روزگاری راهگذر اصلی همه ی مسافرانی بوده
است كه از دور دست ترين نقاط مشرق زمين به غرب می
رفتند. اگر چه تغيير اين مسير به نقاط شمالی تر، باعث
شده در دوره ی اخير كرمانشاه منزوی تر از گذشته ی پر
رونق خود باشد.
گذر
همگان:
مجموعه ی تاريخ بيستون، تاق بستان، نيايشگاه آناهيتا و
دخمه ی مادها از جمله مشهورترين آثار تاريخی استان
كرمانشاه هستند. غار قوری قلعه نيز شهرت بسياردارد، از
آن جهت كه شايع است يكي از دالان های اين غار در زير
زمين وارد كشور عراق می شود. از ديگر جاذبه های طبيعی
استان می توان به سراب نيلوفر، پناهگاه حيات وحش
بيستون و جنگل های دالاهو اشاره كرد.
سفارش
ويژه:
فقط به ديدار از شهر كرمانشاه و آثار تاريخی استان
اكتفا نكنيد. شهرهايی همچون سنقر، صحنه، قصر شيرين،
كنگاور و پاوه نيز محيط بومی جذابی دارند. جز آن، بايد
به ديدار روستاهای پرشماری رفت كه انزوای عارفانه ی
شگفتی دارند.
توصية
مسافر:
استان كرمانشاه مسافرخانه زياد دارد و هتل كم.
استاندارد رفاهی خود را پايين بياوريد و با پذيرفتن
سكونت در مسافرخانه خود را از فرصت ديدار از كرمانشاه
بهره مند كنيد.

كهگيلويه و بوير احمد
زاگرسی
ترين استان ايران، به واسطه ی تاثير مهمترين وجوه
جغرافيايی طبيعی اين رشته كوه، ميراث دار مردمانی است
كه ما بين پاسارگارد و پارسوماش روزگارانی نقطه ی ثقل
تاريخ بوده اند. اينک اما ساكنان «كهگيلويه و
بويراحمد» همچون همسايگان شمالی شان در چهارمحال و
بختياری بيش از آن كه به عمارات و ابنيه ی تاريخی
بنازند، مرهون طبيعت زيبا و جلوه های زندگی بومی و بكر
سرزمين خود هستند. در اينجا مردمانی ديده می شود كه به
خاطر زيستن در ارتفاعی بسيار بلند همچون اهالی تبت و
بوليوی پوستی به رنگ مس دارند و چون در اين ارتفاع قلب
و شش های آنها بايد عرصه ای فراخ تر برای فراهم آوردن
اكسيژن می داشته، همچون ديگر مردمان كوهستان شانه هايی
فراخ و قامتی بلند دارند.
گذرهمگان:
فهرستی
از دره ها، زيستگاه های طبيعی و رودخانه ها و آبشارها
نامدارترين ديدنی های اين بخش از زاگرس مرتفع هستند.
آبشار مارگون و نيز چهل قله ی دنا (همگی با ارتفاعی
افزون تر از چهار هزار متر) نماد كهگيلويه و بوير احمد
هستند و از ديگر جاذبه های آن می توان دشت لاله های
واژگون، تنگ های دو آب، تيزاب و براق، درياچه های كوه
گل و برم شير، آبشارهای بهرام بيگی، گنج بهار و خيمه
را نام برد.
سفارش
ويژه:
هرگز در
سفر به اين استان نبايد فرصت ديدار از روستاها و
شهرهای زيبای مارگون، سی تخت و چرام را از دست داد. می
توان از قبل طوری برنامه ريزی كرد كه بتوان شبی را در
يكی از آنها گذراند.
توصيه
ی مسافر:
تابستان
زمان مناسب تری برای سفر به نقاط مرتفع تر كهگيلويه و
بوير احمد است، اگر چه در نوروز هم نمی توان گفت
گزندگی سرما آنقدر هست كه سفر به اينجا را دشوار كند.
اما حواشی شرقی و غربی استان، يعنی گچساران و دهدشت آب
و هوايی گرمسيری دارند و در نوروز بهاری مطبوع را جلوه
گر می كنند. كيفيت جاده هاي استان بد نيست و راهی جز
استفاده از خودروی شخصی برای سفر به استان هم وجود
ندارد. هتل ها و مسافرخانه های استان ظرفيت محدودی
دارند ولی چندان جای نگرانی نيست چون در ايام نوروز می
شود در هوای آزاد بيتوته كرد.

