عنوان نوشتار: فاخته ای بر کنگره ( جستاری درباره ی ملایر و قلعه های باستانی اش )
نویسنده: رضا قربانی

درباره نویسنده: آقای رضا قربانی در سال 1358 در شهر بروجرد متولد شد. تحصیلات خود را در تهران و در مقطع کارشناسی در رشته فلسفه به پایان برد. ایشان اکنون در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال در مقطع کارشناسی ارشد و در رشته فلسفه مشغول به تحصیل است.


ملاير بزرگترين شهرستان استان همدان پس از شهر همدان است . وسعت ملایر حدود 3210 كيلومتر مربع است که شامل شهر ملاير و بخش های سامِن، اَزَندَريان و جوکار می شود . این شهر 15 دهستان و 221 روستای مسکونی دارد .

شهرستان ملاير در 48 ساعت و 49 دقیقه طول جغرافيايی و 34 ساعت و 17 دقيقه عرض جغرافيايی قرار دارد و از شمال به همدان، از شرق به اراك، از جنوب به بروجرد و از طرف غرب به شهرستان تويسرکان و نهاوند محدود شده است. ارتفاع اين شهرستان از سطح دريا 1780 متر و فاصله اش از همدان و تهران به ترتيب 86 و 390 كيلومتر است.

امتداد رشته كوه الوند از شمال و شمال شرق  اين شهرستان می گذرد و به كوههای سربند اراك متصل می شود. مرتفع ترين كوه اين شهرستان قله ی لشكردر است و كوه معروف يزدگرد با بقايای قلعه ی يزدگرد ساسانی در جنوب شهر قرار دارد. از ديگر ارتفاعات مهم، كوه گرمه با ارتفاع 2206 متر و كوه سرده با ارتفاع 2277 متر است.

مهمترين رودخانه ی ملاير رود حَرَم آباد است كه آب آن فصلی است. پوشش گياهی شهرستان ملاير از نوع استپ كوهپايه ای است. ملاير از نظر آب و هوايی در مرز آب و هوای معتدل كوهستانی و آب و هوای نيمه بيابانی ايران قرار گرفته و ويژگی های هر دو نوع آب و هوا را دارا است . متوسط بارندگی سالانه ی ملایر به 2/242 ميليمتر می رسد.

زبان اهالی اين شهرستان آميزه ای است از لری، كردی و فارسی با لهجه ی لری و لَك . جمعيت ملایر بر اساس آخرين سرشماری در سال 1385، تعداد 350000 نفر است كه اكثريت آنها در روستا زندگی مي كنند و به كشاورزی اشتغال دارند.

ـ موقعيت اقتصادی:

اقتصاد اين شهرستان عمدتاً بر پايه ی كشاورزي استوار است و مهمترين محصولات كشاورزی آن شامل: انگور، جو، گندم، حبوبات و علوفه است. بیشتر اهالی سامِن جالیز دار هستند و خیارشور های مرغوب می سازند . تجارت و بازرگانی در ملاير دارای رونق نسبی است. سوغات و صادرات مهم ملاير، شامل قالی، صنايع منبت، و نيز خشكبار، شيره ی انگور، باسلُق ، عسل، بادام، گردو و به ويژه كشمش است كه به علت مرغوبيت و وفور آن، چند كارخانه به توليد و بسته بندی كشمش مشغولند و محصول آن را به كشورهای اروپايی و كشورهای حوزه ی خليج پارس صادر می كنند.


ملاير - بوستان سیفیه

 ـ وجه تسميه ی شهرستان ملاير:

مورخان در مورد وجه تسميه ی ملاير اقوال مختلفی ذكر كرده اند. از جمله این که همزمان با ورود اسلام به ايران و حمله ی اعراب، سپاهيان عرب كه در اين منطقه به دنبال آب بوده و آن را نيافته بودند، گزارش داده بودند كه: «ماء لايرُی» (به معنی اين كه: آب ديده نمی شود) و بعدها اين عبارت در اثر تكرار به ملاير تبديل شده است. روايت ديگری كه مورخان ذكر كرده اند حاكی از آن است كه در 3500 سال پيش از اين، در زمان مادها در اين منطقه با روشن كردن آتش برروی تپه ها و كوه ها اخبار را به ساير مناطق می رسانده اند ( لازم به ذكر است هم اكنون نيز اين سنت ادامه دارد و هر ساله در شب عيد باستانی نوروز، جوانان در قُله های كوه گرمه و كوه سرده آتش بر پا می كنند) و از اين رو اين منطقه را (مَل آگِر) به معني تپه ی آتش ناميده اند.

