|
عنوان نوشتار:
اسب ایرانی در گذرگاه زمان
نویسنده:
دکتر علی حسینی
|
 |
درباره نویسنده:
آقای دکتر علی حسینی در سال 1351 در تهران
متولد شد. تحصیلات خود را در رشته دکترای
دامپزشکی در سال 1375 در دانشگاه آزاد ارومیه
به پایان برد، سپس به عنوان دامپزشک در معاونت
فنی فدراسیون سوارکاری مشغول به کار گردید.
ایشان از سال 1379 به عنوان مسوول کمیته ی
مبارزه با دوپینگ و از سال 1380 به عنوان
مسوول کمیته ی دامپزشکی فدراسیون سوارکاری مشغول
به فعالیت
شد. همچنین از سال 1382 به
عنوان دامپزشک رسمی فدراسیون جهانی
سوارکاری(
FEI )
شناخته شده است
و پس از گذراندن دوره هایی در کشورهای اکراین،
کره جنوبی، سوییس و کانادا به اخذ چند
گواهی نایل گردیده است.
|
|
ایشان در سال
1385 به عنوان دامپزشک تیم همراه با
تیم ملی پرش با اسب ایران به بازیهای
آسیایی دوحه (قطر) عازم گردید.
|
|
«اسب ایرانی بهترین و زیباترین
اسب
های مشرق زمین است .از حیث قد، بلندتر از
اسب
های سواری انگلیس است. با سر کوچک، دست و
پای ظریف و باز، اندام و ساختمان متناسب،
آرام، پرکار، چست و چالاک است »
( سفرنامه ی
شاردن )
|
اسب، صمیمی ترین و وفادارترین
یار اجداد ما بوده است . بررسی تاریخی ایران
زمین، بدون در نظر گرفتن اهمیت اسب در این مرز
و بوم امری نشدنی است. در گذشته اگر جنگی رخ
می داد، اگر یک سلسله ی پادشاهی منحل می شد یا
اگر لشکری، مملکتی را فتح می نمود، به راحتی
می شد علت را در سواره نظام و قدرت سوارکاری
جنگاوران و تعداد اسب های فاتح جست و جو کرد.
ارتباط میان ایرانی و اسب،
فرای رابطه ی بین راکب و مرکب بوده است.
نمی توان گفت ایرانیان اسب را دوست داشتند
بلکه به اسب عشق می ورزیدند. ورزش هایی مانند
اسبدوانی و چوگان ریشه در تاریخ کشور ما
دارند. شاهد دیگری بر اهمیت اسب در ایران نقش
این حیوان در خلق استوره های کهن است. همانند:
سیاوش و
شبرنگ،
اسفندیار
و گلگون،
بیژن و
رهوار و
در نهایت رستم
و رخش که
بالاترین حد ارتباط عاطفی بین انسان و حیوان
است تا جایی که آورده اند این دو را در کنار
هم به خاک سپردند.
با کمی درنگ در تاریخ ایران
درمی یابیم اسب در حقیقت بخشی از تمدن
ایرانیان را تشکیل می دهد. این حیوان یادگار
نیاکان ماست و همانند موسیقی و شعر و هنر
معماری ایرانی جزئی از افتخارات ملی ما محسوب
می شود. بنابراین هرگونه سرمایه گذاری و
برنامه ریزی در این ارتباط نه تنها یک حرکت
ورزشی، بلکه فرهنگی و حتی اقتصادی است.
نژادهایی که خواستگاهشان ایران
است امروزه در دنیا علاقمندان بسیاری دارند
ولی متأسفانه چند سال گذشته به علت عدم برنامه
ریزی صحیح و اختلاط غیرعلمی و اتفاقی آنها با
نژادهای غیراصیل و ناخالص، تنها تعداد انگشت
شماری از اسب های اصیل در کشور ایران باقی
مانده اند که باید با تمامی نیرو و امکان برای
حفظ سلامت و ازدیاد آنها تلاش نمود. از این رو
حفظ جان یکایک این بازماندگان اصیل از اهمیت
ویژه ای برخوردار است.
دیرین شناسی اسب
منشأ گونه های اسب را می توان
تا دوره ائوسن
یعنی حدود 69 میلیون سال قبل تعقیب کرد.
دانشمندان موجودی را که آن را اجداد اسب فعلی
می دانند
Eohippus
نامیدند و معتقدند این موجود طی یک مسیر پیش
رونده به اسب فعلی یا
Equus Caballus
تبدیل شد.
