گزارش : مهرداد شمشیربندی

عکس ها : زهره شمشیربندی

 

بازار اراک ـ سرای کاشانی

 

اگر بازار تاریخی و خوش نقش اراک را انگشتری این شهر به شمار آوریم ، سرای کاشانی نگین نفیس بازار است . سرای کاشانی از شاهکارهای معماری عهد قاجار، با سقف دو پوست و رسم فنی خود که مبتنی بر عدد هفت است، اعتبار ویژه ای به معماری بازار بخشیده . هنگامی که از دروازه ی بلند سرا پا به درون می گذاریم آسمانه یا سقف آن را چون هفت گنبد متوالی پیش چشم خود گسترده می یابیم .  سقفی باشکوه که هفت آسمان را در خیالمان تداعی می کند . هفت چشمه ی نور که دور تا دورش با هفت شمسه ی آجرین ، رسم بندی شده و  چشمه ی میانی که از دو طرف چهارمین است با سایر چشمه های سرا متفاوت است .

 

اما آن چه به تازگی سرای کاشانی را جلوه ای افزون بخشیده، همت بلند مردی است که با سرمایه ی شخصی موزه ای کوچک اما غنی تاسیس کرده است . این گزارش فرهنگی ، بازتاب ِ دیداری است از موزه ی سلطان آباد اراک .

 سر در موزه ی سلطان آباد اراک

آقای محمد مهدی باباخانی بنیانگذار موزه ی سلطان آباد است و موزه ی سلطان آباد نام خود را از اسم قدیم اراک گرفته است . محمدیوسف خان گرجی سردار سپاه فتحعلی شاه قاجار که لقب سلطان داشته قلعه ای شطرنجی بنیاد می کند که نخست به سلطان آباد و بعدها به اراک نامبردار می شود . در ماده ی تاریخ اراک به حروف ابجد می خوانیم  :  " نمود یوسف ثانی بنای مصر جدید " منظور از یوسف ثانی ، یوسف خان گرجی و مراد از مصر جدید ، شهر اراک است که تاریخ ساختش با حساب جمل می شود 1231 هجری قمری برابر با 1808 میلادی .

 آقای محمد مهدی باباخانی بنیادگذار موزه ی سلطان آباد اراک، پشت سر تابلوی رنگ و روغن اثر استاد کمال الملک

 

محمد مهدی باباخانی معتقد است " دنیا را عاشقان ساخته اند ، نه عاقلان" . به همین دلیل عاشقانه آستین همت بالا زده و با مجموعه ی خصوصی خود موزه ی سلطان آباد را برپا کرده است . او که خود از قلمزنان و فلزکاران چیره دست است علاوه بر موزه ی سلطان آباد در موزه های دیگر ایران و جهان و از جمله در موزه ی سازمان مالکیت های فکری و معنوی جهان در شهر ژنو ، سنگابی به یادگار گذاشته که نماد هنرهای سنتی و صنایع دستی ایران زمین است . این اثر در سال 2004 میلادی از میان آثار کشورهای عضو به عنوان برترین نمونه شناخته شد . شش سوره از قرآن بر پوسته ی بیرونی و یک غزل از حافظ در درون کاسه ی مسین نوشته شده است .  

 

موزه ی سلطان آباد 130 متر فضا و سه تالار دارد . هر کنج و زاویه اش گوشه ای از هنر این مرز و بوم را نشان می دهد . آثار ممتاز خوشنویسی ، سوزن دوزی ، لباس های قاجاری ، قلمزنی و فلزکاری به دقت و با توضیحات کافی کنار هم چیده شده اند تا بازدید کنندگان را از راهروی زمان عبور دهند و با فرهنگ گذشتگان آشنا کنند .  