 پروفسور گيرشمن باستانشناس معروف در كتاب «تاريخ ايران از آغاز تا اسلام»، مورد دومین را تاييد می كند. درباره ی دیرینگی اين منطقه همین بس كه نام روستاهای ملاير بر باستانی بودن و مسكونی بودن اين ديار گواهی می دهد ؛ از جمله ی آن روستاها می توان مانيزان، كَمازان، گوراب و  شوش آب را نام برد .

اما بنای فعلی اين شهر را با حكومت فتحعلی شاه قاجار در سال 1188 شمسی مقارن می دانند كه به دست نوه اش حاج سيف الدوله (حاكم وقت ملاير و تويسركان) آباد گرديد. از جمله می توان به احداث چند قصر، باغ، مسجد و حمام اشاره نمود و به همین دليل تا پيش از انقراض سلسه ی قاجاريه آن را دولت آباد می ناميدند.

و اما می رسيم به موضوع اصلی اين مقاله كه شناساندن برخی دژها و قلعه های باستانی شهرستان ملاير است .  از میان آنها به ویژه قلعه های نوشیجان و گوراب اهمیت بیشتری دارند .

  ـ دژ معبد باستانی نوشيجان

 بنای تاريخی نوشيجان در حدود 20 كيلومتری شمال غرب ملاير و 60 كيلومتری جنوب همدان، برفراز تپه ای طبيعی به ارتفاع تقريبی 37 متر قرار گرفته است. اين بنا كه ابتدا به صورت تپه ای باستانی بود از سال 1346 خورشیدی مورد كاوشهای باستان شناسی قرار گرفت و در نتيجه ی  كاوش ها 3 دوره تاريخی در آن شناسايی شد. آثار فوقانی مربوط به دوره ی پارت يا اشكانی، لايه ی ميانی استقرار هايی از دوره هخامنشی يا پارسی و آثار زیرین كه روی سازه ی طبيعی تپه بنا گرديده از دوره ماد (اوايل قرن 8 پيش از ميلاد) به جای مانده است.

سازه های مختصر دو دوره پارتی و هخامنشی (اشكانی و پارسی) اين تپه باستانی پس ازمطالعات كافی توسط باستان شناس نامی انگليسی و ايران شناس مشهور، ديويد اِستـِرُناخ، برداشته شد و آثار اصلی كه شامل دژ و معبد و تالار ستوندار است از اوايل دوره ی مادها پا برجاست. عناصر اين مجموعه به عنوان نخستين الگوهای معماری ايرانی در فلات قاره ايران از آثار منحصر به فرد و ارزشمند به شمار می آید.


ملایر - قلعه نوشیجان - عکاس : رضا قربانی

دژ معبد باستانی نوشيجان شامل اجزای زير است:

1-            بنای قديمی جبهه غربی (نخستين نيايشگاه)

2-            تالار ستوندار (آپادانا)

3-            معبد مركزی (دومين نيايشگاه)

4-            اتاق ها و انبارها

5-            تونل

6-            حصار و دژ

اين اثر به شماره 763 در تاريخ 3/11/1346 در فهرست آثار ملی ايران به ثبت رسيده است.

و اما در مورد وجه تسميه دژ معبد نوشيجان در ميان اهالی محلی اين قول رايج است كه در درون اين تپه جامی زرين پنهان بوده است كه پس از نوشيدن آب درون آن، جام ندا بر می داشت كه : نوش جان ! این ندا در طول زمان تبديل به نوشيجان شده است.  به قول ريش سپيدان منطقه اين جام همراه با مجسمه ی يك اسب بالدار زرين بوده است كه در هنگام حفاری و كاوش توسط انگليسی ها به خارج از كشور انتقال يافته است.

