|
عنوان
نوشتار: دشت گیتو و نگاه تازه
ای به آن
(بخش دوم)
نویسنده: ولی
ا... شمشیربندی
 |
درباره نویسنده:
آقای ولی الله شمشیربندی در سال 1318
خورشیدی در شهر اراک متولد شد . در
سال 1348 از دانشگاه تهران در رشته ی
تاریخ فارغ التحصیل شد و به تدریس در
دبیرستان های اراک پرداخت . همزمان در
هنرهای نقاشی و تئاتر مشغول به فعالیت
شد و حدود بیست نمایش از نمایشنامه
نویسان بزرگ ایرانی و خارجی بر روی
صحنه آورد .
|
|
همچنین با برپایی
نمایشگاه های نقاشی در اراک و تربیت
نقاشان جوان به اعتلای این هنر کمک
شایانی کرد . او امروز در تهران زندگی
می کند. |
سرچشمه ی
رود کزّاز ، دریاچه ی
عمارت است . آبهايی كه از گوشه و کنار دریاچه
ی عمارت بيرون می ريزد، يكسد متر پايين تر در
بستری آرام، به پهنای تقريباً هشت قدم و به
ارتفاع يک آدم جريان می يابد و رودخانه ی
آرامی را تشكيل می دهد. آب در اين قسمت آنقدر
زلال است كه ماهی ها و سنگ ريزه های کف
رودخانه به خوبی ديده می شود. در انتهای
آبگير، سنگ سفيد و تراش داده ای به پهنای
تمامی رودخانه و به قطر نيم متر راه را بر آب
بسته و آن را به شش شاخه تقسيم كرده است. از
قدیم تا کنون تقسيم نامه هایی که به مُهر
بزرگان قوم ممهور شده است، مبنای انشعاب آب و
استفاده از آب قرار گرفته است. هر نهری به
سمتی می رود و هر شاخه ی آن چندين روستا را
سيراب مي كند.

رودخانه کزاز- عکاس : حسین
البرزی
ـ
سراب عباس آباد
از ديگر آب هايی كه از دل كوه
بيرون می ريزد، سراب عباس آباد است كه نام خود
را از روستايی به همين نام گرفته است. اين آب
خروشان، سفيد و كف آلود، با شتاب از زير صخره
ای عظيم بيرون مي جهد. آب به حدی سرد است كه
در تابستان كمتر كسی می تواند داخل آن شود و
تا عدد ده را شمارش كند. جريان آب شديد و
آنقدر تند است كه شتر را مي غلتاند . سراب
عباس آباد درست در زير قله ی شهباز، بلند ترین
برفگير
راسوند قرار گرفته است. اين آب نيز
عادلانه و بر مبنای تقسيم نامه ای كه نياكان
روستایيان بر آن مهر نهاده اند چندين شاخه
شده، موجب آبادی و رونق بسياری از دهكده های
زير دست خود شده است. روستای عباس آباد از
دوران
صفويه
ارمنی نشين شده است. نقل و انتقال
اقوام و ملل تابع حكومت ها كه در ادوار مختلف
و به ضرورت منافع حكام صورت پذيرفته شامل حال
مسيحيان منطقه ی
ارمنستان نيز شده و آنها را
به اين ناحيه كوچانده است . ساکنان پرتلاش
عباس آباد از بركت نهر خروشان و با پشتكار
خستگی ناپذير خود بهترين و مرغوب ترين محصولات
را به عمل می آورند. باغهای انگور عباس آباد
كه سابقاً درآمدی وافر برای ارمنی ها داشته
است امروزه نيز زبانزد همگان است .
ـ
سرچشمه ی بُلاغ
سرچشمه ی ديگري كه قابل تامل
است «بُلاغ» نام دارد. سراب بلاغ حد فاصل
شازند
و پل دوآب است. اين چشمه از دل صخره ای
عظيم و يكپارچه بيرون مي آيد. ديواره صاف و پس
رفته ی اطراف چشمه، به اطاقی می ماند که براي
نشستن در آن سکویی تعبيه كرده اند . آب صاف و
گوارایی بي صدا به اندازه ی ده سنگ از ریشه ی
كوه بيرون می آید و گسترده و آرام در بستر شنی
رودخانه به پهنای ده قدم جریان پيدا می كند.
كبوترهای چاهی از شكاف سنگی بالای چشمه دائم
بال می زنند و فارغ از همه چيز در پروازند.