Eohippus
از گروهی که اجداد قدیمی تمام موجودات سُمدار
به نام
Condylarth
است مشتق گردیده است. این موجود 75 میلیون سال
قبل روی زمین می زیسته است.
Condylarth
جثه ای به اندازه یک سگ داشته و دارای پنج عدد
پنجه بوده که هر یک واجد یک ناخن شاخی بوده
است. در طی 15 میلیون سال بعد پای این موجود
تغییر شکل داد به طوری که در
اوهیپوس در
پای جلو چهار پنجه و در پای عقب تنها سه پنجه
وجود داشت. به نظر می آید این موجود دارای
kg
4/5 وزن و
cm
36 قد بوده است که تقریباً اندازه یک روباه یا
یک سگ متوسط است. از رنگ و پوشش بدن این جانور
اطلاعی در دست نیست. (تصویر 1 و 2 الف)

با گذشت 35 ـ 20 میلیون سال
اوهیپوس به دو دسته تقریباً مشابه تبدیل شد.
این دو دسته
Mesohippus
و یک موجود پیشرفته تر به نام
Miohippus
هستند. این دو گروه بزرگتر و دارای ساق های
بلندتری بودند و دندان های مناسب تری داشتند.
تعداد پنجههای آنها به سه کاهش یافت و پنجه ی
وسطی وزن بیشتری را متحمل شد.
پیشرفت مهم در تکامل اسب در
دوره میوسن یعنی 10 تا 25 میلیون سال پیش
اتفاق افتاد. این زمانی است که قسمتی از جنگل
ها به مناطق هموار بدون درخت و استپ تبدیل
شدند که در آنها رشد ناچیزی از علف های سوزنی
شکل وجود داشت. برای سازش یافتن با این شرایط
دندان های اسب برای علفخواری بیشتر تطبیق یافت
و گردن اسب به منظور دسترسی به علف های روی
زمین، بلندتر شد. حالت چشم ها برای داشتن دید
با میدان بیشتر تغییر کرد تا بتواند از چنگ
حیوانات شکارچی در امان بماند. ساق ها بلندتر
شد و لیگامان های خم کننده توسعه یافتند و
پنجه ها به یک استخوان واحد و سم تبدیل شدند .
این تغییرات باعث شد سرعت اسب برای فرار از
خطر افزایش یابد.
اولین اسب تک سمی
Pliohippus
نام دارد که حدود شش میلیون سال قبل ایجاد شد.
پلیوهیپوس شکل اولیه اسب های امروزی یا
اکوس کابالوس
است که منشأ آن یک میلیون سال قبل یعنی نیم
میلیون سال قبل از پیدایش انسان است.
درست قبل از اهلی شدن اسب چهار
گونه شامل دو گونه پونی یا اسبچه و دو گونه
اسب مشتق شدند که از نزدیکترین اسب های مشابه
آنها در نژادهای مدرن می توان نژادهای (آخال
تکه)
Akal-Teke
و
Caspian pony
(اسبچه خزر)
را نام برد که از نژادهای ثبت شده اسب های
ایرانی در جهان هستند.
دامپزشکی و اسب در یونان
یونانیان باستان، دامپزشک را
Hippiatre
یعنی پزشک اسب می نامیدند.
هیپاترها
تحت تأثیر شدید شیوه های علمی
هیپوکرات
(بُقرات)
قرار داشتند. جملات زیر از
افلاتون
نقل شده است: «گفتم پس هنر پزشکی در این
اندیشه نیست که سود خود تأمین کند بلکه در پی
این است که ببیند چه چیزی برای بدن سودمند
است... گفتم و هنر دامپزشکی نیز در اندیشه سود
خود نیست بلکه در پی این است که ببیند چه چیزی
برای اسب سودمند است و آن را تأمین کند.»
ارستو می گوید: «در مرتع، اسب
بیمار نیست فقط پاهایش را باید مداوماً مراقبت
کرد. در میان بیماری هایی که اسب در اصطبل به
آن مبتلا می شود شکم درد خطرناک است که با
انسداد و پیچ خوردگی روده ها همراه است.»
از جملات فوق و بسیاری اسناد
تاریخی دیگر چنین استنباط میشود که احتمالاً
در گذشته دامپزشکی بیشتر به درمان اسب اختصاص
داشته است.
Gaule
کسی که دوازده اسب داشت عنوان شرافت انگیز
ماراسکالک
را به خود می گرفت که همان کلمه
مارشال
به معنی «خادم اسب»
است.