اين دژ معبد واقع در دشتی است به نام شوش آب يا به زبان محلی (شيشو) كه امروزه نيز روستايی در نزديكی اين دژ به همين نام برپا است و در هنگام بهار و ريزش باران سطح دشت را تا دامنه ی تپه، درياچه ای كم عمق و زيبا فرا می گيرد.


ملایر - دژ گوراب - عکاس : رضا قربانی

 ـ دژ گوراب

 دژ گوراب مربوط به هزاره چهارم پيش از ميلاد است كه در 5 كيلومتری شرق ملاير و جاده ی ملاير اراك در روستايی به همين نام قرار دارد. امروزه از اين دژ جز ديوارهای آن، بنای بيشتری پیش چشم  نيست و هنوز كاوش و حفاری در آن برقرار است تا اطلاعات بيشتری از ديگر مناطق آن به دست آيد. ولی مسلم اين كه دژ گوراب ، كاربرد نظامی و  مسكونی داشته است.

رويدادی كه باعث اقبال و روی آوری به اين دژ شد بر می گردد به اوايل سلطنت پهلوی اول يعنی به زمان رضا شاه.

ماجرا از این قرار است : كشاورزی از اهالی روستای گوراب در هنگام شخم زدن زمين به قطعه ياقوت بزرگ سرخ رنگی برمی خورد و آن را پنهان می كند. ولی خبر پيدا شدن گنج از ديد اهالی روستا دور نمی ماند و مردم برای يافتن گنج به زمين مرد كشاورز و دژ گوراب هجوم می آورند . همین امر حاکم منطقه را وامی دارد كه موضوع را مورد بررسی قرار دهد . ماموران حاکم پس از جست و جو، قطعه ياقوت مذكور را می يابند و حاکم منطقه هم آن را برای دولت مركزی می فرستد . در تهران زيبايی و بزرگی و منحصر به فردی ياقوت به قدری جلب توجه می كند و حساسيت شخص رضاشاه را برمی انگيزد كه شخصاً دستور پيگيری موضوع را به تيمورتاش ( وزیر دربار )می دهد و او را به ملاير گسيل می دارد . تيمورتاش دستور شاه را انجام می دهد ولی چون شیء ديگری دستگيرش نمی شود، اهالی را از كندوكاو برحذر می دارد و پرونده را مختومه اعلام می كند.

اين موضوع تا دهه ی 40 خورشيدی مسكوت مانده بود تا اين كه دكتر نرسی جعفری باستان شناس و جامعه شناس، كه از اهالی ملاير است به موضوع علاقمند می شود و دوباره باب پژوهش را در اين باره می گشايد و برای يافتن هويت اين ياقوت به اهتمام جدی دست می زند . ذكر اين ماجرا در كتاب خواندنی او با عنوان «پلنگ» آمده است. اما به صورت فشرده نتايج حاصل از پژوهشهای ايشان بدين قرار است :

دكتر جعفری و همكارانش پس از پيگيری مستمر و فرستادن ياقوت برای تحقيقات بيشتر به ايالات متحده و كشف رمز خط نوشته شده بر روی ياقوت بدين نتيجه مي رسند كه اين ياقوت متعلق به بهرام گور ساسانی بوده است و ياقوتی بوده است كه او بر گردن اسب نازنين خود می آويخته است. همكاران زمين ديرين شناس او بدين نتيجه می رسند كه در حدود دو هزار سال پيش اين ناحيه حالت باتلاقی و بيشه ای داشته است كه مكان مناسبی برای حيات جانوران وحشی از قبيل گورخر و گراز بوده است و همین عامل به احتمال قريب به يقين بايستی بهرام گور را به اين منطقه كشانيده باشد.

