عنوان نوشتار: ريشه يابي واژه ی مشروطه
نویسنده: میثم نظمی

درباره نویسنده: آقای میثم نظمی در سال ۱۳۶۰ در شهر اراک متولد شد. تحصیلات خود را در رشته ی حقوق قضایی و تا مقطع کارشناسی دنبال کرد. ایشان در نشریاتی چون ایرانمهر، مدرسه و سایت های گوناگون اینترنتی مقالاتی به چاپ رسانده است.

 

 

مشروطه به معنای مشروط و متضاد حکومت مطلقه و مشروطه خواه به مفهوم آن کسی است که به جای حکومت خودکامه یا استبدادی که سلطان را فعال مایشاء در سرنوشت ملت و صاحب بلامنازع جان و مال و شرف آن ها می داند ، خواستار حکومت مشروطه یا حکومت مبتنی بر قانون است . مشروطه خواه ضد مستبد یا طرفدار حکومت خودکامه است و شاید بتوان گفت معادل مشروطه خواه در انگلیسی Parliamentarian است .

 

ایرانیان در تمامی مبارزات آزادیخواهانه ی خود در تاریخ معاصر ، آگاهانه برای رسیدن به موجودیت شان به عنوان " ملت " جنگیده اند و بدین لحاظ حزب مشروطه یا مردمی را به درستی می توان " ملی گرا " (Nationalist) نامید .

نکته ی اصلی که می خواهم بر آن تکیه کنم این است که در تاریخ معاصر ایران، گرایشی که با واژگان گوناگون ، ملی گرا ، مشروطه خواه و مردمی (Popular) شکل گرفت اساساً گرایشی میهن پرست ، خواستار پیشرفت ، آزادی ، تساهل و برتر از همه استقلال ملی و ایران برای ایرانی بود و یکی از دلایل مهم پیدایش آن سیاست های کوته بینانه ، خودخواهانه و غیر وطن پرستانه ای است که ناصرالدین شاه زیر نفوذ زیان بار امین السلطان پیشه کرد و پس از او توسط نوه اش محمد علی شاه دنبال شد .

 

عباس امانت در بیان مفهوم واژه ی مشروطه عقیده دارد که واژه ی مشروطه همچون بسیاری از اصطلاحات کلیدی آن دوران از جنبش عثمانی های جوان نشات می گرفت . نامق کمال اندیشه گر قرن نوزدهم ترکیه اشاره به یک حکومت مشروطه با عنوان دولت مشروطه داشت و یک نظام وکالتی مطرح می کرد که تحت توجهات اسلام برای تمامی ملل تحت سلطه ی عثمانی کارایی داشته باشد . این اصطلاح از سوی مدحت پاشا در خلال مقطع بی دوام مشروطه خواهی در سال 1876 پذیرفته شد . این احتمال نیز هست که واژه ی دو پهلوی مشروطه به عمد برای ترجمه ی واژه ی فرانسوی Contitononelle  به کار برده شده باشد تا آن نظام پیشنهادی جدید را با مفاهیم حقوقی و منطقی شرط و مشروطه در رویه ی قضایی اسلام آشتی دهد .

این واژه از حدود سال 1897 میلادی در ایران کاربرد دارد . از قرار معلوم تقی زاده اولین نماینده ای بود که در مشاجرات مجلس لغت مشروطه را در سخنرانی مهم ذیقعده ی سال 1325 قمری ( 22 دسامبر 1906 میلادی) مطرح کرد . اما مشروطه و قوانین حقوق اساسی از سوی محافظه کاران استقبال نشد . این افراد تنها با وقوع مشاجرات شدید در مجلس و بیرون از مجلس و طی گذر زمان آن را پذیرفتند . حتا در فرمان 14 جمادی الثانی 1324 قمری ( 5 اوت 1906 میلادی ) که اختیارات لازم را برای مجلس اول فراهم می ساخت از واژه ی " مشروطه " ذکری نشده است . واژه ی مشروطیت در متمم قانون اساسی وارد می شود و بدون تعریفی دقیق صرفا ماهیت حکومت ایران را مشخص می کند . در نوشته های پژوهشگران نو ایران و ترکیه، واژه ی مشروطه به عنوان معادلی برای واژه ی انگلیسی « کنستیتوشنالیزم » به کار می رود یعنی حکومتی که بر شالوده ی یک قانون اساسی و نظام پارلمانی بنیاد شده باشد . در ایران واژه ی مشروطه به حکومتی گفته می شود که پس از انقلاب 1906 م . ( 1324 ه.ق)  پدید آمد . به نظر می رسد نخستین بار واژه ی مشروطه توسط میرزا حسین خان سپهسالار در سال 1868 میلادی(1285 ه.ق) هنگامی که سفیر ایران در دربار عثمانی بود به ایرانیان معرفی شد . سید حسن تقی زاده می نویسد : یکی از علمای تبریز آقای میرزا صادق آقا پیشنهاد کرد که لفظ فرنگی که همان کنستیتوسیون (Constitution) است در ایران به کار برده شود .

