درباره ی نویسنده: آقای میثم نظمی در سال ۱۳۶۰ در شهر اراک متولد شد. تحصیلات خود را در رشته ی حقوق قضایی و تا مقطع کارشناسی دنبال کرد. ایشان در نشریاتی چون ایرانمهر، مدرسه و سایت های گوناگون اینترنتی مقالاتی به چاپ رسانده است.

 

__________________________________________________________________

كشف اسناد جاسوسی انگليس در خانه ی مستر سدان و رسوايی بزرگ انگليس :

پس از مدتی از شروع به كار دولت ملی مصدق در  بهار ۱۳۳۰با کوشش به جا و دقيق دكتر فاطمی و بقایی ، اسناد جاسوسی فراوانی از دخالتها و جاسوسی های انگليس در ايران در خانه ی مستر سدان كشف شد و بزرگترين رسوايی جاسوسی را تا آن تاريخ برای انگليس به بار آورد و با تلاش دكتر فاطمی اين مساله به مجامع بين المللی كشانده شد. نكته ی قابل توجه آنكه بخش بسيار زيادی از اين اسناد توهين ها و بد و بيراه ها به دكتر فاطمي بود تا آنجا كه به هيچ يک از نمايندگان جبهه ی ملی به اندازه ی او توهين نشده بود . تلاش بسياری صورت گرفته بود تا دكتر فاطمی را بی دين معرفی نمايند .

پس از شكايت انگليس از ايران به شورای امنيت، دكتر فاطمی به همراه مصدق به نيويورک سفر كرد . به گفته دكتر غلامحسين مصدق فرزند مصدق دكتر فاطمی از اندک ياران مصدق بود كه سياهی لشكر نبود و با تمام قوا از حقوق ملت ايران دفاع می کرد . او در اين زمان به عنوان "سخنگوی ايران" هر روز ۲۰۰ الی ۳۰۰ نفر روزنامه نگار را از كشورهای مختلف می‌پذيرفت .

ترور دكتر فاطمی توسط فدایيان اسلام :

در بهمن ماه ۱۳۳۰ انتخابات مجلس هفدهم برگزارشد و فاطمی به عنوان نماينده ی مردم تهران انتخاب شد اما در ۲۵ بهمن ۱۳۳۰ در حالی كه بر  مزار شهيد محمد مسعود (وی ظاهرا توسط عمال حزب توده برای جلوگيری از افشاگری ترور شد ) مشغول سخنرانی  و گراميداشت دوست و همکار شجاعش بود، ناگهان شلیک گلوله‌ای سخنان او را قطع کرد و او را نقش بر زمين نمود . ضارب، جوانی۱5 ساله و ناآگاه عضو گروه فدایيان اسلام به نام محمد مهدی عبد خدایی بود كه سريعاً دستگير شد.

چند تن از نزديكان دكتر فاطمی از جمله محمد علی سفری او را سريع به بيمارستان منتقل می‌كنند . دكتر فاطمی در ماشين با لبخندی به اطرافيانش می‌گويد : ديديد بالاخره انگليسيها مرا كشتند... و كمی بعد می‌گويد :چه زنده بمانم و چه نمانم تقاضای من اين است كه باختر امروز به همين سبک و روش انتشار يابد .نگذاريد اين چراغ را كه به خون دل روشن نگه داشته ام خاموش شود...

ظاهراً دكتر فاطمی در بيمارستان نيز مورد سوء قصد قرار می‌گيرد كه با هشياری اطرافيان خطر رفع می‌شود .

لازم به ذكر است آنچنان كه از گفته‌های حاج مهدی عراقی (از اعضای اصلی فدایيان اسلام و نزديكان نواب) برمی‌آيد در آن زمان نواب صفوی در زندان بوده و واحدی امور فدایيان را رهبری می‌كرده و اين طرح توسط ابراهيم صرافان از اعضای حزب اراده ی ملی سيد ضياالدين طباطبایی و از مهره های اصلی انگليس در ايران ، به واحدی القاء شده و اسلحه را هم او در اختيار آنها گذاشته بوده كه بعدها برخی اعضای فدایيان كه به صرافان مشكوک شده بودند او را تحت نظر گرفته و شناسایی كرده بودند !(رجوع شود به كتاب ترورهای سياسی در تاريخ معاصر ايران،علی بيگدلی) . همچنين گفته می شود که نواب صفوی پس از آگاهی از اين داستان مخالفت خويش را از انجام اين کار به گوش دوستانش می رساند . ضارب که هنوز زنده است و اينک نزديک به هفتاد سال سن دارد و دبير کل حزب فداييان اسلام است و با لقب استاد و محقق از او نام برده می شود چندی پيش و در زمانی که ديگر هيچ يک از رهبران نخستين فداييان اسلام زنده نيستند در گفت و گویی گفته است که کار وی مورد تاييد نواب صفوی بوده است و به فرمان وی انجام شده ا ست . عبدخدایی همچنین از این که شلیک او سبب مجروحیت و رنج یک انسان شده پشیمان است و خوشحال که فاطمی با پس گرفتن شکایت خود نشان داده که قلباً او را بخشوده. (شهروند امروز/ یکشنبه 30 دی 1386 ص 42 )