 همچنين در تاريخ آمده است كه بهرام گور به هنگام شكار گورخر در بيشه ای ناپديد شده است ولی مورخان از ذكر مكان دقيق اين واقعه، سخنی نگفته اند. همين عامل، احتمال درستی گفته های دكتر جعفری و همكارانش را بیشتر می كند كه اين ياقوت متعلق به بهرام گور ساسانی بوده و روستای گوراب همانگونه كه از نامش پيداست شكارگاه بهرام بوده است . به احتمال زیاد روستای گوراب همان جایی است كه بهرام گور ساسانی در آن به دنبال شکار رفت و ديگر باز نگشت.

 افزون بر ماجرای بهرام گور، سندی كه اهميت دژ گوراب را دو چندان می كند اين است كه، فخرالدين اسعد گرگانی شاعر معروف قرن پنجم هجری ، همروزگار با طغرل بیک سلجوقی و سراينده ی شهير منظومه ی ويس و رامين از دژ گوراب در اثر خود ياد كرده است . همين عامل باعث شده است كه عده ای نام او را فخرالدين اسعد كـَركانی بدانند. كـركان نام دهی است در 10 كيلومتری گوراب . عده ای بر این باورند که چون کرکان ،روستای كوچك و نامشهوری بوده است، بعدها به جای اينكه فخرالدین اسعد را " كـَركانی " بدانند، به اشتباه گُرگانی نامیده اند.

در بخشی از منظومه ، رامین که از عشق ویس ( ویس بر وزن گیس ) دلخسته و آزرده است به قلعه ی گوراب می آید و با زنی به نام گُل ازدواج می کند . ویس باخبر می شود و دایه اش را نزد رامین می فرستد :

چو اندر مرز گوراب آمد از راه

به صحرا پیشش آمد بی وفا شاه

رامین با دایه بدرفتاری می کند و او را باز می گرداند . ویس یکی از همنشین هایش را به نام مشکین می خواند و می گوید:

 قلم بردار مشکینا به مشک آب

یکی نامه نویس از من به گوراب

 تو خود دانی سخن در هم سرشتن

به نامه هرچه به باشد نوشتن

 اگر باز آوری او را به گفتار

بُوَم تا زنده ام پیشت پرستار

 

نامه ی ویس به رامین می رسد . رامین مدتی با گل زندگی می کند اما دوباره هوای عشق ویس به سرش می زند . از گل جدا می شود ، گوراب را ترک می کند و به جانب خراسان و ویس می رود .

 

داستان ویس و رامین متعلق به دوران پیش از اسلام و عهد اشکانی است . این داستان در اصل به زبان پهلوی بوده و توسط فخرالدین اسعد به فارسی دری سروده شده . دکتر ذبیح الله صفا در کتاب گنج و گنجینه می نویسد :

" موضوع این منظومه یک داستان کهن ایرانی است که مربوط به دوره ی ملوک طوایف اشکانیان بود . شاه شاهان ( شاه موبد ) که همه ی شاهان فرمانبردار او بودند ، با شَهرو ملکه ی زیبای ماه آباد عهد بست که چون دختری بزاید نامزد وی باشد . از شهرو ، ویس بزاد و مادر، او را به پیمان شکنی به برادرش ویرو داد . لیکن موبد با ویرو به جنگ برخاست و چون به زور با او برنیامد به حیله ویس را از دژ بیرون کشید و به خراسان برد . در راه رامین برادر جوان موبد به ویس دل باخت . ویس هم چندی بعد عاشق رامین شد و هردو از دست شاه موبد بگریختند . از این پس یک سلسله حوادث پیاپی میان رامین و موبد و ویس رخ داد تا آخر کار شاه موبد درگذشت و رامین به جای او نشست و سالهای دراز با ویس بزیست و چون ویس درگذشت ، رامین پادشاهی به پسر داد و خود در آتشگاه معتکف شد .