علمای ایرانی ساکن عراق که در آغاز سال 1912 میلادی/1330 ه.ق به عنوان اعتراض به اشغال ایران به وسیله ی قوای روس و انگلیس از شهرهای نجف ، کربلا و سامره در راه عزیمت به ایران در کاظمین توقف کرده بودند اعلام کردند که واژه ی مشروطه باید برای حکومتی به کار برده شود که بر اساس قانون اساسی و نظام پارلمانی بنیاد گردد . حکومتی نو که محدود به حدود و شرایط معین شده در قانون باشد . علمای طرفدار  مشروطه یعنی آخوند محمد کاظم خراسانی و هم پیمانانش عبدالله مازندرانی و محمد حسین تهرانی که ساکن شهرهای مذهبی و شیعی عراق بودند ، مشروطه را " اشتراط " تعریف می کردند .

تقی زاده که خود شاهد عینی انقلاب مشروطه بوده است، می نویسد : واژه ی مشروطه از لفظ فرانسوی لاشارت(La charte    ( به معنای فرمان ، منشور و قانون مشروطیت جدا شده است و می افزاید واژه ی لاشارت از اروپا به ترکیه و از آنجا به ایران وارد شد .

( درباره ی ِ لاشارت همچنین باید گفت در فرانسه و پیش از ایجاد مجلس و دخالت نمایندگان مردم در فرایند قانون گزاری ، لاشارت نام قانونی بوده است که توسط پادشاهان و بزرگان به تصویب می رسیده .)

دکتر رضا زاده ی شفق که او نیز از شاهدان عینی مشروطه بوده عقیده دارد که کلمه ی مشروطه از ترکیه به ایران آمده و ممکن است ترک ها آن را درست کرده باشند تا معنی حکومت ضد استبدادی یعنی حکومتی که محدود به شرایطی است از آن بگیرند . هرچند دانشمندان ترک شناسی همچون نیازی برکس و برنارد لوییس واژه ی مشروطه را از شرط عربی می دانند اما دکتر شفق به خاطر دارد که در برخی از نوشته های ترک ها خوانده است آنها لفظ مشروطیت را از "شرط" عربی نگرفته اند، بلکه از " لاشارت " فرانسوی استفاده کرده اند . این گونه اشتقاق ها در میان ترک ها رایج است .

در سال 1907 میلادی زیر فشار آزادیخواهان واژه ی مشروطه برای نخستین بار در یکی از  فرمان های رسمی محمد علی شاه به کار برده شد . چون در فرمان های پیشین مظفرالدین شاه، لغت مشروطه به کارنرفته بود شاه جدید ناچار شد که تغییر رژیم ایران را از استبدادی به مشروطه با ذکر کلمه ی مشروطه تایید کند . دکتر محمد علی همایون کاتوزیان در مورد واژه ی مشروطه می نویسد : مشروطه واژه ای فارسی ـ عربی ( عربی معجم ) است به معنای شرطی ، ، محدود و تعدیل یافته . خواست بنیادین انقلاب مشروطه ی ایران تاسیس سلطنتی محدود یا تعدیل یافته بود که بزرگترین دستاورد ـ هرچند ناپایدار ـ انقلاب نیز بود . این به معنای لغو حکومت زور  و جایگزینی آن با حکومتی بود که مشروعیت اش زاده ی حمایت مردم بود .

 

ناظم الاسلام کرمانی نویسنده ی کتاب ارزشمند تاریخ بیداری ایرانیان می نویسد : مشروطه یا جمهوری ، مقصود از هر دو یکی است ؛ چه جمهوری از افراد ( زیر مجموعه های ) مشروطه است و مراد از مشروطه ، سلطنت عمومی و سلطنت ملی است .

فرهنگ معین در باره ی مشروطه می نویسد : نوعی حکومت که در آن وضع قوانین به عهده ی مجلسین ( شورا و سنا ) باشد و دولت مجری آن قوانین به شمار آید ـ  مقابل استبداد .

از پس مشروطه نو شد فکر ها

سبک هایی تازه آوردیم ما  ( ملک الشعرای بهار )

 

داریوش آشوری در بیان حکومت مشروطه و مشروطیت می گوید : مشروطه رژیم سیاسی یا حکومتی است که دامنه ی کاربرد قدرت در آن محدود به حدود قانون است و به همین دلیل در برابر  مفهوم حکومت استبدادی و دیکتاتوری قرار دارد . به عبارت دیگر حکومت مشروطه برابر با حکومت قانون یا قانون روایی است . همچنین حکومت مشروطه به دو صورت جمهوری و سلطنتی است که در اصل از جنبش آزادیخوانه مایه گرفته است .

 

یاری نامه ها ( منابع ) :

 

1 ـ تاریخ بیداری ایرانیان / ناظم الاسلام کرمانی

2 ـ دانشنامه ی سیاسی / داریوش آشوری

3 ـ فکر آزادی / فریدون آدمیت

4 ـ اقتصاد سیاسی ایران / دکتر محمد علی همایون کاتوزیان