چندين ماهی به طول تقريبی سی سانتيمتر در شكاف
سنگ ها دم می جنبانند و به سرعت در عمق سياهی
و در تاريكی زير صخره ها محو مي شوند. بر سكوي
كناره ی آب آثاری از شمع هایی دیده می شود كه
براي تبرک روشن كرده اند . نام ديگر اين سراب
چشمه ی كيخسرو است.
كيخسرو پادشاه كيانی قبل
از اينكه در غار شاه زنده (شازند) غايب شود،
خود را در آن شست و شو داده است. هزاران سال
است، اهالی آب اين چشمه را مقدس مي دانند و از
آلودن آن پرهيز مي كنند. درختانی كه در كنار
چشمه رویيده است با تكه پارچه هاي رنگارنگی
آذين يافته و در نظر اهالی متبرک است. خر مهره
های كبود فراوانی نيز برای نظر درمانی به آنها
آويخته اند. ماهيهای كوچک و سياه رنگی در كف
آب زلال چشمه، دسته جمعی و شتابان حركت مي
كنند و چون متبرک اند كمتر كسی راضی مي شود
برای خوراک از آنها استفاده كند. در
شاهنامه ی
فردوسی، درباره ی پايان زندگی كيخسرو چنين
آمده است :
به ره بر يكی چشمه آمد
پديد
به آن آب روشن سر و تن بشست
كنون چون برآرد سپهر آفتاب
جهانجوی كيخسرو آنجا رسيد
همی خواند اندر نهان زند و اُست
نبيند از اين پس مرا جز به خواب
سرچشمه ی
پنجه علي يا
عزت آباد
در مشرق روستای توره است. آبی است به غايت
گوارا كه بر آن آب بندی نهاده اند. در كنارش
پارک ( بوستان )بسيار زيبایی با الگوی قلعه
های قرون وسطایی اروپا ساخته شده است. سرچشمه
ی پنجه علی از يمن كوه راسوند، آرام و بي صدا
از لابلای صخره ای عظيم بيرون مي خزد و در
گودالی بزرگ و پهناور، با قلوه سنگ های زيبا و
رنگارنگ استخری طبيعی و بس دلنشين ساخته شده
است. انواع بهترين گل ها و پيچک ها كه در كمتر
پارکی كاشته شده است، در اينجا مناظری دلفريب
و رويایی به وجود آورده است. قسمتی از آب در
مزارع مكانيزه ای كه از بركت اين چشمه احداث
شده مصرف مي شود و بقيه نيز با آب بندهای
متعددی كه بر آن ساخته اند به مصرف روستاها و
موقوفات خانوادگی بيات می رسد.
پارک پنجه علی يا عزت آباد، خان نشين و ييلاق خانواده ی
بيات بوده است. اين خانواده از فرزندان و نوادگان
سهام سلطان نماینده ی اراک در مجلس شورای ملی از دوره ی چهارم تا چهاردهم و نخست وزیر ایران در سال 1323 و سناتور سالهای بعد و
صمصام الملک وزير كشاورزی در دوران
رضا شاه پهلوی و بنيان گذار دانشكده كشاورزی
كرج هستند .
در اين روستا بيمارستان مجهزی وجود دارد كه در سال 1324 قمری به عهد
مظفرالدين شاه ساخته شده است. در وقف نامه ی آن توصيه شده كه حاذق ترين طبیبان و جراحان را استخدام كنند و دست متولی را در جهت پرداخت بهترين دستمزد باز بگذارند . پيش بينی وسايل رفاهی به مقتضای زمان براي خدمه، و ايجاد امكانات درمانی برای بيماران بستری و آنهایی كه از روستاهای اطراف برای مداوای سرپایی مراجعه مي كنند به بهترين شكل انجام شده است.
سرچشمه های شازند،
ازنا،
سورانه،
اسكان و ديگر سراب های بزرگ و كوچكی كه شمار آنان از پنجاه رشته می گذرد، هر كدام حكاياتی جالب و در جای خود شنيدنی دارند. آنها جملگی به هم می پیوندند و رودخانه ی كزّاز (قره چای) را تشكيل مي دهند. اين رودخانه چون ماری سنگين و آرام در كف دشت می خزد و ثروت و نعمت بسياری برای روستایيان به ارمغان مي آورد. آبادی های بسياری قريب يکسد روستا در مسير رودخانه ساخته شده است كه رودخانه رگ حيات آنهاست . روستاهایی با برج و باروهای كهن و قدمت بیش از چندين صد سال و گاه هزار سال كه اغلب ویران شده و برخی نيز استوار و پا بر جای مانده اند . سابقاً بيش از ده روستای ارمنی نشين در سراسر دشت گيتو وجود داشت كه با مهاجرت آنان در سالهای اخير، امروزه تعداد خانواده های ساكن از انگشتان دست تجاوز نمی كند و از آن همه صنايع دستی زنهای ارمنی، نظير قالی و دستكش و جوراب و جاجيم اکنون بیش از خاطره ای باقی نمانده است.