منظومه ی ویس و رامین از باب آن که بازمانده ی یک داستان کهن ایرانی است و از آن رو که ناظم آن به بهترین نحو از عهده ی نظم آن برآمده و اثر خود را با رعایت جانب سادگی به زیور فصاحت و بلاعت آراسته است به زودی مشهور و مورد قبول واقع شد و تا اوایل قرن هفتم چنان که از سخن عوفی برمی آید داستانی مشهور و رایج بود و سرمشق شاعرانی که دست به سرودن داستان های عاشقانه می زده اند قرار می گرقت ، علی الخصوص نظامی هنگام سرودن خسرو و شیرین به بسیاری از موارد این کتاب نظر داشته است . "

با این همه از آنجا که در داستان ویس و رامین سخن از عشق به محارم و ازدواج با آنان در میان است که در ایران پیش از اسلام در طبقه ی پادشاهان آزاد بوده ولی مطابق فرهنگ اسلامی ممنوع است ، منظومه ی یاد شده در بین مردم مقبولیت چندانی ندارد .

ـ دژهای دیگر :


ملایر - مقبره بابا حسین

از ديگر دژها و قلعه های باستانی ملاير می توان به  قلعه اَنوج واقع در روستای اَنوج اشاره كرد كه متعلق به هزاره ی ششم پيش از ميلاد است. نیز می توان برج مقبره ی بابا حسين را نام برد در 55 كيلومتری غرب ملاير و 12 كيلومتری شرق مركز دهستان سفيد كوه، در دامنه ی باغ های روستای سياه كمر كه آرامگاه حضرت يوشع (از انبیای بنی اسرایيل) است كه در گذشته مورد توجه يهوديان ساكن در منطقه بوده است . ساختمان فعلی اين اثر متعلق به دوره ی ايلخانی است. برج مقبره ی بابا حسين در تاريخ 22/3/79 به شماره ی 2711 در فهرست آثار ملی ايران به ثبت رسيده است.

ـ  سكونتگاه باستانی زير زمينی بخش سامِن:

اين مجموعه ی سكونتگاهی در زير معابر اصلی و منازل مسكونی در مركز بخش سامن در 20 كيلومتری ملاير واقع است. اين اثر باستاني تماماً در دل سنگ خارا (گرانيت) حفر شده و شامل معابر و تونل های ارتباطی است كه به اتاق های متعدد منتهی می شود. در داخل اين اتاق ها تعداد زيادی اسكلت انسانی و ظروف سفالی به چشم می خورد. همچنين در كنار ديواره های اين اتاق ها سكوهای يكپارچه ای از سنگ تراشيده شده به چشم می خورد كه محل قرار دادن اجساد، اشياء و لوازم زندگی بوده است.

اين مجموعه قابل مقايسه با گور دخمه های اشكانی است. اما در مورد قدمت دقيق آن تا انجام كاوشها و بررسی های باستان شناسی، نمی توان اظهار نظر قاطعی نمود (چرا كه اين سكونتگاه در سال 1375 هجري خورشيدی كشف شد) ليكن به ما آشكار گرديده است كه تا اواسط دوره ی اسلامی (ايلخانی) مورد استفاده بوده است. از نظر وسعت، اين بنا تمام پهنه ی مركزی بخش سامن را در بر می گيرد كه البته انشعاباتی به بيرون از اين منطقه نيز گزارش شده است.

 ـ غار دارنو ، رازی سر به مُهر :

 غار دارنو در روستای مانيزان در 15 كيلومتری شمال شرق ملاير واقع است . اين غار دارای آب زير زمينی است اما عاملی كه منحصر به فرد و شگفت بودن آن را موجب مي شود اين است كه:

1- فقط زن ها اجازه ی دخول در اين غار را دارند و آن هم برهنه و سالی يكبار و با انجام مراسم و مناسك خاصی از قبيل بردن شمع به درون غار . اهالی منطقه معتقدند كه درون اين غار محل زندگی دختران خضر نبی است و به همين سبب مردان اجازه ی وارد شدن به آنجا را ندارند.

2- بر سر در اين غار خط نوشته ای کهن و رمزی حك شده است كه مردم ناحيه بر اين گمانند نفرين اجنه است بر مردانی كه درون غار می شوند و سخت به اين سنت وفادارند.

