|
درباره
ی نویسنده:
آقای میثم نظمی در سال
۱۳۶۰ در شهر اراک متولد شد. تحصیلات خود را در رشته ی
حقوق قضایی و تا مقطع کارشناسی دنبال کرد. ایشان در
نشریاتی چون ایرانمهر، مدرسه و سایت های گوناگون
اینترنتی مقالاتی به چاپ رسانده است.
______________________________________________
او میتواند
آموزش دهنده
ی
همه
ی
وطن دوستان باشد.
دكتر محمد
مصدق
در میان جنبش های مردم ایران ، ملی شدن
صنعت نفت و در پی آن آگاهی از خواسته ها و کوشش های
کسانی که آن پیروزی را رقم زدند ، جایگاه ویژه ای دارد
. یکی از مبارزانی که در آن دوران پر جوش و خروش ، جان
بر سر آرمان خود نهاد دکتر حسین فاطمی بود .
این مقاله در سه شماره تلاش می کند زندگینامه ی سیاسی
دکتر فاطمی را پیش روی خوانندگان گرامی قرار دهد .
كودكی
و جوانی
:
در دهم محرم سال۱۲۹۶هجری
شمسی
پس از سه پسر و يک
دختر ، آخرين فرزند سيف العلما روحانی
خوشنام نایينی
و سيده طوبا
چشم
به جهان گشود و نام او را حسين
گذاردند.
حسين از كودكی
استقلال ذاتی
و اتكا به نفس خاصی
داشت و پس از ورود به دبستان گلزار مورد توجه بيشتر
آموزگاران قرار گرفت .
پس از پايان دبستان به همراه برادرش به
اصفهان رفت و در آنجا ضمن ادامه
ی
تحصيل،
در روزنامه
ی
باختر
با
برادرش
سیف پور فاطمی
همکاری می کرد
. سیف پور فاطمی، برادر بزرگتر
حسین بود که از سال ها پیش در کار روزنامه نگاری حرفه
ای وارد شده بود . سیف پور گرایش های درباری داشت و
این دو برادر در سال های بعد با یکدیگر اختلاف نظر
هایی پیدا کردند . در همین دوران حسین فاطمی
مورد
توجه و
تشويق كسانی
چون ملک
الشعرای
بهار،
حسام دولت آبادی
و
دبير اعظم بهرامی
قرارگرفت و
با پشتیبانی فرهنگی آنان
در روزنامه
ی
ستاره
در تهران مشغول به كار شد.شبها در دفتر
روزنامه میخوابيد
و با در آمد آن امرار معاش میكرد
.
هنوز بيست ساله نشده بود كه عملاً
سردبير روزنامه شد و مورد توجه همه حتا
مسوولان
سانسور شهربانی
رضا شاه
قرار گرفت
!

دكتر حسين فاطمی
وی
پس از مدتی
به تقاضای
مصرانه
ی
سیف پور
به اصفهان بازگشت
و اداره روزنامه باختر را به عهده گرفت
؛ احتمالاً برادرش نگران بود که هیجان ها و احساس های
آتشین حسین او را به مخاطره اندازد .
اولين بار به خاطر
چاپ
دو بيت شعر زير به زندان افتاد:
اين ملک
يک
انقلاب میخواهد
و بس
خونریزی
بیحساب
میخواهد
و بس
امروز دگر درخت آزادی
ما
از خون من و تو آب میخواهد
و بس
چندی بعد
در مقالهای
نمايندگان مجلس رضاشاهی
را تلويحاً
عروسک
های
خيمه شب بازی
ناميد و
باز هم
به زندان افتاد.
با توجه به
سوء
پيشينه اش در شهربانی
،
مدتی
با افراد شرور و خطرناک
همبندش
کردند
تا آن كه پس از شهريور
۱۳۲۰ به همراه دیگر
زندانيان سياسی
آزاد شد
.
اکنون دیگر دوران بیست ساله ی سلطنت
رضاشاه به پایان رسیده بود و پسر جوانسالش به جای او
بر تخت نشسته بود . در دوران جدید فاطمی
به تهران آمد و روزنامه
ی
باختر
امروز
را
به طور غیر رسمی
راه اندازی
نمود و
در نخستین سرمقاله اش در تاریخ 14
تیرماه 1321 زیر عنوان " خدا ، ایران ، آزادی " چنین
نوشت :
« بالاخره بايد برويم به نزد پدران
؛
می
شود با روی
سياه رفت ؟مایيم
و آيندگان
؛
با خفت و خواری
میتوان
در گور خفت ؟ نه... اين امر محال است...در راه انجام
مقصود فداكاری
میكنيم
،
جانبازی
می
كنيم و تا لب پرتگاه
میرويم
...»