در قرن دهم میلادی
کنستانتین
هفتم امپراتور
بیزانس دستور داد تا از دانش
دامپزشکی مسلمانان استفاده نمایند. در آن زمان
علوم دامپزشکی جهان را مسلمین از منابع ایرانی
و هندی به زبان عربی ترجمه کرده بودند. این
مدارک به زبان لاتین ترجمه شد و اساس دامپزشکی
جهان غرب بر آن پایه قرار گرفت. بعدها در سال
1762 اولین دانشکده دامپزشکی توسط
کلود بورژلای
فرانسوی در شهر لیون
تأسیس شد که وی رییس آکادمی سوارکاری لیون
بود. در حقیقت بینان گذار و پایه ریز علوم
دامپزشکی در جهان، ایرانیان قدیم بودند.
اسب ایرانی در دوران ما قبل
تاریخ
«پروفسور
گوردون چایلدر» می نویسد: «اسب در
حدود دو هزار و پانصد سال قبل از میلاد در
آسیای نزدیک، ایران، مورد استفاده بشر قرار
گرفت. از این زمان آثاری بدست نیامده که گواه
بر آن باشد که بر اسب سوار می شده اند،
اما رواج شیر دوشیدن و بارکشی از این حیوان
محقق شده است». وی می افزاید: «به طوری که حدس
زده می شود اسب برای اولین بار در ایران اهلی
شده است.» در غاری که نزدیک
کرمانشاه
توسط «فرانک هل»
استاد دانشگاه راین
تکزاس کشف گردیده، استخوان های اسب
نیز همراه با بقایای انسان ها یافت شده است که
این موضوع دلالت بر قدمت نگهداری این حیوان در
این منطقه دارد.
مورخان معتقدند قدرت عظیم
آریایی ها که 1900 سال قبل از
میلاد مسیح در آسیای مرکزی می زیستند به واسطه
استفاده از نیروی اسب ها و گاوهایشان بوده
است.
در کتاب
Man Makes himself
نقل گردیده است که اسب در حدود
هزار و ششسد و پنجاه سال قبل از میلاد از
ایران به مصر برده شده است. آثار به دست آمده
مانند مجسمه ی اسب مربوط به هزار و پانصد سال
قبل از میلاد کشف شده در شهر ما قبل تاریخی «آکچا»
نزدیک بلخ
و مجسمه برنزی سوارکار جنگی کشف شده در
املش
گیلان مربوط به 1200 سال قبل از میلاد و مجسمه
سفالی اسب کشف شده در
آذربایجان متعلق به اواخر قرن
یازدهم قبل از میلاد و تعداد زیادی دهانه های
برنزی اسب که امروزه در موزه ی "ایران
باستان" نگهداری می شود نشانگر
اهمیت اسب در این دوره از تاریخ است .
روستانشینان
مادی با
استفاده از اسب از پراکندگی زیاد روستاها
کاسته و فواصل را تا آنجا کوتاه کردند که در
نتیجه ی برقراری روابط اقتصادی، مراکز روستایی
و شهرک ها ایجاد گردیده، قدرت اقتصادی بیشتر
گشته و سرانجام تشکیل حکومت داده اند.
«ریچارد
فرای» می نویسد: «در آثار مفرغی
ایلامی ها که طی نبش قبرهای آنان در
لرستان
کشف شده مقدار زیادی دهنه و یراق و حلقه دهنه
یافت شده که نشان می دهد در زندگی مردم ایلام
بیش از هر چیز، اسب اهمیت داشته است».
«هردوت»
می نویسد: «اسب مادی در دوران قدیم شهرتی به
سزا داشت. این اسب ها همه پر خون و ظریف و خوش
اندام، متوسط و مناسب و پر جست و خیز
هستند. پیشانی آنها راست و نیمرخشان هموار است
».
«پیتر
مان» می نویسد: «اسب های ایرانی با
سلطنت ایرانیان نخستین، از این کشور به
آسیای صغیر
و بین النهرین
رفتند و آشوری ها
از بدو استقرار دولت خود درصدد بدست آوردن اسب
های ایرانی برآمدند . آنها برای رسیدن به این
آرزو هر چند یکبار به ایران هجوم می آوردند.»
عموم دانشمندان دیرین شناس در
پرورش اسب نزد مادی ها و صدور آن از ایران به
بین النهرین،
عربستان،
مصر و دیگر
نواحی اتفاق نظر دارند و اسب های
نسایی که
در ماد پرورش می یافتند، شهرت به سزایی
داشتند.