اما با بررسی هایی كه دكتر جعفری و همكارانش از دانشگاه شيكاگو بر روی اين سنگ نبشته انجام داده اند، معلوم شده است كه اين خط همان خط مُقَرمط است . برخی پژوهندگان ـ و نه همه ی آنها ـ معتقدند خط مقرمط توسط حسين بن منصور حلاج عارف نامی برای بیان حقایق الهی اختراع شد كه با كشته شدن او و سوزاندن كتاب ها و متواری كردن پيروانش راز اين خط برای هميشه مسكوت ماند .  خيام شاعر و فيلسوف بزرگ ايرانی در یک رباعی به همین مضمون اشاره دارد :

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

وین خط مُقَرمَط نه تو خوانی و نه من

 

هست از پس پرده گفت و گوی من و تو

چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من


و چون كاتبان بعد از خيام معنای خط مُقَرمَط را نمی دانستند، خط مقرمط را حذف و به جای آن در اين مصرع "حرف معما" را گذاشته اند كه بدين گونه می شود: "وين حرف معما، نه تو خوانی و نه من ". (نگاه کنید به کتاب "پلنگ" نوشته ی پروفسور نرسی جعفری )

توضیح این که واژه ی مُقرمط از ریشه ی قِرمَطه است که یک معنای لغوی و یک معنای اصطلاحی دارد . در معنای لغوی قرمطه به خط ریزی گفته می شود که کلمات و خطوطش به هم نزدیک است و در معنای اصطلاحی طرفداران قرمطه را قرمطیان گویند که شیعیان هفت امامی یا اسماعیلیان هستند . این گروه از مسلمانان شیعه تاریخ طولانی ، پر فراز و نشیب و پر ماجرایی دارند . آنها به دلیل هنجارشکنی های عملی و نظری همچون ترور مخالفان ، ایجاد تشکیلات مذهبی ـ تبلیغی و سیاسی ، ستیز مسلحانه با حکومت ها، حمله ی نظامی به خانه ی کعبه و تعطیل بسیاری از فریضه های دینی آماج هجوم حاکمان مسلمان و فرقه های دیگر اسلامی بودند . 

ـ قلعه ی دامون

دژ دیگر قلعه ی دامون واقع در جنوب شهر ملاير است كه يكی از پايگاههای مهم نظامی بهرام چوبين سردار نامی و شورشگر خسرو پرويز ساسانی است . بهرام چوبين مدت كوتاهی هم شاهنشاه ايران شد ولی سپس بر اثر تبانی و هم پيمانی خسرو پرويز با سزار روم، تخت پادشاهی را در جنگی سخت بر باد داد.

 بنابر روايتی بهرام چوبين از اهالی همين منطقه بود كه از سربازی به سرداری خسرو پرويز ساسانی رسید . اكنون هم بسياری از مردم ملاير نام خانوادگی چوبین دارند و خود را از نسل بهرام چوبین می دانند.

عاشقانه ها و حماسه ها در خطه ی ملایر هم مثل دیگر جاهای ایران با جان و روان مردم آمیخته شده است . اندکی درنگ کنید . آیا صدای سرنایشان را می شنوید ؟

 

یاری نامه ها (منابع ) :

1 ـ گنج و گنجینه / دکتر ذبیح الله صفا

2 ـ پلنگ / دکتر نرسی جعفری

3 ـ رباعیات خیام / حکیم عمر خیام

4 ـ تاریخ ایران از آغاز تا اسلام / رومن گریشمن

5 ـ خلاصه ی داستان ویس و رامین / فخرالدین اسعد گرگانی / به کوشش دکتر اسماعیل حاکمی

* برنام ( عنوان ) این مقاله برگرفته از این رباعی خیام است :

آن قصر که بر جهان همی زد پهلو

بر درگه آن شهان نهادندی رو

 

دیدیم که بر کنگره اش فاخته ای

بنشست و همی خواند که کوکو ، کوکو ؟

* * * * * *

نظرات و پیشنهادها

* * * * * *

سایر نوشتارها:

عنوان نوشتار: دشت گیتو و نگاه تازه ای به آن (بخش دوم)
نویسنده: ولی ا... شمشیربندی

عنوان نوشتار: اسب ایرانی در گذرگاه زمان
نویسنده:
دکتر علی حسینی

عنوان نوشتار: گزارش بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی در تهران