اولين رویارويی
وی
با
حکومت
محمد رضاشاه
هنگامی
رخ داد كه علی
سهيلی
نخست وزیر
در صدد محدود ساختن مطبوعات برآمد
.
پس به تنهايی
در برابر رژيم ايستاد و شاه را سلطان حسين
ناميد .
در مقاله هایش با زبانی پر شور گذشته ی
پر عظمت و افتخارات تاریخی ایرانیان را به یاد آن ها
می آورد و فرو شدن در خواب غفلت را موجب از دست رفتن
بزرگی ملت ایران می دانست . زندگی را با سرافرازی می
خواست و مرگ را با شرف خوش می داشت .به
واقع دكتر فاطمی
ملی
گرایی
تمام عيار،
با گرايش های
تند
و
انقلابی
و ضدیت
شدید با
استعمار بود . او در اين مدت ، قلم را
با دربار و با هيچ گروه ديگری
معامله نکرد
.
پس از پايان جنگ جهانی
دوم ، به سفارش برخی
از بزرگان كه استعداد سرشار وی
را مشاهده نموده بودند،
در بين کسانی
قرار گرفت كه به پاريس فرستاده میشدند.
در آنجا با سختی
و تنگدستی
مشغول به تحصيل در رشته
ی
حقوق شد،
اما ارتباطش را با ايران قطع نكرد
؛
همچنان نوشته هايش را برای
ميهن میفرستاد
و روزنامه های
چاپ ايران را دريافت می
کرد
و می خواند
.
مهيج ترين نوشته های
وی
درباره
ی
مساله
ی
آذربايجان
و تحركات ضد ميهنی
نوشته شد.
او که نگران تجزیه ی ایران بود از شهر
پاریس رویدادهای آذربایجان را دنبال می کرد و برای
نشریه های ایرانی می فرستاد .
سرانجام پس از
۳سال
و چند ماه(از
۱۳۲۳
تا اواسط
۱۳۲۷ )
با رتبه
ی
عالی
دكترای
حقوق خود را با تز
"
وضعيت كار در ايران"
از دانشگاه پاريس دريافت کرد
.
همچنين ديپلم مدرسه
ی
هوت اتود انترناسيونال
را به همراه ديپلم روزنامه نگاری
گرفت.در
اين هنگام دوست عزيز وهمكار روزنامه نگارش محمد
مسعود سردبير مرد امروز ترور شد و اين
مساله موجب ناراحتی
بسیار
او گرديد.
پس از بازگشت به ايران مورد استقبال
گسترده قرار گرفت اما فقط به دنبال
پيشوای
خود ، مصدق رفت
.
پس از مدتی
به طور زسمی
امتياز روزنامه
ی
باخترامروز
را گرفت و
در هشتم مرداد ماه
۱۳۲۸
اولين سرمقاله
اش را
با عنوان يا
مرگ يا آزادی
منتشر کرد که در آن نوید می داد "
باختر امروز با همان تهور ديروز
(باختر)
...
از مصالح علف خورها و
پا برهنه
ها دفاع خواهد كرد
"
اما
پس
از چند شماره در
۱۲
مرداد
1328 انتشار
مقالهای
تحت عنوان اين دزدها باز
هم سواری
میخواهند
كار آن را به توقيف كشاند.

دکتر فاطمی (با عصا ) در میان
نویسندگان و کارکنان باختر امروز ـ نفر اول از راست
ذبیح بهروز ، سمت چپ فاطمی :محمد علی جعفری نویسنده ی
کتاب قلم و سیاست
تشكيل جبهه
ی
ملی
به پيشنهاد دكتر فاطمی
:
اين هنگام مصادف بود با پايان مجلس
پانزدهم و بازگشت دكتر مصدق به صحنه
ی
مبارزه
و بزرگترين مشكل
نابرخورداری انتخابات از
آزادی
بود كه به
سبب مداخله ی
شاه و
ارتش در انتخابات صورت میگرفت
.
همچنین
قرارداد گس- گلشایيان
که
در مجلس مطرح شده
بود كه
نامه
ی
دكتر
مصدق خطاب به برخی
نمايندگان و
حملات
شديد باختر
امروز
تا حدی
آن را متوقف كرده بود و همه منتظر برپایی
مجلس شانزدهم بودند
.
دكتر مصدق در اين باره در خاطرات خود
مينويسد :
"
در انتخابات دوره شانزدهم تقنينيه كه باز دولت در همه
جا دخالت می
نمود شادروان دكتر حسين فاطمی
با من مذاكره نمود كه برای
آزادی
انتخابات فكری
بكنيم ."