گلستان
نامش
گلستان است و فخر می فروشد به جهان نما و خوش ييلاق.
اگر اوضاع صنعت توريسم در ايران بسامان تر می بود،
اينجا می توانست «يلواستون» ديگری باشد برای طبيعت
گردان دنيا و افسوس كه نيست.
گذر
همگان:
هزار جا
برای ديدن هست در اين استان. پارک ملی گلستان و مناطق
حفاظت شده ی همجوار آن در جنوب، تركمن صحرا در شرق،
تالاب های سه گانه ی آلاگل، آلماگل و آبی گل در شمال
شرق و آشوراده و خزر در شمال. ديگر چه می خواهيد؟
سفارش
ويژه:
به گرگان و آشوراده و گنبد اكتفا نكنيد. بندر حسينقلی
خان را فراموش نكنيد. شايد بتوانيد شبی را با صيادان
به دريا برويد. تجربه ی كم نظيری است. دور شويد از
جاده های اصلی . تمركز كنيد روی نيمه ی شرقی استان،
مناطق حفاظت شده ی واقع در جنوب اين بخش، تركمن صحرا و
سرانجام بندرها و روستاهای گوشه ی جنوب شرق خزر كه
آميزه ای هستند از فرهنگ بومی گرگان، روسی، قزاق و
تركمن.
توصيه
ی مسافر:
نگران
كمبود هتل مناسب در گرگان و گنبد نباشيد. طبيعت گرد
باشيد. با هم سفر كنيد و در طبيعت چادر بزنيد.
گيلان
پرباران
ترين ساحل خزر يكی از متنوع ترين جلوه های زندگی
انسانی را در حريم خود دارد. گيلان همچنين از آن جهت
برای گردشگران سرزمينی دلچسب است كه خيلی زود زمينه ی
تغيير حال و هوای مسافر را ايجاد می كند: اقليم و
طبيعت نظير ندارد، مردمان در حواشی جاده ها و روستاها
به گونه ای ديگر لباس پوشيده اند، معماری خانه ها
متفاوت است و غذاهای محلی به وفور عرضه می شود.
گذر
همگان:
ساحل
گيلان و شهرهای بزرگ آن بسيار مشهورند. همچنين تالاب
انزلی و ماسوله، سياهكل و ديلمان و تالش با كوهستان
های زيبا و بكر و جلوه های زندگی بومی اش.
سفارش
ويژه:
گردنه
هاي حيران و الماس، آستارا و درفک و همه ی روستاهای
منطقه ی كوهستانی را فراموش نكنيد. اگر به ديلمان
رفتيد دوباره به سياهكل بر نگرديد، از جاده ای برويد
كه خيلی نزديكتر شما را می رساند به لوشان. مبهوت می
شويد. اگر به ماسوله رفتيد، ديدار از ماسوله كهنه را
از دست ندهيد. دو ساعت رانندگی فرحبخش است توی
كوهستان، كه سرانجام به اعجاب درباره ی طبيعت ايران وا
می داردتان.
توصيه
ی مسافر:
دور شويد
از شهرها و به روستاها و مقاصد ناشناخته برويد.
لرستان
سرزمين
مفرغ و رويا. بلندترين آبشارهای ايران در اين سرزمين
فرود می آيند، پرخروش ترين رودها از اينجا می گذرند و
صعب العبورترين دره های زاگرس نيز تن يله داده اند ما
بين درازنای خط الراس های آن. از قرون ميانه به آن سو،
شايد بتوان گفت گرانسنگ ترين آثار هنری باقی مانده در
ايران مفرغ های لرستان هستند كه اعجابی كه در طراحی و
توليد آنها به كار رفته هر كسی را به اين اشتباه می
اندازد كه ساخته ی هنرمندی باشند آشنا به همه ی ريزه
كاری های مكاتب مدرن مجسمه سازی در سده ی بيست و يكم.