در اینجا پرسشی که به ميان می آيد : اگر اينگونه است که وی از تاييد کار خويش به وسيله نواب صفوی می گويد پس چرا در تمامی اين سالها که ديگر رهبران زنده بودند در اين باره سخنی نگفته است؟

در ادامه برخی از اعضای فدایيان اسلام از جمله خليل طهماسبی و نيز آيت ا... كاشانی از اين عمل ابراز انزجار می‌نمايند و پدر ضارب نيز در مصاحبه‌ای از عمل فرزندش ابراز انزجار می‌نمايد و اعلام می‌کند كه فرزندش پس از ۴ كلاس درس به علت ناسازگاری با خانواده عازم تهران شده و به شاگردی در مغازه‌ای مشغول گشته است.

پدر عبد خدايی وقتی از جنايت پسرش آگاهی يافت در نامه ای به دكتر فاطمی نوشت:

" حضرت دكتر فاطمی به جده ات زهرا قسم ازآن وقتی كه اين سانحه ی ناگوار به وقوع پيوسته اين كمترين از حرم مطهر شفا آن عنصر پاک را مسالت می نمايم . اميد كه حضرت حق جلت عظمته به واسطه ی شفای آن بزرگوار چشمهای ما را روشن و عيدی به ما عنايت فرمايد.

بنده هم از محمد مهدی و هم از كردار ناشايست او بيزارم . وجود مبارک هرگاه عفو فرموديد جدت (حضرت فخر كائنات) از وحشی (قاتل حمزه) و ابی سفيان و امثال او عفو كرده . وجود مبارک هم از اين عنصر پاک است و اگر مجازات فرمودی مهدی كار بد كرده ، شما عدل نموده ايد. به هر تقدير امر به شما مطاع است (و ان شئئت تعفو و ان تعفو و ان شئئت تعدل)چه خوب است كه محركين اين بچه ی نادان معلوم شود،آنها را به جزای اعمالشان برسانند و گرنه بديهی است كه اين بدبخت سلاح از كجا آورده و كی به دست او داده و كی تيراندازی يادش داده،خداوند به جزايشان برساند كه اين بدبخت را به اين كار شنيع وادار كرده اند "

اما کار وی چه مورد تاييد نواب صفوی بود، چه نبود يک نتيجه بيشتر نداشت و آن اين که نهضت نزديک به هشت ماه يکی از بهترين يارانش را از دست داد و اين بهترين هديه برای دشمنان نهضت بود.

كشته شدن در راه نجات يک ملت بزرگترين افتخار است :

بخشهايی از اولين سر مقاله دكتر فاطمی برای باختر امروز پس از ترور نافرجامش اين گونه بود : « كشته شدن در راه نجات يک ملت بزرگترين افتخار است...تنها آتش مقدسی كه بايد در كانون سينه ی هر جوان ايرانی هميشه زبانه بكشد اين آرزو و ايده آل بزرگ و پاک است كه جان خود را در راه رهایی جامعه و نجات ملت خود از چنگال فقر و بدبختی و ظلم و جور بگذارد...اين گلوله اينتليجنت سرويس به پايداری و استقامت من صد چندان افزود و مرا در راه خدمت به ميهن عزيزم سرسخت تر و آهنين تر و فداكار تر نمود...»

دكتر فاطمی اعتبارنامه ی مجلس هفدهم را در فروردين ماه ۱۳۳۱ در بيمارستان دريافت نمود و در ۱۹ خرداد ۱۳۳۱ براي استيفای حقوق ملت به همراه هيات ايرانی عازم لاهه ی هلند شد و در ۲۶ خرداد ۱۳۳۱ از آنجا برای عمل جراحی به آلمان رفت وسرانجام در امردادماه ۱۳۳۱ درحالی كه چندين سال پير شده بود به ايران بازگشت و به وظايف نمايندگی اش مشغول شد. اما از آثار آن گلوله تا پايان عمر كوتاهش رنج می‌برد و گاه دچار دردهای شديد در ناحيه ی شكم می شد ولی هميشه می‌گفت كه اين رنج ها در مقابل رنج هایی كه پيشوای آزادی يعنی دكتر محمد مصدق به خاطر منافع ايران كشيده است هيچ است. پزشکان به او سفارش كرده بودند كه روزی بيشتر از دو ساعت كار نكند اما او با جديت تمام فعاليتهايش را ادامه می‌داد.