ـ
گَهَر ها و ماهیگیران بی انصاف
رودخانه ی كزاز با پيچ و خم
هایش گاه از كنار صخره ها يا زمين های رسوبی
سختی مي گذرد و با نشست در زمین های مجاور ،
به تدریج زير سنگ ها را خالی می کند و گودال
های ژرفی به وجود می آورد. گودال ها كه به
گویش محلی "
گَهَر " خوانده می شود ، غالبا
پوشيده از خزه ها و علف های آبی و زیستگاه
مناسبی برای ماهی ها است . اين گهرها به تناسب
موقعيت محلی و موقعيت جغرافيایی نام های
مختلفی يافته اند. مثل
گهر ارمنی كش ،
ملک يا
عابدين و گهر
حاج خان علي و غيره . در نقاطی
نيز جهت استفاده بهتر و به موقع كشاورزان بر
رودخانه آب بندهایی بسته شده است که آب بندهای
جمال آباد و
مانيزان از آن جمله است. جوانان
روستایی دور از چشم ماموران در اين گهرها آب
تنی مي كنند و زمانی نيز با تورهایی كه
مخفيانه به همراه دارند، ماهی می گيرند. در
گذشته ای نه چندان دور بي انصافهایی پيدا می
شدند که با انفجار ديناميت نسل ماهی ها را
تهديد می كردند و با هر انفجار هزاران ماهی
بزرگ و كوچک را تلف می کردند . بسيار اتفاق
افتاده است كه صيادان بی باک و بی احتياط خود
نيز صيد شده، جان بر سر اين كار نهاده اند .
يعني قبل از اينكه انفجار داخل آب صورت گيرد،
ديناميت در دست های صياد عمل می كرد و منجر به
مرگ يا نقص عضو او مي گرديد؛ يا این كه
شكارچيان سيم لختی را از موتور برق جهت بی حس
كردن ماهی ها در آب مي انداختند و وقتی ماهیان
بی حس می شدند، قبل از خاموش كردن موتور با
دستپاچگی، به آب می زدند و جان بر سر شتابزدگی
می گذاردند. مهتاب شب ها جوانان با چراغ توری،
آرام و بی صدا به تندآبهای پهناور و كم عمق می
زنند كه آبشان از زیر زانو بالاتر نمی رود .
هنگامی كه شعله ی چراغ، ماهی ها را متوجه می
كند ماهیگیران با حوصله آنها را دستچين می
كنند. جوان های تازه كار زنبیل هایی بدون ته
را بر ماهيان فرود می آورند و آنها را اسير می
كنند. قبل از اينكه ماهی بگريزد آن را می
گیرند و به خاک هلاک می اندازند.
رودخانه ی كزاز در غربی ترين
نقطه ی دشت یعنی پل دو آب، با پيوستن به نهر
ديگری كه از جنوب مي آيد رودخانه ی پر آب قره
چای را تشكيل می دهد و وارد مسير پر پيچ و خم
شَرا می شود. سپس افتان و خيزان باريكه طويل و
سرسبزی را پشت سر می گذارد و به منطقه ساوه و
در انتها به
حوض سلطان (
کویر نمک
) می ريزد.
از آنجاكه مجتمع های عظيم
صنعتی و شهرک های جديدالاحداث نياز مبرمی به
آب دارند علاوه بر پيش بينی هایی كه برای
تامين آب آنها شده، متاسفانه حفر چاههای عميق
بخش قابل توجهی از آب رودخانه و ديگر آبهای
منطقه را در كام خود کشیده است و اين ضايعه ای
است كه هر چه زودتر و تا كار از كار نگذشته
باید برای آن چاره انديشی كنيم . قبل از آن
که به سوگ روستاهای سوخته بنشينيم .