«هرتل»
از دوره هخامنشی
چنین می نویسد: «به فرمان
کورش پادشاه
هخامنشی همه ی درباریان و سران لشکر اسب های
اصیل پرورش می داده و در مسابقات اسبدوانی
شرکت می جسته اند. کورش هرساله بهترین اسب های
شناخته شده را در مسابقات خریداری و وارد
ایلخی (
رمه ی اسب ) خود می کرده است».
«هردوت»
می نویسد: «پرورش اسب در ایران به اندازه ای
مهم است که همه ساله شمار ایلخی ها باید به
یکصد و بیست هزار رأس برسد. از این اسب ها
برای تأمین و پرورش اسب های سواره نظام
استفاده می شده است».
پرورش و تکثیر و اهمیت توسعه ی
اسب داری موجب پدید آمدن چراگاه های وسیع و
گیاهان چراگاهی شده بود. «گیرشمن»
مینویسد: «اِسپـرِس
(esperes)
و
یونجه که بومی ایران است و به حد وفور در
خاورمیانه
می روید خوراک خوبی برای اسبان است. این گیاه
در دوره ی هخامنشیان از ایران به اروپا برده
شد و یونانیان به یونجه علف خاورمیانه (Media
Grass)
می گفتند.
دراین دوره
کفشکی
برای چهارپایان بارکش، به منظور حفاظت سم آنها
در حرکت ساخته شد. آن را با مس و پوستین و موی
اسب می ساختند. طبق اظهار اغلب مورخان، ورزش
های اسبدوانی و چوگان بازی ابداع ایرانیان
بوده و از این کشور به سایر
نقاط دنیا راه یافته است . به گفته ی هردوت
محوطه های اسبدوانی (مانِژ)
توسط ایرانیان ابداع گردیده است.
در سال 53 ق.م
کراسوس رومی
برای نابود کردن
اشکانیان به بین النهرین حملهور
شد. سورن
سردار دلاور اشکانی به رویارویی با وی شتافت.
سورن در ثروت و افتخار بعد از شاه اشکانی قرار
داشت و صاحب ده هزار سوار شخصی بود. شاه نیز
سوارانی در اختیار او گذاشت که هزار نفرشان
زره پوش بودند. سورن با شیوه ی جنگ و گریز
پارتی در جنگ کاره
بر کراسوس پیروز شد. اهمیت فوق العاده
جنگاوران اشکانی تا حد زیاد مربوط به تربیت
اسبانی ارزنده بوده است. در زمان اشکانیان
اسبان نِسایی را که ویژه آریاییان ایرانی بود
از فرط خوبی، اسبان آسمانی نژاد می گفتند.
در دوره ساسانی توسط دامپزشکان
ایرانی کتاب های متعددی در زمینه ی پرورش و
بیماری های انواع دام نوشته شد که بعد از
اسلام تا قرن چهارم هجری برخی از این کتاب ها
به زبان عربی برگردانده شد.
حضور اسب در آثار باستانی
ایران بیانگر اهمیت این حیوان درایران است که
از این میان می توان به آثار زیر اشاره کرد.
نقوش حکاکی شده در مجموعه ی تخت
جمشید گواه بر عظمت پرورش اسب و
سوارکاری است. نقوش
کاخ آپادانا بیانگر سازمان ارتش
سواره نظام ایران است. آثار
نقش رستم
و آثار تخت بستان
و ظروف سفالی کشف شده در
سیلک کاشان
و ابزار و یراق کشف شده در
لرستان و
بسیاری آثار دیگر همه و همه نشان دهنده ی ارزش
و اعتبار اسب نزد نیاکان ما می
باشد.
در کتیبه هایی که در
شوش بدست
آمده از داریوش بزرگ
چنین نقل می شود: «اهورامزدا خدای بزرگی است
که برتر از تمام خدایان است. او مرا آفرید، او
مرا شاه کرد، اوست که ایران این کشور بزرگ را
که دارای مردان شکیل و اسبان قوی است به من
اعطا کرد... اهورامزدا برای من اسب
های تندرو
و مردان قوی آفریده است.»
نام اسب و نام ایران
اصولاً نام قوم پارس که به
تعبیری نام کل ایران است با نام اسب پیوستگی
دارد. اسب را در عربی
فَرَس
Faras
می نامیدند. نوبخت در رساله ی "ماهر" عقیده
دارد فرس لغت عربی نیست بلکه چون اسب توسط
ایرانیان وارد عربستان شد و نخستین بار اسب را
از مادها وام کردند این نام را نیز از آنان
گرفتند و ادیبان معتقدند فرس و پارس همریشه
اند.