 

دكتر فاطمی وزير امور خارجه می‌شود:

در مهر ماه ۱۳۳۱  كارشكنی انگليس در ايران به اوج خود رسيده بود . دراين هنگام دكتر فاطمی وزير امور خارجه و سخنگوی دولت شد و با قاطعيت تمام در مهر ۱۳۳۱ سفارتخانه ی انگليس را تعطيل وجاسوسان آن را اخراج نمود و كينه ی شديدی را در دل انگليسيها ايجاد نمود .شايد به همين دليل بود که خبرنگار رويتر كه پس از ۲۸ امرداد به ايران بازگشت ، با نفرت تمام ، دكتر فاطمی را نبوغ شيطانی مصدق لقب داد.

نظريه اقتصاد بدون نفت :

دكتر فاطمی كه خود از حاميان اصلی نظريه ی اقتصاد بدون نفت برای ايران بود ، درباره ی حل و فصل دعوای نفت عقيده داشت كه يافتن يک راه حل دوستانه برای اين مساله در آينده ی نزديک امكان پذير نیست و ايران ناگزير است تعطيل شدن نامحدود صنعت نفت خود را بپذيرد و مملكت ما ، قرنها بدون نفت زندگی كرده است . اگر اين بهايی است كه بايد برای حفظ حيثيت و تماميت ما پرداخت گردد بگذار چنين شود. دكتر فاطمی در ضمن معتقد بود بايد بسياری از مخالفان حكومت را از ميان برداشت تا ايران بتواند از يک كشور متكی بر تک محصولی نفت تحول يابد...

 لازم به ذكر است كه در دوران كوتاه حكومت ملی دكتر مصدق گامهاي بلندی در اين راه برداشته شد و اگر يک سال ديگر دولت دكتر مصدق بر سر كار بود ايران از صادرات نفت بی نياز می ‌شد و قابل توجه اين كه صرفاً در دوران نخست وزيری دكتر مصدق ايران دارای تراز بازرگانی مثبت بوده است و اين در حالی بوده است كه ايران نفت هم صادر نمی كرده و در سالهای بعد و تا به امروز با وجود صادرات نفت تراز بازرگانی ايران منفی بوده و هست .

دريافت نشان درجه يک همايونی:

پس ازتوطئه ی نهم اسفند كه دكتر فاطمی در منزل مصدق و پس از آن تماماً همراه مصدق بود ، وآشكار شدن قصد شاه برای قتل مصدق و به تبع آن تيرگی شديد روابط شاه و مصدق ، شاه تلاش فراوانی در جهت جذب دكتر فاطمی به خود نمود و در اين راستا بالاترين نشان سلطنتی ايران(نشان درجه يک همايونی) را به دكتر فاطمی اهدا نمود و شاه و وزير دربار هم به او قول دادند كه پس از مصدق می‌تواند بالاترین مسند دولتی را دارا شود . شاه در يک ملاقات ۴ ساعته به دكتر فاطمی پيشنهاد کرد پس از مصدق نخست وزير شود. همچنين  تلاشهای فراوانی از طرف آيت ا... كاشانی ، مكی وبقایی برای جذب او صورت گرفت اما در جواب، دكتر فاطمی در برابر شاه و هر شخص ديگری می‌ايستاد ودر اين زمان به شاه گفته بود "اينها كه به  شما نصيحت می‌دهند با نهضت مردم جنگ كنيد چه كسانی هستند؟ مگر شما چه بدی از اين ملت ديده ايد كه در صف اول مخالفين قرار گرفته اید ؟ ..." مصدق به دليل علاقه فراوان به دكتر فاطمی او را پسرسوم خود می‌دانست.

پس از واقعه ی وحشتناک ۹ اسفند و قتل افشار طوس ریيس شهربانی كل كشور، سيد، دمی از مراد خود جدا نشد اما پس از اين مسایل معتقد بود كه بايد با دربار برخوردی انقلابی داشت اما مصدق كه هفتاد سال قدمی بر خلاف قانون ننهاده بود و با قانون نيز به اكثر خواسته های خود رسيده بود زير بار نمی‌رفت.