ـ
قلمستان های شَرّا
بارانهای فصلی، پهنای رودخانه
ی قره چای را در بعضی نقاط به دويست تا سيسد
متر می رساند . صرف نظر از ويرانی ها، گل و
لای به جای مانده از سيلاب ها، در منطقه ی شرا
باعث ايجاد و رشد قلمستان های انبوهی شده است
كه به طراوت و ثروت منطقه افزوده است . در
ايران مركزی كمتر خانه يا بنای معتبر و قديم
را می توان يافت كه از چوب درختان و قلمستان
های شرا بي نصيب مانده باشد . دهقانان زحمتكش
شرایی کشتزار های کنار رودخانه را زه كشی می
کنند و با سرریز ساختن آب رودخانه به زمین های
کشاورزی ، باغهای انگور و درختان تشنه را
سيراب می کنند . بخش اعظم انگورهایی كه در
میدان های ميوه ی شهرهای جنوب ايران فروخته می
شود يا بيشتر گوجه فرنگی هایی كه در شهرستان
های اطراف استان مركزی مصرف مي شود، حاصل
دسترنج دهقانان شرایی است.

عکاس : حسین البرزی
- دربندهای گیتو
دشت گيتو به وسيله ی چهار
گذرگاه يا دربند به اطراف راه پيدا می كند. يک
معبر در شمال است كه از طريق
مهاجران
و رباط ميل
و ايستگاه راه آهن
سمنگان به شهرستان اراک می رسد.
و سه معبر ديگر ايران مركزی را به
لرستان و
منطقه جنوبی كشور وصل می كند.
در طول تاريخ خصوصاً مواقع
خشكسالی و هنگام ضعف دولت های مركزی،
لرها و
سيلاخوری ها
كه قلمرو جغرافيایی آنان از پشت
كوه راسوند
شروع می شود و تا نزديک مرزهای غربی ایران
امتداد پیدا می کند، چون سيل خروشانی از اين
معبرها می گذشتند و
قم و
تهران و
ايران مركزی را مورد تاخت و تاز
قرار می دادند و پس از كشتار و غارت، دوباره
از همان راه به زادگاه خود باز می گشتند. اما
در اوایل دوره ی قاجار اين قتل و غارت علاوه
بر آزمندی بیانگر كينه ای بود كه لر ها از
قاجارها داشتند .
آقا محمدخان قاجار ، سلسله ی
زندیه را سرنگون کرد تا قاجارها به
تخت بنشینند . زندیان طایفه ای از لرها بودند
و دیگر طایفه های لرستان با هجوم هایشان سعی
می کردند از انسجام سلسله ی نوپای قاجار
جلوگيری كنند . از علت های مهم احداث قلعه
نظامی سلطان آباد
كه بعدها
عراق و سپس اراک نام گذاری شد،
جلوگيری از هجوم بی وقفه ی اين جماعت به مرکز
ايران بوده است. يكي از سه دربند یا سه معبر
جنوبی، از روستای
توره مي گذرد که امروزه مسير راه
آسفالته ی تهران –
ملاير و
بروجرد به سمت جنوب است.
دومين گذرگاه از شازند به
شهرستان آستانه
كشيده شده و از آنجا به بروجرد می رسد و سپس
تا جنوب كشور امتداد پيدا می كند. مسير راه
آهن تهران – جنوب از اين معبر مي گذرد.
سومین گذرگاه جنوبی، تنگه يا
دربند قاقان
است كه بيشتر محل تردد پياده ها است و امروزه
اگر جرات داشته باشی و از جانوران وحشی در
امان بمانی، كوتاهترين راه به جنوب كشور است.
ـ
معادن شدادی ، دالان های متروک
زیرزمینی
در چشم اندازهای دور و نزدیک و
در کوه های اطراف دشت گیتو معادن بسیاری وجود
دارد . معادن فعال بيشتر در ارتفاعات شمالی
گيتو واقع اند که از کوه های
سفیدخانی
و منطقه ی شمس آباد
تا معدن لَکّان
در نزدیکی
خمین امتداد دارد . این معدن ها
انباشته از سرب و نقره است .
چند نمونه از غارهای گیتو
غار
سوله خونزا : غار سوله خونزا
تقریباً یکسد متر درازا دارد . انتهای غار
مخزن بزرگی جهت ذخيره ی آب ساخته شده است.
مصالح اين حوض بزرگ از ساروج است. در این غار
نشانه های فراوانی از زندگی پناهندگانی به چشم
مي خورد كه در تاخت و تازهای قرون اخیر و به
هنگام دست به دست شدن شهرها و تغییر حكومت ها،
مجبور به ترک خانه و كاشانه ی خود شده اند.
موقعيت جغرافيایی و دور بودن غارها از مراكز
جمعيت ، مخفیگاه های خوبی از آنها ساخته است .