 موزه ی سلطان آباد ـ تاریخ گشایش موزه بیستم خرداد 1386

در موزه ی سلطان آباد جمع خوشنویسان تاریخ ایران جمع است ! زیرا تجلی آثار این بزرگان از قرن هفتم هجری تا به امروز بر دیوار موزه، حضور دلپذیرشان را اعلام می کند . از میرعلی هروی استاد مسلم خوشنویسی که شاه اسماعیل صفوی شیفته ی خطاطی اش بود و او را از هرات به نزد خود به تبریز آورد یا از میرعماد که شاه عباس او را بسیار گرامی می داشت تا درویش عبدالمجید جوانمرگ و میرزا غلامرضا اصفهانی ِ پریشان روزگار که رشک ورزی رقیبان و تنگ چشمی صاحب دولتان او را خاکسترنشین کرد .

 صفحه ای از دیوان شمس با تذهیب و جدول کشی طلا ـ اثر میرزا فتحعلی حجاب شیرازی

میرزا فتحعلی حجاب شیرازی از نستعلیق نویسان طراز اول دوره ی قاجار است . در شیراز متولد شد و نزد میرزا کوچک وصال شاگردی کرد و کمال و اخلاق و هنر و دانش آموخت . حجاب شعر هم می سرود و از او دیوانی در شش هزار بیت باقی است . وی شش قلم نستعلیق را کامل می نوشت و خطش چنان استادانه بود که گاه با میرعماد اشتباه می گرفتند. به همین دلیل بعدها خود در شیوه اش تغییراتی به وجود آورد . منظور از شش قلم نستعلیق یا شش دانگ ، اندازه ی سطح مقطع قلم است که از ریز ترین تا درشت ترین اندازه تراشیده می شود . ریزترین اندازه را در سطح مقطع قلم خوشنویسی، غبار گویند و اندازه های بعدی تا درشت ترین قلم به ترتیب عبارتند از : کتابت خفی ، کتابت ، قلم ( دانگ ) سرفصلی ، قلم ( دانگ ) مشقه ، قلم ( دانگ ) جلی . . عمر حجاب چندان طولانی نبود و گویا به پنجاه نرسید . در سال 1269 ه.ق درگذشت و در شاهچراغ به خاک سپرده شد . از آثار میرزا فتحعلی حجاب شیرازی می توان این نمونه ها را برشمرد : یک نسخه شش دفتر مثنوی مولانا متعلق به کاخ موزه ی گلستان ـ یک نسخه لوایح جامی و تاریخ معجم در همان کتابخانه . 

 خط نستعلیق سرمشقی ـ اثر میرزا غلامرضا اصفهانی

میرزا غلامرضا اصفهانی یکی از مشهورترین خوشنویسان قرن سیزده هجری قمری است . وی در جوانی مورد توجه محمد شاه قاجار قرار گرفت و به تعلیم فرزندان او مشغول شد . در زمان ناصرالدین شاه ابتدا به کار تعلیم فرزندان بزرگان و شاهزادگان پرداخت اما کمی بعد مورد حسادت اقران قرار گرفت و درباره ی او به سخن چینی پرداختند و به او تهمت بهایی گری زدند . در نتیجه میرزا غلامرضا به زندان افتاد و در آستانه ی اعدام قرار گرفت . اما به شفاعت یکی از نزدیکان ناصرالدین شاه، شاید فرزندانش یا به روایتی دوست محمد خان معیرالممالک ، از مرگ نجات یافت . از آن تاریخ این هنرمند چیره دست به فقر کامل و عسرت دچار شد و روزگار غدار به پاس هنر کم نظیرش او را به خاک سیاه نشاند تا آن جا که در کمال درماندگی عجزنامه ای به ناصرالدین شاه نوشت که جز تاسف ارباب هنر و روسیاهی دستگاه هنرناشناس زمان چیزی نبود . میرزا غلامرضا هنرمندی است که به ادعای خود همه ی خطوط نستعلیق را از غبار تا شش دانگ می نوشته . خط شکسته ی میرزا غلامرضا اگر از نستعلیق او برتر نباشد، فروتر نیست . شایع است بعضی شکسته های جلی که به نام درویش عبدالمجید طالقانی امضا شده خط میرزا غلامرضا است که در هنگام عسرت و خانه نشینی و از آن جا که خط درویش بهایی داشته خطوط شکسته را به نام او نوشته است . از نمونه خط های او می توان به این آثار اشاره کرد : کتیبه های مدرسه ی سپهسالار که از مشهورترین کارهای اوست ـ  یک نسخه تحفة الوزرا در کتابخانه ی کاخ موزه ی گلستان .