وجه تسمیه ی شهر بزرگی چون
اصفهان نیز به اسب بر می گردد . مورخان مشهور
اسلامی چون ابن کلبی
و استخری
و یاقوت
می نویسند اصفهان در اصل «اسب وهان» بوده است
هان علامت جمع فارسی و اصفهان به معنی شهر
سواران است و در ضمن اصفهان را به معنی شهر
سپاهیان نیز گرفته اند.
ایرانیان از روزگاران کهن با
اسب آشنایی داشته و آن را پرورش داده و با آن
همزیستی کرده اند. موید علاقه ی ایرانیان به
اسب اسامی بزرگان، پادشاهان داستانی و غیره
است که با نام اسب همراه است.
نام چهار تن از نیاکان
زرتشت با
واژه اسب همراه است.
پورشست نام پدر زرتشت یعنی
دارنده ی اسب پیر، دومین نیای زرتشت،
پیتراسپ
یعنی دارنده ی اسب تندرو، چهارمین نیای زرتشت،
هچدسپ
یعنی دارنده ی اسب شست و شو شده است . بد نیست
بدانیم زرتشت نیز از کلمه
زرتوشتر
به معنی دارنده ی شتر زرد است. از جمله افراد
دیگر می توان گرشاسب
دارنده ی اسب لاغر،
تهماسب دارنده ی اسب زورمند و
گشتاسب
صاحب اسب جنگی را نام برد.
بنابر اظهار اغلب مورخان ارتش
سواره نظام شاه عباس
صفوی از بزرگترین و منظم ترین ارتش
های عصر خود بوده است . در اصفهان میدان بزرگی
به نام میدان شاه برای چوگان بازی وزیران و
شاهزادگان و درباریان احداث شد. در مجاورت
عالی قاپو
اصطبل بسیار بزرگی که گنجایش نگاهداری هزار
رأس اسب را داشت ساخته شد.
خریداری اسب های ایران در این
دوره توسط دولت های اروپایی و بازرگانان سایر
ممالک امر رایجی بوده است. در زمان
شاه سلطان حسین صفوی
و لویی چهاردهم
پادشاه کشور فرانسه قراردادی منعقد گردید که
ماده بیست و هشتم آن درباره ی فروش اسب از
ایران به کشور فرانسه است . این ماده چنین می
گوید:
ماده 28 ـ دولت ایران به دولت
فرانسه اجازه می دهد که هرساله هشت رأس اسب
سیلَمی ( اسب نر برای تولید مثل ) و چهار رأس
مادیان با رضایت مالکان آنها به شرط اینکه از
ایلخی های سلطنتی و ایلخی های اسب های خاصه
سواری شاه نباشد و قبلاً هم در اصفهان به نظر
میرآخُرباشی و در سایر شهرها به نظر حکام
رسیده باشد ابتیاع [ کند و ] از ایران خارج
نماید.
مارکوپولو که قبل از دوره ی صفویه
از ایران بازدید کرده است در مورد اسب های
ایرانی می گوید: «در کشور ایران بهترین و
زیباترین اسب های آسیا موجود است و نظر به
شهرتشان، بازرگانان خارجی آنها را برای فروش
به هندوستان می آورند و به بهای هنگفتی می
فروشند».
کریمخان زند قراردادی با دولت
انگلیس منعقد کرد و در ازای صادرات اسب به
انگلیس کالاهای مورد نیاز کشور را خریداری
نمود.
در زمان
فتحعلی شاه قاجار قراردادهایی
با کشورهای انگلیس و فرانسه بسته شد و تعداد
قابل ملاحظه ای از بهترین اسب های ایران به
کشورهای فوق فروخته شد. اسب سفید معروف
ناپلئون
که به نام امپراتور
شهرت داشت هدیه ی فتحعلی شاه بوده است.
در پایان یادآوری نکته ی
آغازین را نیکو می دانم که :ارتباط میان
ایرانی و اسب، فرای رابطه ی بین راکب و مرکب
بوده است. نمی توان گفت ایرانیان اسب را دوست
داشتند بلکه به اسب عشق می ورزیدند.
یاری نامه ها ( منابع ):
1 ـ تاریخ دامپزشکی و پزشکی
ایران / حسن تاج بخش / جلد یکم/ انتشارات
دانشگاه تهران
2 ـ پرورش اسب در ایران /
نشریه ی دامدار شماره 22 و 25/ محمد راسخ
افشار
The ultimate horse book . DK
/ Hartely Edwards
-
3
* * * * * *
نظرات و پیشنهادها
* * * * * *
|