غار
سفید خانی : غار دیگر سفيدخانی
نام دارد كه در ارتفاعات كوهی به همين نام
قرار گرفته . كوه سفيدخانی چنانكه از اسمش
پیداست اغلب سال پوشيده از برف است. سابقاً كه
دستگاه های سرد كننده ی امروزی در زندگی مردم
وارد نشده بود ساكنان روستاهای اطراف، اوایل
تابستان یخ و برف كوه سفیدخانی را با الاغ و
قاطر به شهر می آوردند . بیشتر مشتریان آنها
بستنی فروش ها بودند.
غار
شاه زنده : از ديگر دخمه های قابل
توجه غار شاه زنده يا غار شازند است كه بر
فراز قله ی رفيع شاه كوه در مغرب پل دوآب،
كنار روستای
اَلــَرج يا
الـُرج واقع
شده است. اين غار دهانه ای حدود 2 متر و
دهليزی به طول 18 متر دارد. عرض داخلی آن 6
متر و ارتفاعش سه متر برآورد شده است. بر
ديوار داخلی غار طاقچه ها و رف هایی تعبيه شده
كه ظاهراً محل شمعدانها و نگهداری نذورات و
ساير هدایا بوده است . می گویند كيخسرو پادشاه
كيانی در اينجا غايب شده . به همين علت غار
شازند مورد احترام زردشتيان است و همه ساله
تعداد زيادی زرتشتی از سراسر دنيا برای ادای
نذر و تقديم هدیه ها و انجام مراسم مذهبی به
اين محل می آيند . داخل غار حفره ای عمودی
شبيه چاه وجود دارد كه سنگی بزرگ آن را
پوشانيده است. سالروز غيبت كيخسرو كه اواخر
زمستان است صداهای مهيبی از اطراف كوه و از
درون غار شنيده می شود. اين صداها كه به ساز و
سرنا بی شباهت نيست در بين اهالی آغاز سال
جديد و بازگشت كيخسرو را مژده می دهد. ظاهرا
ريزش يخ و برف های پایان زمستان از صخره ها و
ديوار مرتفع شاه كوه و پژواک سقوط بهمن چنين
صداهایی را موجب می شود.
در دامنه ی كوه روستای
گوره زار واقع شده است. هفت تن
همراهان كيخسرو از جمله
توس ،
رهام ،
فريبرز و
بيژن به اميد بازگشت كيخسرو مدتها
در دامنه ی شاه كوه
به انتظار بودند که عاقبت برف و سرمای شديد
آنها را از پای در آورد. گویند مدفن آنها در
كنار روستای گوره زار است . تعدادی سنگ عظيم و
تراش نخورده وجود داشت كه بر بدنه ی هر كدام
قاب كتيبه ای ناخوانا، تا اين اواخر دیده می
شد اما متاسفانه اهالی روستا به جای مصالح
ساختمانی از آنها استفاده كرده اند . ( برای
آگاهی از داستان عروج کیخسرو نگاه کنید به
شاهنامه ی فردوسی داستان کیخسرو )
آبشخورهای پرشماری در اینجا و
آنجای كوه وجود دارد كه چراگاه انواع قوچ و
ميش و كل و بز است.
تختگاه قازک مشرف به دربند
توره در بلندای كوهی به همين نام
واقع شده است . در اين تختگاه، علفچر پهناور و
گسترده ای وجود دارد كه خورشيد اولين شروع خود
را بيدريغ تا هنگام غروب به آن ارزانی كرده
است و مرتع خرم و زيبایی را در اين قله كوه به
وجود آورده است. چشمه آبی نيز در آن بام
مرتفع، از زمين می جوشد. كمي پايين تر استخر
كوچكی آب خنک و زلال چشمه را براي تشنه لبانی
كه سربالايی تند كوه را پيموده اند ذخيره مي
كند و از سخاوت آن چرندگان و پرندگان نيز بهره
می برند. علف هایی كه در تختگاه بلند
قازک روییده است در بعضی جاها تا
زانو می رسد. نسيمی كه همواره از دربند توره
می وزد چشم اندازی چنان پيش رويمان مي گيرد كه
پنداری درون دريايی از علف های مواج غوطه می
خوريم و رويایی از حرير سبز مي بافيم .
چراگاههای چال خاتون و سِرُو و ارتفاعات خانه
ميران و سفيد خانی همگی از جغرافيای تاريخی
زيستگاه های كهن و پرباری حكايت مي كند كه
نياکان متمدن ما در آن می زيسته اند و امروزه
آنچه را سینه به سینه از داستان های آنان به
ما رسيده است بايد پاس بداریم و جهت آگاهی
آيندگان ثبت و ضبط کنیم .
* * * * * *
|