دكتر فاطمی
همچنين با تلاش فراوان همكاری
برخی
مديران جراید
را نيز جلب كرده بود و به اين ترتيب دكتر مصدق برای
آزادی
انتخابات وارد ميدان شد
و لایحه ی آزادی انتخابات را به مجلس
برد و تصویب کرد . دکتر فاطمی نیز
طی
بيانيهای
از مردم
خواست
كه او و يارانش را تنها نگذارند و در روز
۲۲
مهرماه در دربار تحصن كنند .
صبح روز جمعه
۲۲
مهر ماه
۱۳۲۸
مردم دسته دسته در اعتراض به تقلب در انتخابات به
دنبال دكتر مصدق و دكتر فاطمی
و برخی
ديگر از ياران آنان درخيابان كاخ اجتماع میكنند
و۲۰
نفر به نمايندگی
ازآنان از جمله دكترمصدق ودكتر فاطمی
در دربار متحصن میشوند
و حتا
دست به اعتصاب غذا میزنند،
اما سرانجام
با فشار عوامل حکومت تحصن شکسته می شود
.
مصدق به احمد آباد تبعيد
می گردد،
ولی
در همين هنگام اعلاميه
ی
دكتر فاطمی
كه در آن دربار و هيات حاكمه محكوم شناخته میشوند
و انتخابات (دوره شانزدهم) غير قانونی
اعلام میگردد
به مصدق جان تازهای
می بخشد
.
در اين هنگام مصدق كه در تبعيد احمد
آباد به سر میبرد
از تحصن کنندگان
دربار
دعوت کرد که به خانه هایشان برگردند
و دكتر فاطمی
ضمن نطقی
چنين اظهار داشت
:
«
اكنون كه فواید
كار دسته جمعی
برعموم رفقا روشن گرديد وقدرت نفوذ و اتحاد و وحدت بر
همه معلوم گرديد،چه خوب است اين عده برای
انجام كارهای
مهم سياسی
و مملكتی
دست به دست هم داده به نام
جبهه ملی
، تحت نظم و ديسيپلين خاصی
شروع به مبارزات برای
پيشبرد اهداف مختلف نمایيم.
»
پس از بنيانگذاری
جبهه
ی
ملی
،
در تاریخ اول آبان ماه 1328
دكتر فاطمی
سرپرست كميسيون تبليغات شد و باختر امروز به عنوان
ارگان جبهه
ی
ملی
ايران به کارش ادامه داد.
دکتر فاطمی در اولین مقاله اش پس از تشکیل جبهه ی ملی
آن را "
پرچمدار آزادی
و طرفدار قانون اساسی
و دشمن زورگويی
و دزدی
و رشوه خواری
" معرفی کرد و نوشت : "
مساعی
اين جبهه در اين راه به كار خواهد رفت كه قيافه
ی
مسخ
شده ی
دموكراسی
كاغذی
دروغين فعلی
را به صورت واقعی
بيرون آورد."
و به اين ترتيب مبارزه
ی
مصدق و يارانش كه از آن بوی
نفت و خون به مشام میرسيد
آغاز شد
.
آنان مخالفت خود را با قرارداد گس-گلشایيان
آغاز نمودند
. قراردادی
كه دولت انگليس را تا سال
۱۹۹۳
در غارت منابع ايران آسوده خاطر میساخت
و اين در حالی
بود كه شاه به انگليسی
ها قول داده بود كه با گرفتن اختيار
انحلال مجلسين خواهد توانست لايحه
ی
نفت گس- گلشایيان
را از تصويب بگذراند و چون حسين علا كاری
از پيش نبرد با فشار اربابان خارجی
، تيمسار رزم آرا بر سر كار آمد تا با فشار و
ديكتاتوری
منافع اربابان خارجی
را تامين نمايد و او خود نيز روياهای
بزرگی
در سر داشت
.
مصدق و يارانش
در مجلس و مطبوعات
قاطعانه در برابر رزم آرا ايستادند و
عملاً
كار او را متوقف كردند
.
رزم آرا سرانجام
در یک
صبح زود به تنهايی
به منزل دكتر فاطمی
رفت تا شايد او را نيز مانند بسياری
ديگر با وعده و وعيد،
يا سخن گفتن از اصلاحات بفريبد،
اما دكتر فاطمی
باز هم دكتر فاطمی
ماند وفريب نخورد و تفاوت خود
را
با رزم آرا در اعتقاد به
دموكراسی
برای
ملت ايران دانست و تا آنجا پيش رفت كه
رزم آرا دستور توقيف او را صادر كرد اما او عزيزتر شد
و با اعتصاب دانشجويان سرانجام آزاد شد.