 خط شکسته ی نستعلیق ـ اثر : درویش عبدالمجید طالقانی

درویش عبدالمجید طالقانی برجسته ترین استاد خط شکسته ی نستعلیق است و در قرن دوازدهم هجری قمری زندگی می کرده است . عبدالمجید طالقانی آن چنان استادانه و زیبا شکسته را ارائه داده است که او را واضع خط شکسته می دانند . در واقع درخشش استاد عبدالمجید در خط شکسته چنان است که اعتبار استادان قبل و بعد را محو کرده است . عبدالمجید شعر هم می گفته و خموش و مجید تخلص می کرده و صاحب دیوانی است که حدود یکهزار و پانصد بیت دارد . درویش عمری کوتاه داشت . تولدش به سال 1150 در طالقان و مرگش، سی و پنج سال بعد و به سال 1185 در اصفهان واقع شد . با وجود عمر کم ، آثار بسیاری از او باقی است که انبوه زیبایی این آثار هر انسان هنرشناسی را شگفت زده می کند . از نمونه آثار اوست : کلیات سعدی در کتابخانه ی کاخ موزه ی گلستان ـ هشت قطعه در موزه ی هنرهای تزیینی تهران ـ یک صفحه از مرقع دریای نور در موزه ی هنرهای تزیینی تهران .

 سیاه مشق ـ  اثر : عباس عضد

عباس عضد فرزند عضد السلطان و نوه ی مظفرالدین شاه قاجار است . بسیاری از مردم اراک می دانند که عباس آباد به نام اوست اما کمتر کسی است که بداند این مرد محتشم ، خوشنویسی قابل هم بوده است . عباس عضد نستعلیق را نفیس و پخته و زیبا می نوشت .

 خط نستعلیق ـ اثر : فتحعلی واشقانی فراهانی

در میان خوشنویسان بزرگی که آثارشان در موزه ی سلطان آباد چشمان را نوازش می دهد استاد فتحعلی واشقانی فراهانی تنها هنرمندی است که خوشبختانه از نعمت حیات برخوردار است . محمد مهدی باباخانی که دوره ی ممتاز خوشنویسی را نزد استاد واشقانی گذرانده به یاد می آورد وقتی که استاد به دعوت او برای دیدار از موزه می آید و خط خود را می بیند اشک در چشمانش حلقه می زند و می گوید : " این خط را سی و هشت سال پیش نوشتم . من امروز دیگر نمی توانم چنین خطی بنویسم . گذشت سال ها لرزه به دستانم آورده . اما چه خوب که وقتی فرصت و قدرت داشتم آن را نوشتم ! "

  نقاشی قهوه خانه ای ـ اثر عباس بلوکی فر 

 موزه ی سلطان آباد علاوه بر آثار خوشنویسی از دیگر شاخه های هنری از جمله هنر نقاشی هم بهره مند است . عباس بلوکی فر ماهرترین شاگرد مرحوم قوللر آقاسی در سال 1303 در تهران متولد شد و در شیوه ی قهوه خانه آثار متعددی از خود به یادگار گذاشت . وی پس از یک دوره بیماری طولانی و جانکاه در پاییز 1379 درگذشت .

 فلزکاری روی ظرف ـ اثر : محمد مهدی باباخانی

این ظرف که در آن 1280 گرم نقره و 12 گرم طلای بیست و چهار عیار به کار رفته، طبق نظر کارشناسان واجد بهترین خوشنویسی روی فلز است و انجامش شش ماه به درازا کشیده . 

 

موزه ی سلطان آباد دیدنی های زیادی دارد و دیدارش بر غنای دانش و فرهنگ ما می افزاید .

 تنها کافی است دعوت صمیمانه اش را بپذیریم .

 بازار اراک