گذر
همگان:
خرم آباد
و بروجرد چند اثر تاريخی دارند كه مهمترين آنها قلعه ی
فلک الافلاک خرم آباد است و امروزه لرستان با آن
شناخته می شود. با اين همه، جاذبه های طبيعی لرستان
مشهورتر هستند. قله ی اشترانكوه، درياچه ی گهر و آبشار
نوژيان بيشتر شهرت دارند. شهرستان های دور از جاده ی
ترانزيت جنوب (جاده ی تهران خرمشهر كه در لرستان از
بروجرد و سپس خرم آباد به انديمشک می رسد) كمتر مورد
بازديد ايرانگردان هستند، از جمله اليگودرز، ازنا،
دورود، الشتر، نورآباد و كوهدشت. اگر چه برای دريافتن
و لمس روح لرستان شايد بهتر باشد اين شهرها و مناطق
روستايی و عشايري پيرامون شان را به خرم آباد و بروجرد
ترجيح دهيم.
سفارش
ويژه:
دره ی چكان را به شما توصيه می كنم. مثل سفر به يک
قاره ی ديگر است. اما شتابناک به اينجا نرويد. وقت
كافی در نظر بگيريد و به خودتان فرصت بدهيد برای
برخورداری از يک حال و هوای ديگر و لمس جلوه هايی
ديرياب از زندگی در فلات ايران. سفر به نورآباد و
الشتر را هم فراموش نكنيد. بهاران بسيار زيبايی دارند
اين دو شهر. اگر اهل دامنه پيمايی (Hiking
كه چيزی است ما بين كوه نوردی و پياده روی) هستيد از
شهبازان به زيارت امامزاده محمد برويد. تقريباً يک روز
راه است از ميان زيباترين چشم اندازهای زاگرس. در طول
مسير می توانيد گراندكانيون هايی را ببينيد بسيار
بزرگتر از گراندكانيون مشهور آمريكا كه سالانه 300
هزار جهانگرد خارجی را به خود جلب می كند و برای اين
كشور حدود يک ميليارد دلار درآمد ايجاد می كند.
توصيه
ی مسافر:
جاده ها بد نيستند، هتل به اندازه ی كافی هست و مردم
محلی هم علاقه ی افزونتری به پذيرايی از گردشگران پيدا
كرده اند. لرستان را حتماً ببينيد.
مازندران
زيباترين
ساحل بزرگترين درياچه ی جهان، پرگذرترين مقصد توريستی
در ايران است. سالانه دست كم پنج ميليون نفر به استان
مازندران سفر می كنند. از حدود شش هزار كيلومتر ساحل
خزر، كمتر از 700 كيلومتر آن قابليت جذب سرمايه گذاری
های گسترده ی توريستی را دارد و از اين ميزان 600
كيلومتر آن سهم ايران و حدود 200 كيلومتر آن سهم استان
مازندران است. اما واقع بودن در بخش مركزی ساحل جنوبی
، كه بهره مند از عميق ترين و گرم ترين بخش آب های خزر
است موجب می شود كه ساحل مازندران را زيباترين ساحل كل
خزر بدانيم.
گذر
همگان:
خط ساحلی
البته شهره ی عام است. چندتايی از مسيرهای كوهستانی
نيز در اين سالها بسيار پرگذر شده اند كه از ميان آنها
می توان به چمستان، كندلوس، كلاردشت، دو هزار و سه
هزار و جنت رودبار، اشاره كرد.
سفارش
ويژه:
دور شويد
از ساحل، ما بين راهگذرهای جنگلی و كوهستانی روستاهای
كوچک و بكر را جست و جو كنيد. طبيعت زيبای مازندران.
هر چه دوردست تر و مرتفع تر، بهتر است. مناطقی مثل جنت
رودبار را ترجيح بدهيد به فريدونكنار، چالوس، متل قو و
رامسر شلوغ و پرازدحام.
توصيه
ی مسافر:
مازندران
را ترک كنيد به گونه ای كه انگار اصلاً به آن پا
نگذاشته ايد. اين كار را خواهيد كرد؟

مركزی
اراک
شايد تنها مركز استان در ايران باشد كه شهرستان های آن
شهرت بيشتری برای جذب جهانگرد دارند. به ويژه محلات و
خمين كه از مقاصد به تازگی فعال شده ی صنعت ايرانگردی
هستند.
گذر
همگان:
فهرست
بلندی از مناطق ديدنی استان مركزی وجود دارد. استانی
كه اگر چه يكی از پرگذرترين مناطق كشور است اما چندان
شهرتی به عنوان يک مقصد گردشگری نداشته است. از جمله
نقاط ديدنی آن می توان به خانه ی حضرت امام خمينی
(ره)، آب گرم و گلستان های محلات، آتشكده ی خورهه،
بازار اراک، غار چال نخجير، كاروانسرای دودهک و قلعه ی
مستوفی الممالک اشاره كرد.