در بهار
1330
و در گرماگرم اين مبارزات مصدق سخن
فاطمی
را كه میگفت
"برای
اين كارها وقت ندارم"
نشنيده گرفت و او را كه
اندکی
بيش از سی
سال داشت بر سر سفره
ی
عقد نشاند؛
عروس ، پريوش دختر
۲۲
ساله
ی
سرتيپ محمد
سيطوطی
بود.
سال بعد
این زوج صاحب پسری شدند
كه او را علی
نام نهادند .
طرح ملی
شدن صنعت نفت :
در اين زمان كه بحث برسر لايحه
ی
نفت طولانی
شد وكار كم كم به بن بست رسيد، دكتر فاطمی
پيشنهادی
را در آغاز با مصدق و سپس به اشاره
ی
او در جمع نمايندگان جبهه
ی
ملی
مطرح نمود كه نه تنها در ايران بلكه در تمام دنيا به
روزگار خود انفجاری
بس عظيم آفريد و آن عبارت بود از
:
پيشنهاد ملی
شدن صنعت نفت
ایران . این پیشنهاد
مورد موافقت بيشتر نمايندگان جبهه
ی
ملی
قرار گرفت و به دنبال آن مصدق و يارانش مورد شديدترين
حملات قرار گرفتند .به هر روی
هيچ يک
از اين اقدامات در اراده
ی
آهنين آنان تاثيری
ننهاد و باختر امروز پيشرو و سردمدار مبارزه بود. دكتر
فاطمی
در اين زمان دوستان بسياری
نيز پيدا كرده بود و حتا
با اطلاع جبهه
ی
ملی
به دربار نيز راه داشت و با شاه ارتباط داشت و آنان
سرانجام موفق شدند قانون ملی
شدن صنعت نفت در سراسر كشور را به تصويب برسانند .
رزم آرا نيز هرچه تلاش كرد كاری
از پيش نبرد و
بدین ترتیب
علا
به نخست وزیری رسید ، اما او هم
نتوانست خواسته ی شاه را در جهت مبارزه با ملی شدن نفت
عملی کند . به دنبال این ناکامی علا
استعفا داد و هرچه شاه از او خواهش كرد
تا بماند نپذيرفت و در اين هنگام وحشت در اردوی
مليون افتاد
چرا که
سخن از كودتای
نظامی
بود...
دكتر فاطمی
سرمقاله
ی
باختر امروز را نوشت و سپس به نگارش
وصيت نامه
ی
خود پرداخت
.
برنامه آن بود كه به مصدق پيشنهاد نخست
وزيری
شود و چون او نپذيرد مجلس به سيد ضياالدين
ابراز تمايل كند اما مصدق كه از اين مساله آگاه شده
بود، بر خلاف هميشه پذيرفت اما آن را منوط به تصويب
لايحه
۹
مادهای
ملی
كردن صنعت نفت و خلع يد
شرکت های نفتی انگلیسی
نمود.
پس از نخست وزيری
مصدق روز عمل فرا رسيد و
گروه های بسیاری
كه به دنبال مال و مقام به جبهه
ی
ملی
پیوسته بودند
سخت برآشفتند تا آنجا كه میخواستند
جبهه
ی
ملی
را منحل كنند يا مصدق را از آن كنار بگذارند و اين فقط
دكتر فاطمی
بود كه با از خود گذشتگی
و تلاش فراوان مانع از طرح آن دو نكته و نفاق بيشتر در
جبهه
ی
ملی
شد و با کوشش و از خود گذشتگی
فراوان اين جمع ناهمگون و عجيب را دور هم نگه داشت و
در مواردی
نزد برخی
ياران از جمله آيت ا... كاشانی
،
حسین
مكی
و بقايی
رفت و
حتا
دست به التماس و زاری
زد تا آنان به جبهه
ی
ملی
پشت
نكنند و برای
حفظ اتحاد وهمبستگی
بيشتر در باختر امروز نوشت
: "
اگر ملی
شدن صنعت نفت نبود،
كابينه طور ديگری
تشكيل میشد."
دكتر فاطمی
در۳۰
ارديبهشت۱۳۳۰
با وجود مخالفت شديد و در حالی
كه كمتر از
۴۰
سال داشت و مورد حسادت
شدید دوست و دشمن
قرار داشت، با حمايت قاطع مصدق به سمت
معاون پارلمانی
نخست وزير و سخنگوی
دولت منصوب شد وسعی
فراوانی
کرد
تا شاه را با ملت همراه سازد، به اميد
آن كه استقلال و دموكراسي ايران بر طبق قانون اساسی
تامين شود . همچنين او پس از دريافت حكم معاونت نخست
وزيری
از همكاران باختر امروز خواست تا بدون ملاحظه او و
مصدق به رويه
ی
انتفادی
خود ادامه دهند.
|