سفارش
ويژه:
ديدار از
آشتيان را از دست ندهيد. در نوروز شهرهای كوچک استان
مركزی مقاصدی نزديک، ارزان و كاملاً در دسترس برای سفر
هستند. در تابستان هم اغلب اين شهرها آب و هوايی
ييلاقی و خنک دارند. سكونت در مناطق روستايی استان را
امتحان كنيد. به ويژه روستاهای منطقه ی جنوب شرق استان
را كه حال و هوای زاگرسی افزون تری دارند.
توصيه
ی مسافر:
برای
چادر زدن در تابستان، استان مركزی مناطق بسيار جذابی
دارد. شمار هتل های استان نيز قابل توجه است.
هرمزگان
عمده ی
آنچه كه توان و فرهنگ دريانوردی مردمان ايران بوده در
هرمزگان پديدار است. واقعيت اين است كه هرمزگانی ها در
اعصار پيشين دريانوردتر از ديگر ساحل نشينان ايران
بوده اند. موج تجدد همه جا را به سيطره ی خود درآورده،
با اين وجود هنوز جا به جا می توان مردانی را ديد كه
با لنج هايی دل به دريا می زنند كه صدها سال پيش مشابه
آنها ما بين زنگبار و خليج فارس در تردد بوده است.
گذر
همگان:
كيش و قشم اكنون از محبوب ترين مقاصد سفر در ايران
هستند و در سالهای اخير بيشترين سرمايه گذاری ها را در
صنعت گردشگری به خود جلب كرده اند. بندرعباس البته
بيشتر بارانداز قشم است اما با اندكی ساماندهی مبلمان
شهری خود نيز می تواند يک مقصد جذاب باشد. ميناب و
جاسک هم به ويژه در ايام نوروز و ديگر تعطيلات رسمی
رونق بسيار به خود می بينند.
سفارش
ويژه:
حتماً شبی با لنج به دريا برويد. اگر چند خانواده با
هم شريک بشويد، هزينه ی چندانی ندارد. حتا شايد بشود
يک لنج را كرايه كرد به عنوان اقامتگاه. جاهای خلوت تر
مثل جاسک و كنگ را هم فراموش نكنيد. اگر به قشم رفته
ايد سعی كنيد اقامتگاه شما حتی الامكان در نيمه ی غربی
جزيره باشد كه جای بكرتری است. قدری زرنگ باشيد می
توانيد در يكی از روستاهای حاشيه ی ساحل جای خيلی
ارزانی برای اقامت اجاره كنيد. اگر به چشم اندازهای
ساحلی علاقه داريد ساحل شمالی جزيره را انتخاب كنيد.
يك جور آبراهه ی بزرگ است ما بين جزيره و خاک اصلی
ايران كه به ويژه در طلوع و غروب آفتاب چشم انداز
بسيار زيبايی دارد.
توصيه
ی مسافر:
نوروز هرمزگان خيلی شلوغ است. اگر به قصد اقامت در هتل
می رويد حتماً قبلاً رزرو كرده باشيد. ديدار از جزيره
های مهجور مثل هنگام و هندورابی را فراموش نكنيد.
همدان
اگر تا
همدان رفته باشيد، اين شهر آنقدر جاذبه دارد كه چند
روزی سرگرم تان كند، اما مساله اين است كه تا همدان
رفته باشيد! همدان جاي دوری نيست، اما مشكل اين است كه
برای جذب جهانگرد اصطلاحاً «نقطه طلايی» ندارد. نقطه
طلايی كانون تمركز برنامه های تورگردانی است، جاذبه ای
است كه به تنهايی می تواند صنعت گردشگری يک منطقه را
فعال كند. همدان انبوهی جاهای ديدنی دارد، اما هيچكدام
به تنهايی نقطه طلايی نيستند، شايد ايجاد يک مركز
تفريحی بزرگ می توانست اين نقطه ی طلايی را ايجاد كند.
گذر
همگان:
گنجنامه و مقبره ی باباطاهر و مقبره ی بوعلی سينا در
شهر همدان خيلی شهرت دارند جز آن بايد به بازار قديمی
اين شهر، گنبد علويان، تپه ی باستانی هگمتانه و مقبره
ی استرومردخای در اين شهر اشاره كرد. در محدوده ی
استان همدان نيز غار عليصدر مشهور است و پرگذر. هر
كدام از ديگر شهرهای اين استان، مثل نهاوند و ملاير و
تويسركان هم چند جای ديدنی دارند. دست كم آنقدر كه در
يک مسافرت سه چهار روزه شما را سرگرم كنند.
سفارش
ويژه:
ديدار از سراب های بزرگ استان را از دست ندهيد. سراب
در اينجا به معنی چشمه است، اما چشمه ای كه به واقع
نقطه ی برتافتن يك رودخانه ی عظيم از دل زمين است. يكی
از مشهورترين اين سراب ها «گيان» نام دارد كه شايد
بتوان آن را بزرگترين چشمه ی ايران ناميد . مناطق
جنگلی و حفاظت شده ی استان هم جذاب هستند. اگر چه برای
بهره برداری توريستی از آنها هيچ كاری انجام نشده است.
برای بسياری از جوانان و نوجوانان امروزی تصوری كه از
روستا وجود دارد همان روستای فيلم جاده های سرد است.
آن روستا واقع است در حوالي شهرستان ملاير و البته
مشابه آن صدها روستا در استان همدان وجود دارد. نوروز
يا تابستان علاوه بر اين كه فرصتی است برای لمس زندگی
بومی در اين گونه روستاهای بكر، می تواند اين مجال را
ايجاد كند كه جای پايی پيدا كنيد برای روستاگردی
مداوم، به عنوان مرهمی بر زخم های روحی و عصبی ناشی از
زندگی در شهرهای شلوغ، پرازدحام و آلوده.
توصيه
ی مسافر:
راه رفته را از همدان برنگرديد. بهتر اين است كه
مجموعه ی غرب، يعنی همدان، كردستان و كرمانشاه با هم
در يک برنامه سفر ديده شود، حتا اگر مجال كافی باشد،
می توان آذربايجان شرقی و غربی را هم به اين برنامه
افزود. يعنی به واقع يک جور تور دور درياچه ی اروميه،
آذربايجان در شمال، استان های كردنشين و همدان در جنوب
مسير.
يزد
پايتخت
كوير در سال های اخير رونق قابل توجهی پيدا كرده است.
يزد يكی از معدود شهرهای ايران است كه معماری بومی
دارد و قدم زدن در خيابان های آن مسافر را نزديک می
كند به روح تاريخی سرزمينی كه در آن واقع است. اگر چه
در سال های اخير بافت قديم شهر در معرض تخريب قرار
گرفته است.
گذر
همگان:
انبوهی
از انبارها و بادگيرهای شهر ديدنی هستند. تكيه ی
اميرچخماق، پيرسبزچک چک، دخمه ی زرتشتيان، زندان
اسكندر، مسجد جامع و باغ دولت آباد را هم بايد ديد.
تفت و مهريز و اردكان و طرزجان هم زيبايی های خاص خود
را دارند.
سفارش
ويژه:
به مناطق
كويری استان برويد. از جمله كوير عقدا. حيف است كه هيچ
وقت طبس را نديده باشيد. ابركوه و سرو آن را هم حتماً
بايد ديد. فراموش نكنيد كه يزد از جمله مناطقی است كه
فضای بومی آن به سرعت در حال رنگ باختگی است. به واقع
چند سالی بيشتر از حيات روح واقعی اين سرزمين باقی
نمانده. تا دير نشده است، برويد و يزد را ببينيد. اگر
از تهران به يزد رفته ايد برای مسير برگشت طبس و خور و
بيابانک را پيشنهاد می كنم. از يزد به طبس برويد، از
آنجا برگرديد به خور و بيابانک، شايد فرصت ديدار از
روستاهای ديدنی آنجا، مثل گرمه و عروسان را هم پيدا
كنيد، بعد به سمت جندق و معلمان برويد تا برسيد به
جاده ی اصلی سمنان – مشهد. از آنجا اگر ديگر وقتی برای
تان باقی نماند، به تهران برگرديد و گرنه راه خود را
كج كنيد به سمت شاهرود، بعد آزادشهر، بعد گروگان و از
مسير مازندران به تهران برگرديد. كوير و جنگل و دريا
را با هم در يک سفر ديدن تجربه ی بي نظيری است.
توصيه
ی مسافر:
يزد هتل های خوبی دارد اما به تازگی شمار قابل توجهی
از خانه های قديمی برای اسكان مسافران تجهيز شده است.
اين خانه ها را می توان از تهران هم رزرو كرد.

|